هولوکاست – گفتار پنجم: زندگی مشقت بار یهودیان در “گتوها” و در محاصره سربازان نازی

در گفتارهای پیشین دیدیم که چگونه حزب نازی در آلمان به قدرت رسید و فضای سیاسی و اجتماعی آن کشور را علیه یهودیان زهرآگین کرد و قوانینی از تصویب گذراند که یهودیان را مورد تحریم قرار می داد و خواهان برپائی یک امپراطوری بزرگ بود که تاکید می کرد نژادهای پست نباید در آن وجود داشته باشند.

منظور اصلی هیتلر از واژه “نژاد پست” در درجه اول یهودیان بود. ولی کولی ها و معلولین و همجنسگرایان و حتی مخالفان سیاسی خود را نیز پست می دانست و خواهان نابودی آنان بود.

هیتلر که جنگ جهانی دوم را در اواخر سال ۱۹۳۹ با حمله به لهستان آغاز کرد، دستور داده بود که وقتی پای سربازان آلمانی به کشوری یا شهری یا روستای اشغال شده می رسد، اولین ماموریت آن ها شناسایی و دستگیری یهودیان و انتقال آن ها به “گتو” می باشد.

“گتو” در اروپا به محله هایی اطلاق می شد که یهودیان در آن زندگی می کردند.

یهودیان در بسیاری از مقاطع تاریخی از حقوق شهروندی و یا بخشی از آن محروم بودند. محله های یهودی نشین در اصطلاح “گتو” (Ghetto) نامیده می شد.

یهودیان در طول تاریخ پراکندگی خود در اروپا و قاره های دیگر، معمولا به صورت متمرکز و در محله های خاص خویش زندگی می کردند، زیرا می خواستند به مراکز خدمات اجتماعی و مذهبی خود (مانند کنیسا، قصابی گوشت کاشر و مکتب خانه و مدرسه یهودی) نزدیک باشند.

علت دیگر آن بود که اهالی آن سرزمین ها به یهودیان امکان (و حتی اجازه) نمی دادند با آنان مخلوط شوند.

یهودیان در همه جا و همه وقت مورد تبعیض قرار داشتند و شهروندان درجه دو محسوب می شدند.

تبلیغات کشیش های مسیحی در ایجاد این تنفر نقش اساسی داشت. ولی موفقیت های مادی و معنوی یهودیان نیز موجب حسادت می شد و به یهود آزاری می انجامید.

یکی از نخستین اقدامات ارتش آلمان پس از اشغال هر کشور، بازداشت یهودیان و متمرکز ساختن آنان در اماکن ویژه (معمولا گتوها) بود. لهستان، نخستین کشوری که به اشغال نازیها در آمد، دارای یکی از پرجمعیت ترین مراکز اقامت یهودیان در اروپا بود و شمار یهودیان آن کشور بر سه میلیون و پانصد هزار نفر بالغ می شد.

متمرکز کردن یهودیان از سراسر اروپا در گتوها، مقدمه فرستادن آن ها به اردوگاه های مرگ مانند آشوویتس بود که در آن جا یهودیان را ابتدا در حمام های گاز کشنده خفه می کردند و سپس اجساد آن ها را در کوره های آدم سوری به خاکستر مبدل می ساختند.

رئیس اداره مرکزی امنیت رایش سوم که راینهارد هایدریش نام داشت، در همان نخستین هفته های اشغال لهستان دستوری صادر کرد که به موجب آن باید همه یهودیان را بازداشت کنند، همه اموالشان را از آن ها بگیرند و سپس آنها را در گتوها و یا در اماکن ویژه تحت نظر قرار دهند.

با صدور این دستور، هرگونه محدودیتی در بازداشت و آزار و حتی کشتار یهودیان به دستور ماموران نازی و یا اوباش محلی لغو گردید.

سربازان آلمانی و عمال اس اس و گشتاپو که از همکاری بیدریغ مزدوران لهستانی خود نیز برخوردار بودند، هر یهودی را که از دستور آن ها سرپیچی می کرد به گلوله می بستند.

بدستور هایدریش، مقرر گردید که یهودیان آلمان نیز با قطار به لهستان انتقال یابند و در بازداشتگاه های ویژه متمرکز گردند.

او برای اجرای همه این دستورها چهار هفته به سربازان آلمانی وقت داده بود.

زندگی در گتوها بسیار دشوار بود و شرائط موجود غیر قابل تحمل می نمود. ی

هودیان اجازه خروج از گتو را نداشتند. دور و بر گتو را دیوار بلند کشیده بودند و هرکس که تلاش می کرد از آن جا خارج شود، بی رحمانه هدف گلوله قرار می گرفت و کشته می شد.

یهودیان از همه دارائی خود محروم شده بودند و حق کار کردن نداشتند.

جمعیت داخل گتو چندین برابر گنجایش واقعی آن محله بود. محله ای که معمولا سه یا چهار هزار نفر در آن زندگی می کردند، در نتیجه آوردن یهودیان شهرها و شهرک های اطراف پذیرای جمعیتی شده بود که گاهی از یکصد هزار نفر بیشتر می شد.

