اورشلیم، شهری که همیشه نشان دین و ملیت و قبله گاه یهودیان بوده و هست

 

از هنگامی که حضرت داود در سه هزار سال پیش اورشلیم را به عنوان پایتخت اسرائیل باستانی برگزید، این شهر به گونه ای شگفت آور، همیشه مرکز زندگی و زیست روح و روان و هویت ملی مردم اسرائیل به شمار رفته است.

یهودیان در طول دو هزار سال پراکندگی در کشورهای غربت، همیشه به سوی اورشلیم نماز گزاشته و برای بازگشت به آن به نیایش پرداخته اند.

یکی از نام های متعدد شهر اورشلیم واژه “صیون” است که جنبش “صیونیسم” (نهضت بازگشت یهودیان به سرزمین پدری) از این نام گرفته شده است.

از زمان ویران شدن اورشلیم و معبد مقدس آن در سال ۷۰ میلادی، تا هنگام بازگشت حق حاکمیت ملی یهودیان به هنگام بنیان یافتن اسرائیل مدرن در سال ۱۹۴۸ ، این شهر تحت سیطره قدرت های بیگانه متعددی بود که اکثر آن ها آثاری از خود در اورشلیم بر جای گذاشته اند، ولی هیچ یک از این حاکمان بیگانه هرگز شهر اورشلیم را به عنوان پایتخت حکومتی و یا اداری خود نگزید.

حتی در دوران امپراطوری عثمانی، که سلطان خود را خلیفه مسلمانان جهان نیز می خواند، در طول همه چهارصد سالی که بر سرزمین اسرائیل حکومت کردند، اروشلیم هرگز هیچ مرکزیتی نداشت و بخشی از سنجق (ایالت) شام محسوب می شد..

از حدود دو هزار سال پیش که یهودیان از وطن و پایتخت خود تبعید شدند، اورشلیم برای حاکمان بعدی همیشه یک شهر حاشیه ای بود.

با آنکه اورشلیم به تصرف بیگانگان در آمده بود، یک جمعیت کوچک یهودی نیز همچنان در طول تاریخ در آن می زیست.

تا نیمه اول قرون نوزدهم، اورشلیم شهری محصور در داخل دیوارهای بلند بود که از چهار محله و مرکز عمده سکونت یهودیان، مسلمانان، ارامنه و مسیحیان تشکیل می شد.

از حدود سال ۱۸۶۰ به بعد، جمیعت یهودی شهر دوباره رو به افزایش گذاشت و یهودیان به ساختن مراکز جمعیتی تازه ای خارج از دیوارهای محاصره کننده شهر پرداختند و هسته اصلی اورشلیم امروزی را بنیان نهادند.

امروز اورشلیم از نظر وسعت خاک و تعداد جمعیت، بزرگترین شهر اسرائیل محسوب می شود.درست است که تل آویو و شهرک های چسبیده به آن از نظر وسعت و جمعیت بزرگتر از اورشلیم هستند، ولی تل آیو، بدون محاسبه شهرک های پیوسته، کوچکتر و کم جمعیت تر از اورشلیم است.

در دوران سلطه حکومت قیم بریتانیا بر سرزمین اسرائیل (سالهای ۱۹۱۸ تا ۱۹۴۸)، اورشلیم از یک شهر فراموش شده و فقر زده، به یکی از استانهای امپراطوری عثمانی ، به مرکزی رو به شکوفائی مبدل گشت.

در این دوره محله های مسکونی تازه ای در اورشلیم ساخته شد که هر یک بازتاب دهنده ویژگی های قومی و تباری ساکنان آن (مانند: مسلمانان، یهودیان، ارامنه و عامه مسیحیان) بود.

با پایان گرفتن جنگ استقلال اسرائیل (سالهای ۱۹۴۸-۱۹۴۹)، با توجه به آنکه بخش باستانی و قدیمی در شرق اورشلیم به تصرف ارتش اردن هاشمی در آمد و غرب اورشلیم از محاصره دشمن آزاد شد، خط آتش بس جنگ،  اورشلیم را به دو بخش تقسیم کرد.

اردن کنترل بخش شرقی شهر را به تسلط خود درآورد، که همه اماکن باستانی و مقدس شهر نیز در آن جا قرار داشت.

اسرائیل بر بخش باختری اورشلیم مسلط شده بود که دوباره به عنوان پایتخت کشور گزیده شد.

در طول نوزده سال پس از جنگ استقلال اسرائیل، جدایی دو بخش شرقی و غربی اورشلیم ادامه داشت و پایتخت باستانی یهود دو پاره شده بود و دیوارهای بلند بتونی و سیم های خاردار دوبخش را از یکدیگر جدا می کرد.

یهودیان در بخش غربی اورشلیم به پشت بام های بلند می رفتند، تا از آن جا بخش شرقی را که در تصرف اردن بود به چشم ببینند و در آرزوی روزی باشند که بتوانند از “کُتِل هَمعراوی”، معروف به “دیوار ندبه” زیارت کنند.

در پی اتحاد دوباره شهر به دنبال جنگ شش روزه سال ۱۹۶۷، اورشلیم امروزمنطقه وسیعی را از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب شامل می شود و شمار جمعیت آن از هشتصد هزار نفر فراتر رفته است.

اورشلیم شهری است که به طور مستمر به هویت باستانی و نیز آینده خویش می نگرد و در طول سال ها در آن مراکز تاریخی بازسازی شده، ساختارهای بنیادین تازه و مراکز و ساختمانهای جدید برپا گردیده است.

اورشلیم با هویت پایتخت اسرائیل، مقر ریاست جمهوری، مرکز فعالیت کنست (پارلمان)، مقر دیوان عالی کشور و همه وزارتخانه های دولتی می باشد.

اورشلیم دارای جمعیتی متنوع، با فرهنگهای گوناگون و سنتهای رنگارنگ و باورهای مذهبی جداگانه و سلیقه های متفاوت است.

از یهودیان گرفته تا اعراب، اورشلیم شهری است  که در آن انواع سنت ها شکوفا گشته و به آن جنبه زیست فرهنگی ویژه ای داده است.

در همان حال که این شهر مختصات یک مرکز بین المللی را دارا می باشد، از سوی دیگر و به همان اندازه، از چهره و هویتی کاملا اسرائیلی برخوردار است.

بسیاری از اماکن مذهبی که برای هر سه دین یکتاپرست جنبه تقدس دارد، در اورشلیم قرار گرفته است و از جمله: “کُتیل هَمَعراوی (دیوار شرقی، معروف به دیوار ندبه) که واپسین بازمانده دومین معبد مقدس یهود و مرکز دعا و منبع الهام برای یهودیان در اسرائیل و سراسر جهان می باشد.

مکان دیگر مسجد الاقصی و “قُبة الصُخرة” (معروف به مسجد عمر بن الخطاب) می باشد که محل عروج پیامبر اسلام به آسمان محسوب می شود.

مسجد الاقصی پس از مکه و مدینه، سومین مکان مقدس برای مسلمانان به شمار می رود.

مکان مقدس دیگری هست که “باغ گت شِمِن” نام دارد و از دیدگاه مسیحیان مکان مقدس محسو می شود.

همچنین کلیسای قیامت(HOLY SEPULCHER که به باور مسیحیان، حضر عیسی از آنجا به آسمان عروج کرد.

چند مکان دیگر نیز در اورشلیم وجود دارد که هریک به نحوی از دیدگاه مسیحیان مقدس محسوب می شود  و با زندگانی و مرگ حضرت عیسی مسیح ارتباط دارد.

هر ساله نزدیک به دو میلیون بازدید کننده به اورشلیم می آیند تا به تفحص در مراکز تاریخی و اماکن مقدس آن بپردازند و از مظاهر چند قومی و چند فرهنگی این شهر لذت برند.

دولت و شهرداری اورشلیم برای نگاهداری از اماکن مقدس ادیان سه گانه و همچنین به هدف نوسازی و زیباتر کردن اطراف آن ها، همچنان به تلاش ادامه می دهند و هر سال بودجه های ویژه ای برای آن در نظر گرفته می شود.

اگر برای گردشگری به اورشلیم می آئید، فراموش نکنید که حتما به دیدن “خیابان کورش” بروید. شاید این خیابان هیچ ویژگی ندارد و همانند دیگر خیابان های کوتاه اورشلیم است، ولی در خارج از ایران، اسرائیل یکی از معدودترین و شاید تنها کشور جهان است که در دو شهر اورشلیم و حیفا، نام جاودان کورش بزرگ را به روی خیابان خود گذاشته استو

در فرصتی دیگر، از دیدن ها و تفریحگاه ها و موزه ها و اماکن دیدنی اورشلیم با شما سخن خواهیم گفت.

 

دیدگاه شما:

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید