به رسمیت شناختن اسرائیل توسط علی خامنه ای و دولت حسن روحانی

 

این مقاله سعی ندارد که به تاریخ برگردد و تا جائی برود که اساسا نه از اسلام و نه از مسحیت در اسرائیل امروزی خبری نیست یعنی ۵۳۹ سال قبل از تولد مسیح که مسلمانان و مسیحیان در نطفه هم نبودند و هیچ عربی در اورشلیم و اسرائیل امروزی زندگی نمیکرد و حضور نداشت و کوروش هخامنشی بردگان یهودی را از دست بخت النصر درسرزمین  بابل (عراق امروز) رهانید و مرز های خود را تا کنار غزه امروزی رساند.

کوروش به یهودیان مهربانی کرد. دستور داد آنچه بابلیان از مردم یهود غارت کرده بودند به آنان باز گردانده شود و آنان را راهی همین اورشلیم کرد که مجددا بسازندش و در آنجا زندگی کنند.

کوروش از بیت المال ایران به مردم یهود پول داد که بروند و بیت المقدس (نیایشگاه بزرگ یهودیان در اورشلیم) را از نو بنا کنند – و حالا حکومت اسلامی ایران می خواهد آنان را نابود و کشورشان را ویران کند.

کوروش پادشاه هخامنشی، نامی است آشنا برای بسیاری از یهودیان؛ در کتاب مقدس یهودیان به نام «عهد عتیق»، ۲۳ بار نام او به صورت مستقیم آورده شده و چندین بار هم اشاراتی غیرمستقیم به این پادشاه هخامنشی شده است.

نام کوروش با صفت «منجی» در عهد عتیق همراه شده است؛ پادشاهی که پس از فتح بابل در روز بیست و نهم اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد مسیح، یهودیان را از بردگی رهانید. او چند ماه بعد، با صدور فرمانی که در کتاب دوم «تواریخ ایام» (باب ۳۶ آیات ۲۲-۲۳) به آن اشاره شده، دستور بازسازی «هیکل سلیمان»(معبد سلیمان یا بیت المقدس) در اورشلیم را داد که نیم قرن پیش تر توسط نیروهای «بخت‌النصر» بابلی خراب شده بود.

علاوه بر عهد عتیق، مورخان و نویسندگان کلاسیک یهودی نیز همواره به نام کوروش هخامنشی در آثار خود اشاره کرده‌اند؛ از جمله، تاریخ‌نگار یهودی ساکن اورشلیم در قرن نخست میلادی به نام «یوسفوس فلاویوس» که در فارسی او را بیش تر با نام «یوسف فلاوی» می‌شناسند. او متن نامه‌ای از کوروش کبیر به فرمانداران امپراتوری هخامنشی را در کتاب خود آورده که در آن به جزییات کمک به ساخت مجدد معبد اورشلیم اشاره شده است.

بحث این مقاله این هم نیست که بگوید دشمنی فاشیزم هیتلری با یهودیان در اروپا و جهان چه بر سر آنان آورد و کدام کوره های آدم سوزی با پیکرهای شش میلیون یهودی بیگناه به آتش کشیده و سوزانده شد.

بحث این مقاله این هم نیست که به اعضای سابق گروه اس اس هیتلری در سازمان ملل مانند کورت والت هایم دبیر کل آن بپردازد (که گذشته ننگین خود را پنهان کرده بود و در دوره خدمت او در سازمان ملل چندین قطعنامه ضد اسرائیل یو ضد یهودی انتشار یافت. تنها سال ها بعد فاش شد که او در جوانی عضو سازمان اس است هیتلر بوده که شنیع ترین جنایات را علیه بشریت مرتکب شده بود) و یا دفتر تفکرات ضد یهود در سازمان ملل و یونسکو را ورق بزند که چطور سنگ فاشیزم اسلامی را به سینه میزنند.

بحث در این هم نیست که به “ننه من غریبم “های حماس و جهاد اسلامی و علی خامنه ای و حسن روحانی و راه اندازی های متهوع اسلامی و یا مواضع ضد یهود و ضد صهیونیستی و ضد امپریالیستی چریکهای هپروتی بپردازم

موضوع بجث این مقاله بازتاب تصمیم پرزیدنت ترامپ در جابجائی سفارت ایالات متحده از تل اویو به اورشلیم است و این موضع گیری که رسما اعلام کرده اند که جابجائی سفارت ربطی به مسائل ارضی بین دو کشور اسرائیل و فلسطین نخواهد داشت.

یعنی مسائل ارضی باید بین دو کشور حل شود.

موضع علی خامنه ای و حسن روحانی و گروه های ترور اسلامی مانند حماس و جهاد اسلامی و حزب الله را که اساسا حاضر به مشروعیت بخشیدن به موجودیت اسرائیل نبودند و تا ریختن یهودیان به آب دریا پیش میرفتند بزیر علامت سئوال برد و شیخ حسن روحانی شخصا برای بنزین ریختن بر آتش جدالهای بین اسرائیل و فلسطین و فرار خود و رژیم اسلامی از بحران های دامنگیرش در برجام دو و سه و چهار و سرنگونی به ترکیه رفت ولی در دام  تائید اورشلیم بعنوان حداقل بخشی از اسرائیل افتاد یعنی به افتادن بخشی از اورشلیم در دست اسرائیل صحه گذاشت و از مواضع گذشته خود مبنی بر انکار موجودیت اسرائیل و خودداری از برسمیت شناختن آن عقب نشست.

دپبلماسی روسای جمهوری گذشته امریکا نتوانسته بود تا این حد، کل جامعه عرب و رژیم جمهوری اسلامی و گروه های ترور اسلامی و مواضع هپروتی نیروهای ضد یهود و ضد صهیونیستی را که نفی کنندۀ موجودیت اسرائیل بودند، یکدست کرده روی این پلاتفورم که  موجودیت اسرائیل باید برسمیت شناخته شود متحدشان کرد.

نوید اخگر

جمعه ۱۵ ماه دسامبر سال ۲۰۱۷ میلادی سوئد استکهلم

 

5 دیدگاه‌ها

  1. نخست اینکه آیا شما یک یهودی هستید که اینگونه با یهودستیزی پیکار اهانت آمیز میکنید؟ اگر هستید استکهلم چکار میکنید؟ دیگر اینکه در دوره ای که در آلمان هیتلری کشتار یهودیان در حال اجرا بود .. با توجه به ویژگی عارضه به یهودیان(خودشان میگویند در اثر دشمنی جوامعی که ایشان در آن زندگی میکردند) یعنی ننه من غریبم بازی! کسی سخنشان باور نمیکرد که این یهودیان هپروتی مگر میشود کوره آدم سوزی؟ مگر رژیم های امریکا و انگلیس و شوروی میشود سکوت اختیار کنند؟حتی تاکنون که ۷۵ سال میگذرد!! اما ایرانی ها باور کردندو یهودیان بساری را از فاجعه رهانیدند! و اما اگر تفکر و اندیشه ضد امپریالیستی و ضد یهود در بین چریک های هپروتی! میبینید از جمله عللش خود شما هستید .. از کودتای ۵۷ بدین سو تمام ارگان های بین المللی .. رژیم ها! دستگاه های اطلاعاتی خیلی خوب خوب میدانند در ایران چه خبر است .. اما کتمان حقیقت.. اگر برای آشویتس چند سال بود اینجا شده چند دهه و هنوز هم نه میپذیرند کتمان هم میکنند .. نمایانگر بارز مدیریت واحد رسانه ها و ابرقدرت ها و حتی رژیمچه ها میباشد ..

  2. از اینشتاین منقول است دنیا را کسانی که تخریبگر هستند به ویرانی نمیکشانند بلکه کسانی که نظاره گر بی تفاوت (و یا موید به دل و خرسند) این ویرانگری هستند به تخریب کشانده اند… بی شک روزی نقش مثلث اهریمنی متفقین در آشویتس آشکار خواهد شد .. همانگونه که امروزه بر همگان آشکار است که ریگان چطور میگفت ما خودمان خمینی را آوردیم یا بازرگان میگفت ما از آمریکا کمی آزادی سیاسی میخواستیم برایمان انقلاب آورد و یا سرریز شدن چند هزار کمونیست آموزش دیده از مرز های ایران و شوروی در آستانه کودتای ۲۲ بهمن همه اینها نمودیست از همانها که اکنون با استفاده از ابزاری بنام رژیم اهریمنی آخوندی که خودشان بر ایرانیان به غالب کردند همه جا نام پاک ایران و ایرانیان را آلوده به القاب و صفات رژیم اهریمنی مغولیستی دست آموز ودست پرورده خودشان میکنند …

  3. در جواب بهروز جان, من در مورد کودتا ( توطئه) با شما موافقم. ولی این فقط دول غربی نبودند که حکومت کنونی ایران را به ایرانیان تحمیل کردند, خود مردم ایران و خود مرحوم شاه نیز نقش مهمی داشتند. مردمی که اینقدر ساده باشند که با کوچکترین وعده و وعید به خیابان بریزند, همین بلا سرشان باید بیاید. و شاه از این جهت مقصر بود که اولا ریشه روحانیت را قطع نکرد و مدارس مذهبی را از بین نبرد, و دوما در مورد نفت با غرب درافتاد و بر خلاف عربستان با آنها مدارا نمیکرد . در هر حال امروز وضع می توانست جور دیگری باشد و من و شما می توانستیم در مملکت خود باشیم نه آواره جای دیگر.

  4. پس از چهار دهه برای چرایی انقلاب ایران و اینکه چرا مردم ایران همچون نهنگ ها دست به خودکشی جمعی زدند می توان تحلیل های متفاوت و معتبری ارائه نمود. ولی اینگونه می توان تحلیل کرد که شاید انقلاب ایران یک نیاز بود تا مردم ایران به بلوغ و آگاهی برسند که این امامزادگان نه تنها شفا نمی دهند بلکه کور هم می کنند. شاید این سختی و مشقت باید بر مردم ایران می رفت تا تاوان عدم آگاهی خود را نسبت به نعماتی که لگدمال کردند بپردازند و حال که به بلوغ و حکمت رسیده اند، تغییر حکومت می تواند امید تازه ای نه تنها برای شکوفایی ایران، بلکه برای خاورمیانه و جهان باشد. مردم ایران باید مطالعه کنند که اسرائیل از کجا منشاء گرفته است و باید آگاه باشند که همیشه با دوستی و حُسن نیت می توان زندگی و دنیای بهتری داشت.

دیدگاه شما:

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید