آنانی که از حلقوم حکومت اسلامی ایران علیه اسرائیل سخن می گویند؛تفسیر سیاسی هفته نوشته،منشه امیر

هر چه زمان می‌گذرد گروه‌های گسترده‌تری از مردم ایران به این نتیجه می‌رسند که دشمنی با اسرائیل کاری عبث است و باید راه دوستی در پیش گرفت.

در واقع اسرائیل هیچگاه کاری برخلاف ملت ایران انجام نداده است.

اسرائیل همیشه در گذشته دوست خوب ملت ایران و کشور ایران بوده است.

اسرائیل تا پیش از به قدرت رسیدن حکومت اسلامی دارای بهترین روابط همکاری و همیاری با ملت و دولت ایران بود. اسرائیل در راه تقویت آبیاری و کشاورزی ایران و پزشکی ایران و امنیت ایران تلاش کرده بود که بیشترین خدمت را به ملت ایران انجام دهد.

اما خمینی از پیش از آنکه به روی کار بیاید تبلیغات بسیار زهرآگینی را علیه اسرائیل و ملت اسرائیل و قوم یهود آغاز کرده بود و بیشترین بهره برداری را کرد تا بتواند با این شیوه و شیوه های دیگر ملت ایران را به سوی خود بکشاند.

در اوایل به قدرت رسیدن خمینی کمتر فردی که خود را به اصطلاح روشنفکر می‌دانست حاضر بود با رادیو صدای اسرائیل مصاحبه کند و دور از شأن خود می‌دانست.

اما هرچه زمان می‌گذرد گروه‌های گسترده تری از مردم ایران به این نتیجه می‌رسند که ستیز با اسرائیل وسیله ای از جانب حکومت است که بتواند هدفهای ناپاک خود را در منطقه پیش ببرد.

نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران… یکی از اولین شعارهای بود که در این زمینه در ایران  شنیده شد و کوتاه مدتی پس از آن بود که ما میبینیم که کشورهای عرب نیز از ستیز با اسرائیل یکی پس از دیگری دست بر می دارند و می‌خواهند با این کشور و با این سرزمین و با این حکومت و مردم روابط دوستانه برقرار کنند. شماری از کشورهای عربی دست دوستی اسرائیل را در سال‌های اخیر فشردند و پیمان ابراهیم با اسرائیل امضا کردند.

بحرین و امارات سودان و مراکش و کشورهای دیگر نیز پیمودن چنین راهی را مورد مطالعه قرار داده اند.

کشورهای عرب از ستیز با اسرائیل دور و دورتر می شوند. و ملت ایران نیز اینچنین است.

کمتر مردمی در ایران هستند که دیگر ادعای حکومت ایران در مورد آنچه که  ملت مظلوم فلسطین نامیده می شود بپذیرند.

آنها دریافتند که حکومت ایران در واقع از ترور فلسطینی و از آدمکشان فلسطینی و نه ملت مظلوم فلسطین حمایت می‌کنند.

بله ملت فلسطین ملت مظلوم است اما ظلمی که به آنها روا داشته می‌شود از جانب فرمانروایان و از جانب حکومت ایران است که می‌خواهد آنها را به گوشت دم توپ برای پیشبرد هدفهای ناپاک خود مبدل کند.

و گفتیم که در سال‌های اخیر ورق برگشته و بسیاری از روشنفکران ایران و مردم عادی کشور به این نتیجه رسیده اند که دوستی با اسرائیل می‌تواند به منافع آنها خدمت کند و این ستیز کنونی رژیم با مردم کشوری که هیچ تعرضی و تجاوزی نسبت به خاک اسرائیل نداشته اند وسیله‌ای برای پیشبرد هدفهای آن حکومت است و به زیان ملت ایران تمام میشود.

و این است که می‌بینیم هرچه زمان می‌گذرد گروه‌های گسترده‌تری از مردم ایران شعار دوستی با اسرائیل را سر می‌دهند.

اما شوربختانه به موازات این روند ما شاهد تلاش گسترده قشر بسیار کوچکی هستیم که در واقع خواسته یا ناخواسته آگاه یا ناآگاه زبان حکومت ایران هستند و انواع افترا ها و زهر پاشی ها را علیه اسرائیل انجام می دهند.

آنها  ادعا می‌کنند که اسرائیل بود که حکومت سلطنتی ایران را برانداخت…

ادعا می‌کنند که اسرائیل محرمانه با خمینی تبانی کرده بود…

ادعا می‌کنند که اسرائیل بود که اینها را سر کار آورد…

ببینید این اسرائیل…این کشور کوچک چه قدرت بزرگ جهانی است که یکی را می آورد یکی را میبرد و آنگاه ادعای دیگری علیه اسرائیل مطرح ساخته و می‌گویند اسرائیل می‌خواهد ایران تجزیه شود و وقتی از آنها می پرسیم از کجا می دانید و بر اساس چه دلایلی این اتهامات را مطرح می‌کنید می‌گویند ما دلیل داریم ما مدرک داریم…

آنها حتماً رییس بزرگترین سازمان های جاسوسی و اطلاعاتی جهان هستند که اینچنین اسناد متقن ای را دارند و هنگامی که می‌گویید ارائه دهید اسناد خود را می‌بینید که باطل اباطیل است و بی اساس است و سند نیست و ادعا و افترا و بیشتر از این نیست و ما از خود می‌پرسیم که چه افراد و یا گروه‌هایی مایل هستند و نفعشان ایجاب می‌کند که این چنین زهر پاشی کنند و نگذارند و یا تلاش کنند که ملت‌های اسرائیل و ایران به هم نزدیک نشوند ادعای دیگرشان آن است که می‌گویند اسرائیل از حکومت خمینی دفاع و حمایت می‌کند و پشتیبانی می‌کند.

این ادعای سخیف را آنها در حالی مطرح می سازند که اسرائیل و دولت این کشور و ملت اسرائیل یگانه ملت و دولت جهان هستند که همیشه و در همه جا و در هر مجمع بین المللی و در هر گردهمایی به سود ملت ایران سخن گفته و پلیدی ها و کژی های حکومت را زیر ذره‌بین قرار داده اند.

اسرائیل در هر مجمع بین المللی بزرگترین افشاگری چهره ناپاک و پلید حکومت ایران بوده است پس چگونه می توانیم ادعا کنیم که اسرائیل از حکومت خمینی جانبداری کرده است؟!

این که ادعا میکنید که خمینی با حمایت و پشتیبانی اسرائیل به روی کار آمد با چه منطقی شما این را مطرح می سازید؟!

هیچ از جریانات بین المللی آگاهی ندارید و اگر دارید مغرض هستید و سخنگوی حکومت اسلامی  ایران هستید  که این چنین ادعا میکنید.

ممکن است مردم ایران نمی‌شناختند که خمینی کیست و چه قصد و نیتی دارد…

شاید نمی دانستند…

اما آیا باور می کنید که سازمان های اطلاعاتی اسرائیل نمی‌دانستند که روح الله خمینی از چه قماشی است؟!

تصور میکنید که تصمیم‌گیرندگان اسرائیل کتاب حکومت اسلامی خمینی را نخوانده بودند که در مقدمه آن گفته است که یهودیان ملتی شریر -پلید و شیاد و دروغگو هستند…

این را تصور می کنید که سازمان‌های اطلاعاتی اسرائیل آگاهی نداشتند و این کتاب را نخوانده بودند؟!

آیا تصور میکنید که مقام‌های اطلاعاتی اسرائیل نخوانده بودند که خمینی در کتاب کشف الاسرار خود چه مطالبی را علیه اسرائیل و علیه یهودیان به نگارش درآورده است؟!

فکر می کنید نمی دانستند…

و حالا با کدام منطق شما ادعا می کنید که اسرائیل می‌خواست یک پادشاه خوب از ایران برود…

پادشاهی که  با اسرائیل بیشترین  روابط دوستانه را داشت و به جای او فردی به روی کار آید که می‌خواهد منطقه و جهان را به نابودی بکشاند و اسرائیل را از میان بردارد.

کدام منطق این استدلال و این ادعا و این افترا را می پذیرد د.

باید به این گونه افراد یادآوری کرد که اسرائیل نبود که روح الله خمینی را به روی کار آورد.

بارها گفته و می‌گوییم که تغییر رژیم در ایران یکی از پیامدهای جنگ سرد بین بلوک غرب و شرق بود که در آن هنگام به اوج خود رسیده بود.

کمونیزم اتحاد جماهیر شوروی می‌خواست  تمام کشورهای منطقه را ببلعد و آمریکا و دولت های غربی می کوشیدند  و می خواستند که از این روند جلوگیری کنند.

به این علت بود که از دوران آیزنهاور آمدند و طرح کمربند سبز را در منطقه خاورمیانه تلاش کردند به اجرا بگذارند.

جان فاستر دالس وزیر خارجه آن زمان ایالات متحده قصد داشت که کشورهای اسلامی و عربی را علیه حکومت اتحاد جماهیر شوروی و گسترش کمونیزم بسیج و متحد کند و ایران یکی از قربانیان این جنگ سرد بین بلوک شرق و غرب بود.

بعد آیا فراموش کرده اید که سازمان آزادیبخش فلسطین یعنی آن  گروه تروریستی یاسر عرفات گروه های طرفدار خمینی را زیر حمایت خود گرفت و به لبنان برد که آنها را آموزش چریکی و تروریستی بدهد.

فراموش کرده اید و  از یاد برده اید که دولت معمر قذافی در لیبی بود که یک ایستگاه رادیویی در اختیار طرفداران خمینی قرارداد. از یاد برده اید که جیمی کارتر رئیس جمهوری وقت ایالات متحده نمی خواست که در ایران وضعیتی به وجود آید که درگیری‌های خونین رخ دهد و مبادا ایران به دامان حزب توده و کمونیست و مجاهدین و فدائیان بیفتد.

اسرائیل چه می‌کرد در این ماجرا و چه می توانست بکند و چه نفعی در این ماجرا داشت؟!

اسرائیل یک نظاره گر بود و نه بیشتر…

و بعد هم می آیند و ادعا می کنند که اسرائیل می‌خواهد ایران را تجزیه کند….

از آنها می پرسید که چه اقدامی اسرائیل کرده است که این هدف را تأمین کند و اصولاً چه سودی اسرائیل میبرد از این تجزیه شود.

و اینکه به جای یک گروه تندروی اسلامی چند گروه به روی کار بیایند.

این چه سودی برای اسرائیل و چه سودی برای دیگر کشورهای منطقه و جهان دارد؟!

این ها را شما به وجود می آورید…

دانسته یا ندانسته در خدمت حکومت اسلامی ایران… که بین ملت ایران و ملت اسرائیل جدایی بیفکنید.

شما می‌دانید که اتحاد و همکاری و همیاری بین دو ملت می‌تواند تا چه حد برای رژیم کنونی ایران خطرناک باشد بنابراین چنین حکومتی یعنی حکومت علی خامنه ای و حکومت اسلامی و حکومت سپاه قدس همه دستگاههای تبلیغاتی خود را به راه می‌اندازد که بین ملت ایران و ملت اسرائیل جدایی و تفرقه و فرافکنی کند.

شما اگر ادعا میکنید که اسرائیل می‌خواهد ایران را تجزیه کند شما دانسته یا نادانسته در خدمت تبلیغات حکومت اسلامی ایران قرارگرفته اید.

یا مامور هستید یا نابخرد و ناآگاه هستید…

نه کمتر و نه بیشتر…

فردی روان پریش می آید و ادعا می کند که بله من مدرک دارم که مناخیم بگین نخست وزیر اسرائیل بود که یک فرد اولترا ارتودوکس را پیش خمینی فرستاد که از او  قول بگیرد که اگر به قدرت برسد آسیبی به منافع ملی اسرائیل وارد نخواهد کرد.

این باطل اباطیل است…

این را فقط یک فرد روان پریش می تواند چنین ادعا کند.

او ادعا می کند که این فرد یهودی همسر خود را به دیدار خمینی فرستاد که از او قول بگیرد…

و این فرد نمی داند که یهودیان اولترا ارتدوکس  ضد کشور اسرائیل هستند و خواهان نابودی کشور اسرائیل هستند و می‌گویند که این کشور سکولار است و به یهودیت لطمه می‌زند و نباید باشد و می روند با محمود احمدی نژاد دیدار می کنند.

چنین افرادی چگونه حاضرند به ماموریت از جانب نخست وزیر اسرائیل به دیدار خمینی بروند؟!

وانگهی از کجا آمده اید شما…

شما ادعا می کنید که بله آن فرد اولترا ارتدوکس که خواهان نابودی اسرائیل است همسر خود را  پیش خمینی فرستاد که برود و این ماموریت را انجام دهد.

یک بانوی یهودی البته بانوی محجبه که برود با خمینی دیدار کند و بگوید که بیا با کشور اسرائیل و کشور سکولار اسرائیل و کشوری که اولترا ارتودوکس ها می گویند که نباید باشد و آنها ضد صهیونیسم و استقرار دوباره اسرائیل هستند بیاید و برود و پیش خمینی ماموریت اجرا کند و به سود کشور اسرائیل و به سود حکومت سکولار آن!!!

شما باطل اباطیل می گویید…

چقدر باید نابخرد باشید که چنین ادعایی را مطرح کنید…

اینها نمونه هایی از تبلیغاتی است که طرفداران حکومت و یا آنانی که به اشتباه  به دام حکومت افتاده‌اند و یا خیالپردازانی که می‌خواهند خود را مطرح سازند می آیند و عنوان می‌کنند.

اما همه اینها و پلیدی ها و افترا ها و خیالات باطل به دوستی بین دو ملت ایران و اسرائیل نباید آسیب برساند.

اکثریت بزرگ مردم ایران فریب این خزعبلات را نمی خورند و به دام حکومت بار دیگر نمی افتند و می دانند که اسرائیل و ایران دوستی دو ملت در منطقه چقدر می‌تواند برای هر دو کشور و  همه کشورهای خاورمیانه سودمند باشد…

مردم ایران از خود می پرسند که چگونه است که وقتی کشورهای عربی و اسلامی دست دوستی اسرائیل را می فشارند رژیم ایران همچنان بر نابودی اسرائیل پا می‌فشارد البته دچار اوهام شده است اما می‌کوشد که همچنان ملت ایران را در این مسیر بسیج کند اما مردم ایران دیگر فریب اینگونه ترفندهای حکومت را نمی خورند و نمی پذیرد.

مقام‌های دولت اسرائیل بیش و بیشتر و با صدای بلند تر هر روز می‌گویند که راه‌حل خطرات اتمی و موشکی حکومت ایران برانداختن این رژیم است و هنگامی که چنین حکومتی بر افتد ملت‌های منطقه نیز از این کابوس رهائی خواهند یافت و همچنین ملت ایران…

و این دقیقا همان خواسته ای است که اکثریت ملت ایران جستجو می‌کنند و این همان است که امیدواریم در آینده ای نه چندان دور به تحقق بپیوندد و ملت ایران دارای حکومتی ملی باشد و آنگاه زمینه بازگشت همکاری‌ها فراهم خواهد شد و آنگاه منطقه ما و سراسر خاورمیانه روی آرامش به خود خواهد دید…

و امید داشته باشیم که آن روز چندان دور نیست…

اورشلیم؛ شنبه  ۳۰ بهمن ۱۴۰۰  – ۱۹ فوریه ۲۰۲۲