انتخابات ۱۴۰۰ و سناریوهای رهبری آینده جمهوری اسلامی

مجتبی دهقانی نویسنده ارشد – حوزه سیاسی نوشت: یک موضوع بر آرایش انتخابات ریاست‌جمهوری برای هر دو جناح تاثیر داشت: پس از مرگ خامنه‌ای چه خواهد شد؟

او نوشته است: در دوره تبلیغات ریاست‌جمهوری کم‌رمق و سرد ۱۴۰۰ جملاتی گفته شد که پیشتر از زبان سیاسیون ارشد جمهوری اسلامی بیان نشده بود. اینکه «آمده‌ام تا این انتخابات، آخرین انتخابات ریاست‌جمهوری نباشد» یا «اهمیت این انتخابات بیش از مسند ریاست‌جمهوری است و آینده ایران را تعیین می‌کند.» حتی در یکی از مناظره‌های تلویزیونی محسن مهرعلیزاده خطاب به ابراهیم رئیسی گفت از کجا معلوم که ریاست‌جمهوری را به سودای پست بالاتر رها نکنی.

دهقانی گفت: این جملات و جملات مشابه دیگر از سوی ۵ کاندیدای اصولگرا و ۲ کاندیدای اصلاح‌طلب با جمله‌بندی‌های مختلف تکرار شد. همه این جملات برای رهبر جمهوری اسلامی یک معنا بیشتر ندارد: کارگزارانش خود را برای فردای پس از مرگ او آماده می‌کنند.

او نوشته است : «آمادگی برای فردای پس از مرگ رهبر» برای دو جناح قدرت در جمهوری اسلامی دو معنای متفاوت دارد. جناح اصولگرا یا نزدیکان به بیت علی خامنه‌ای و مرتبطین و نمایندگان سیاسی سپاه پاسداران به دنبال تداوم انحصار تاج و تخت در دست خودشان هستند.

اما در سمت مقابل، اصلاح‌طلبان نگرانند که با مرگ رهبر کنونی از دایره نظام به صورت کامل خارج شوند. آن‌ها گرچه برایشان علی خامنه‌ای در قامت رهبر، یک «یار ناموافق» بود ولی می‌دانستند که او دست‌کم برای حفظ توازن در صورت بندی سیاسی نظام سهمی از قدرت برایشان در نظر می‌گیرد. آیا رهبر آینده هم مانند خامنه‌ای به نمایش توازن و رقابت سیاسی نیاز دارد؟ این مهم‌ترین سوال اصلاح‌طلبان برای آینده سیاسی‌شان است.

دهقانی نوشت:  ابراهیم رئیسی تا پیش از آغاز تبلیغات انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰، یکی از گزینه‌های رهبری آینده جمهوری اسلامی بود. حتی برخی معتقد بودند که حذف گسترده‌ چهره‌های سیاسی در انتخابات با این هدف انجام شد که او بی‌رقیب رئیس‌جمهور شود تا شاید اندکی برای به دست گرفتن پست رهبری آماده باشد.

او نوشته است: اگر تمام این صحنه برای آن درست شده باشد که به ابراهیم رئیسی، مشروعیت حداقلی برای جایگاه رهبری ببخشد، این پروژه را شکست‌خورده می‌توان خواند. رئیسی اگر در فردای پس از مرگ خامنه ای در جایگاه رهبری بنشیند، رهبری بی‌اراده و کم‌فروغ است که ناگهان از گلخانه سیاست به جنگل قدرت پرتاب شده است. از هم‌اکنون می‌توان این موضوع را حدس زد که چنین رهبری، سرنوشت خوبی در انتظارش نیست.

دهقانی نوشت: رهبر ۸۲ ساله جمهوری اسلامی هنوز جانشین رسمی ندارد و این سبب شده تا «بحران جانشینی» به فهرست بحران‌های پیش روی نظام اسلامی افزوده شود.

از «ولایت‌فقیه اصلح» به «ولایت موروثی فقیه» راه کوتاهی است که گویا جمهوری اسلامی در حال سبک و سنگین کردن برای پیمودن آن است. در مرکز این جابه‌جایی مفهومی قدرت، مجتبی‌ خامنه‌ای، فرزند علی خامنه‌ای، رهبر کنونی جمهوری اسلامی قرار دارد.

برای رسیدن مجتبی به مقام جانشینی پدرش چند مانع وجود دارد. او سابقه مدیریت رسمی در کشور ندارد. افشای گوشه‌هایی از نقش او در مدیریت بخش‌های زیرمجموعه پدرش شاید با این هدف انجام می‌شود که او را «مدیر در پرده» معرفی کنند.

هم‌اکنون جمهوری اسلامی تنها یک گزینه برای جانشینی آماده کرده است؛ ابراهیم رئیسی، رئیس کنونی قوه قضائیه. اگر مانع مفهومی موروثی شدن قدرت مشکل‌ساز باشد، مجتبی خامنه‌ای می‌تواند مانند احمد خمینی به سراغ گزینه «رهبری در سایه» برود. به این صورت که ابراهیم رئیسی رهبر باشد ولی عملاً مجتبی گرداننده قدرت باشد.

اما یک بعد دیگر اجرای سناریوی رهبری در سایه آن است که مجتبی خامنه‌ای این درس را از پدرش آموخته که قدرت بلامنازع رهبری با «شراکت» جور در نمی‌آید و نهایتاً آنکه بر صندلی می‌نشیند، پس از تثبیت، می‌تواند شرکا را با چرخش قلمی حذف کند؛ کاری که پدر خودش با شرکایش انجام داد.

در هر صورت جانشین شدن و یا نشدن مجتبی خامنه‌ای و نقشش در روزگار پس از علی خامنه‌ای موضوعی مناقشه‌برانگیز در جمهوری اسلامی خواهد بود.

به نظر می‌رسد انتخابات ۱۴۰۰ پرده اول از وقایعی است که نقطه عطف آن مرگ خامنه‌ای و تعیین رهبر آینده است. جمهوری اسلامی چه سرنوشتی پس از مرگ خامنه‌ای خواهد داشت؟ این سوال همه ناظران سیاسی است. خود خامنه‌ای بیش از دیگران نگران حفظ میراثش است و به این سوال فکر می‌کند.

رهبر سالخورده در حالی قرار است از زمین سیاست خارج شود که موضوعات حل نشده بسیاری پشت سرش باقی گذاشته است: ساختار معیوب حکمرانی در ایران، رابطه با آمریکا، تنش با اسرائیل، درگیری با مهم‌ترین کشورهای منطقه، تقابل گسترده با خواسته‌های عمومی از سبک زندگی تا نوع کنش سیاسی و …

اگر جمهوری اسلامی به هر دلیلی از بحران جانشینی بگذرد و در قامت یک نظام سیاسی ادامه یابد، این‌ها زمین سوخته رهبر آینده و موضوعاتی است که در چند سال نخست باید در موردشان تصمیم بگیرد. تصمیماتی سخت برای رهبری که جز سپاه پاسداران هیچ پشت و پناهی ندارد.