در گتو، با این جمعیت زیاد، نان و آذوقه، به میزانی که شکم چنین جمعیت بزرگی را سیر کند، بدست نمی آمد.

در نتیجه تمرکز چنین جمعی بزرگی که از کوچکترین امکانات بهداشتی نیز محروم بودند، بیماری های واگیردار شیوع یافته  بود و امکان درمان وجود نداشت.

بی جهت نبود که در چنین شرایطی، هر روز شماری از نگون بختان در خانه ها و معابر عمومی جان می باختند.  انسان ها در برابر چشم همدردان خود به وضع فجیعی جان می دادند و هیچ امکانی برای کمک رسانی به آن ها وجود نداشت.

حتی گردآوری اجساد این نکون بختان جان داده، و دفن آنها بسیار دشوار بود.

در اواسط جنگ جهانی، با متمرکز ساختن بسیاری از یهودیان لهستان در محله کوچکی که “گتو ورشو” نامیده می شد، حدود ۴۰۰ هزار نفر در آن جا متمرکز شده بودند.

به علت کمبود جا، در هر ساختمان صدها نفر انباشته شده بودند و در هر اطاق بیش از ده نفر زندگی میکردند. میزان آذوقه ای که آلمانی ها در گتو توزیع می کردند از ۲۰۰ کالری فراتر نمی رفت – و این در حالی که میزان حداقل انرژی غذائی مورد نیاز بدن انسان ، روزانه حدود ۱۲۰۰ کالری است).

در هوای سرد زمستان، یهودیان در گتو امکان گرم کردن خانه ها و یا پوشیدن لباس گرم را نداشتند و آنانی که ضعیف، یا سالخورده و یا بیمار بودند به وضع فجیعی جان می سپردند.

علی رغم همه سرکوب ها و فشارهای نازی ها، یهودیان گتو ورشو می کوشیدند تا آنجا که می توانند به همیاری ادامه دهند و با آن که امکاناتی نداشتند، تلاش می کردند متقابلا از درد و رنج یکدیگر بکاهند.

سازمان های خدماتی و کمک رسانی یهودی، در بدترین شرائط زندگی در گتو، فعالیت خود را دنبال می کردند.

مدارس، مراکز درمانی، کانون های فعالیت فرهنگی و هنری و بسیاری امور دیگر، با وجود وضعیت بسیار دشواری که در گتو حکمفرما بود، مدت نسبتا مدیدی به فعالیت نیکوکارانه خود ادامه دادند.

یهودیان در طول تاریخ پراکندگی در جهان، برای آن که بتوانند زندگی اجتماعی خود را اداره کنند، همیشه دارای سازمان های خیریه بودند که به نیازهای اجتماعی از قبیل مدرسه و بیمارستان و کمک به مستمندان و غیره فعالیت می کرد.

در لهستان نیز هنگام اشغال این سرزمین توسط نازی ها، یهودیان دارای سازمان های زیاد برای اداره کردن امور اجتماعی خویش بودند.

ولی در شرائطی که آلمان ها در گتو به وجود آورده بودند، امکانات نهادهای همیاری بسیار ناچیز بود. شگفت انگیز نیست که با اشغال لهستان توسط ارتش آلمان و متمرکز ساختن صدها هزار نفر یهودی در گتو، این سازمان های همیاری بتدریج متلاشی شدند و از بین رفتند.

یهودیان جوان و روشنفکری بودند که در داخل گتوها و در شرائط زیرزمینی، روزنامه و شب نامه منتشر می کردند. یهودیان دیگر نیز می کوشیدند فعالیت های هنری و ادبی همچنان ادامه یابد و کودکان به طور مرتب به مدرسه بروند و درمانگاه ها به کار خود ادامه دهند.

در بسیاری از گتوها، ارتش آلمان یهودیان جوان و سالم را به عنوان کارگران رایگان، برای امور تولیدی و کار در کارخانه ها و امور ساختمانی در اختیار می گرفت.

همچنین کارخانه هائی که به ارتش آلمان امکانات و تجهیزات می رساندند حق استخدام گروهی از یهودیان را با حقوق بسیار کم داشتند.

با این همه، بسیار از یهودیان با اشتیاق به سر کار می رفتند زیرا می دانستند که این تنها احتمال آنان برای فرار از مرگ و یا ادامه زندگی طاقت فرسا در گتوهاست.

یکی از صاحبان صنایع آلمان به نام “شیندلر” که فردی انسان دوست بود، با استفاده از امکان استخدام یهودیان به عنوان کارگران ارزان قیمت، توانست چند صد نفر آنان را از مرگ نجات دهد.

اسپیلبرگ کارگردان بزرگ فیلم های هالیوود این ماجرا را با نام “فهرست شیندلر” به صورت یک فیلم موفق در آورد.

در گفتار بعدی، از شیوه جنایتکارانه نازی ها در نابودی یهودیان سخن خواهیم گفت.

دیدگاه شما:

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید