آخوند مجید انصاری: اگر ملت ایران راه رژیم را انتخاب نکند، با ذلت و مصیبت بزرگ روبرو خواهد شد

با افزایش بی عدالتی ها و فساد و اختلاس و نابرابری اجتماعی در حکومت ایران، آخوند مجید انصاری عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت : امروز انقلاب اسلامی در دو راهی “عزت”و” ذلت” قرار گرفته است

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود : هم اکنون جامعه ایران دو راه دارد یکی انتخاب انقلاب و ارزش های امام یعنی ایستادن در برابر دشمنان و مبارزه با زورگویی؛ و البته تحمل سختی ها و تحریم ها. وراه دیگر، خدای ناکرده، بازگشت به دوران ذلت و اسارت ملت ایران و حاکمیت زورگویان است.

وی گفت : نگذارید که مردم بر سر دوراهی قرار گیرند و خدای ناکرده روزی  اتفاقی که نباید بیافتد رخ دهد و تنها تاسف اش برای ما بماند .

وی افزود:  آنچه در روز عاشورا اتفاق افتاد فراتر از همه درنده خویی ها بود. این نشان می دهد که اگر جامعه از مسیر حق، هدایت و سعادت جدا شود، حدی برای بدبختی آن متصور نیست.

آخوند انصاری گفت : اگر انقلاب به خطر بیافتد یعنی اسلام به خطر خواهد افتاد

وی افزود : دست از اختلافات داخلی بردارید چرا که تاریخ نشان داده که این اختلافات چه نتایجی را به همراه دارد مواظب عواقب کار باشید و با دامن زدن به اختلافات اسلام را نابود نکنید .

یک دیدگاه

  1. با سلام

    یکی از بی پرنسیپترین اخوندها همین مجید انصاری است یه زمانی با منتظری بود و نماینده او در بازرسی از زندانها بعدا وقتی منتظری مقامش را از دست داد شد طرفدار اصول گراها شد, الان هم منظور “از ارزش های امام” یعنی شبی ۳۰۰-۴۰۰-۵۰۰ نفر را اعدام کردند و زندانیها را در قبر یا قیامت و خانه های مسکونی فرستادند, این اخوند میدونه در زندانهای خمینی چه اتفاقاتی افتاده است, به عنوان نمونه دکتر معصومه (شورانگیز) کریمیان که معمولا او را شوری صدا می کردیم پزشک متخصص در رشته فلج مغزی اطفال و تحصیل کرده یکی از دانشگاه های انگلستان بود که در سال ۶۰ در ارتباط با مجاهدین خلق دستگیر و متعاقبا به ۱۵ سال حبس محکوم شده بود، او را به شکنجه گاه قبر فرستادند در حالی که تا مدت ها هیچکس نمی دانست آنها را کجا می برند و تا ماه ها هیچ خبری از آنان نشد! طبعا ملاقات هایشان هم قطع شده بود و خانواده هایشان نیز نگران و پریشان و سرگردان به هر جائی مراجعه می کردند تا خبری از بچه هایشان به دست آورند در پی تضادهای حاد داخل رژیم حدود تیرماه سال ۶۳ روزی هیأتی از دفتر منتظری (جانشین وقت خمینی) به طور سرزده به شکنجه گاه “قبر” می رود و با دیدن بچه های زندانی در آن شرایط غریب مبهوت می شوند و گویا عکس هائی هم از آنها می گیرند! متعاقبا برای جلوگیری از تشدید تنش و انتشار خبر این بیدادگری بی سابقه قبرها را تعطیل و بچه ها را برای برگشت به بندهای عمومی موقتا در شرایط قرنطینه نگه می دارند! یکی از افراد هیأت منتظری، آخوند مجید انصاری که در آن دوران در جنگ و دعوای جناح های رژیم نقش میانه را بازی می کرد در یک فرصت به شورانگیز نزدیک می شود و با تعجب و کنجکاوی خاصی که برایش قابل کتمان هم نبوده در رابطه با قبرها به آرامی از او میپرسد: “شما چگونه این شرایط سخت را با چشمبند در سکوت و تنهائی مطلق برای ۷ ماه تحمل کردید!؟ و “شوری” با همان آرامش همیشگی می گوید: “من تنها نبودم، در تمام این مدت خدا با من بود!” که آخوند انصاری با سکوتی طولانی در خودش فرو می رود.

Comments are closed.