ایرانیان دوباره به پا خاسته‌اند تا آزادی های انسانی و شرف ملی خویش را بازیابند؛ تفسیر سیاسی هفته، نوشتۀ منشه امیر

دانلود فایل صوتی تفسیر

آن چه در این روزها در ایران می گذرد، با بخشی از کتاب مقدس یهودیان (تورات) که باورمندان یهودی امروز (شبنه) در نیایشگاه خود (کنیسا) قرائت می کنند، همخوانی شگفت انگیزی دارد.

در این بخش از تورات، حضرت موسی که یهودیان را از سرزمین بردگی مصر و حکومت  فرعونیان ستمگر بیرون آورده، و پس از چهل سال سرگردانی در بیایان سینا، آنان را به آستانه سرزمین پدری خویش رسانده، پیش از آن که یهودیان آزاد شده، به خاک وطن خویش دوباره پای بگذارند، خطاب به آنان می گوید “شما آزاد به دنیا آمده اید و آزاد باید زیست کنید، و هرگز زیر بار ستم و بردگی نروید”

این گفته هایی است که یهودیان باورمند امروز (شنبه) در کنیسا و به نقل از تورات می خوانند. و این همان روزی است که ایرانیان در سراسر کشور، دوباره به خیابان ها می آیند تا به آن اندیشه عمل کنند: از زیر بار ستمگری رهایی یابند و از بردگی آزاد شوند و فرعونیان ستمگر را به زیر بکشانند.

حضرت موسی شاید نخستین رهبر انقلابی دنیا بود که علیه ستمگری فرمانروایان قد علم کرد.

موسی رنج و ستم کشی یهودیان در تبعیدگاه مصر را به چشم دید و به خشم آمد. موسی گفت که انسان آزاد به دنیا آمده و باید آزاد زیست کند و ستم و بردگی را تاب نیاورد و از رفتار فرعونیان نهراسد و به پا خیزد و سرنوشت خود را به دست گیرد و ازادی و شرف خویش را بازیابد.

این همان شیوه ای است که ایرانیان ستم کشیده و فرعون دیده، در پیش گرفته اند و اکنون چندین روز است که در هر فرصت به خیابان می آیند و خواهان برافتادن رژیم ستمگر می شوند.

برای حکومت، بسیار آسان است که ادعا کند این اعتراض مردمی توطئه بیگانگان است، صهیونیست ها آن را به راه انداخته اند و ضد انقلاب رهبری آن را به دست گرفته است.

کسی از این ادعاهای زنگ زده و رنگ باخته به شگفتی نمی آید.

از دیدگاه آن ها، دزدی حکومتی وجود ندارد و یک توطئه دشمنان است.

این که مدیران رژیم، بی لیاقت هستند و در حوزه مسؤولیت خود کوچکترین تجربه ای ندارند، و کشور را به دریوزگی کشانده اند، این هم توطئه بیگانگان است.

این که رژیم هر سال چندبن میلیارد دلار از پول مملکت و ملت را صرف نبرد در کشورهای عرب می کند و به سازمان های ترور اسلامی مبالغ کلان می پردازد، آن هم توطئه دشمنان است.

با این شیوه، می توان گفت که به قدرت رسیدن علی خامنه ای و دولت حسن روحانی و دزدی های خاندان لاریجانی نیز، همه و همه توطئه بیگانگان است که می خواهند ایران را به قهقرا بکشانند.

اشتباه سران حکومت ایران این بوده و هست که گمان کرده و می کنند که تا ابد می توانند به مردم دروغ بگویند و آنان را گمراه کنند و همچنان بر کرسی قدرت لم بزنند.

تصور می کنند که سالیان دراز می توانند بدزدند و به یغما ببرند و دکل دزدی کنند و پول فروش نفت را به یغما برند و مردم ببینند و دم بر نیاورند.

ولی دیدند که سخت اشتباه کرده اند.

دیدند که مردم ایران آگاه هستند و کاستی ها را به چشم می بیند و کژی ها را تشخیص می دهد و در لحظه مناسب، علیه همه این نارسائی ها قد علم می کنند و حتی زبان به پرخاش می گشایند و خطاب به روحانیون حکومتی می گویند “آخوند برو گم شو”.//

بی تردید تصمیم پرزیدنت ترامپ برای خروج از برجام و بازگرداندن تحریم های اقتصادی، از عوامل اصلی بحران کنونی است. ولی ریشه های عمیق آن را باید در ساختار حکومتی و فساد مالی و ندانم کاری های مسؤولان رژیم جستجو کرد.

ترامپ بسیار خشنود است که می بیند استراتژی او در برابر حکومت ایران کارساز شده است.

ترامپ با این نیت برجام را ترک گفت که سران حکومت ایران را به کنار میز مذاکراتِ دوباره بکشاند و این بار شرائطی را در مورد توقف پروژه های اتمی و موشکی رژیم ایران، بر علی خامنه ای تحمیل کند که امکان ازسرگیری پروژه ها ، برای همیشه منتفی شود.

از دیدگاه آمریکا، و دیگر آشنایان به امور ایران، علی خامه ای و فرماندهان سپاه پاسداران هرگز به میل و اراده خود حاضر نبوده و نخواهند بود که مذاکراتی را برای رسیدن به یک توافق اتمی تازه بپذیرند – با این پیش آگاهی که آمریکا می خواهد شرائط بسیار سخنتی را بر آنان تحمیل کند.

راه رسیدن به این هدف، از دیدگاه ترامپ آن است که رژیم را به آستانه ورشکستگی اقتصادی بکشاند تا به ناچار شود که به زانو درآید – و این کار جز با خشک کردن منابع درآمد رژیم، و در راس آن صدور نفت، امکان پذیر نیست.

اکنون دو روز مانده به ازسرگیری بخش نخست از تحریم ها، می بینیم که مردم به خیابان ها می آیند و خشم خود را فریاد می کنند و شعار می دهند “آخوند برو گم شو”.

آن ها حتی گامی فراتر می گذارند و یک حوزه علمیه را به آتش می کشند تا نفرت خود را از این دکانداران دین بیان کرده باشند.

به آتش کشیدن مکانی که جایگاه نیایش پروردگار باشد، امری نکوهیده است.

ولی از دیدگاه آنانی که آن مدرسه دینی و یا به اصطلاح رژیم، حوزه علمیه را آتش زدند، یک مرکز فساد به نام دین را ویران ساختند، زیرا در این مدارس به طلبه امور ناانسانی، و نه موازین دینی را تعلیم می دادند.//

ترامپ، برای آن که سران رژیم را در تنگنا قرار دهد، اعلام می کند که حاضر است بدون پیش شرط با روحانی وارد گفتگو شود. ولی محمد علی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران در واکنش، ادعا کرده می گوید که “مردم ایران تا نسل اندر نسل وارد گفتگو با شیطان بزرگ نخواهند شد!”.

حالا از سپاهی جعفری باید پرسید که منطور او از “مردم ایران”، که ظاهرا نسل اندر نسل با آمریکا وارد گفتگو نخواهد شد کیست؟

شاید منظور او از “مردم ایران” همان فرماندهان سپاه پاسداران و شخص خامنه ای و مجتبی فرزندش، و دیگر دزدان و غارتگران مملکت باشد که اگر با آمریکا به گفتگو بنشینند، شرمگاه خود را عریان کرده اند و ابروی خود را به باد داده اند و ماهیت آشتی ناپذیر رژیم را به حراج گذاشته اند.

اگر منظور این سپاهی جعفری ملت واقعی ایران است، پس همین ملت در این روزها به خیابان ها آمده و خطاب به رژیم حاکم و خواهان پایان بخشیدن به فتنه گری ها و کمک به سازمان های ترور و حضور در سوریه و یمن و عراق و لبنان است.

مردم دیگری نمی ماند که سپاهی حعفری، که در گذشته نام کوچکش عزیز بوده، و آن را به محمد علی تغییر داده، تا به دین تظاهر کرده باشد، بتواند به آن ها استناد کند.

حالا با به راه انداختن یک مانور بزرگ دریایی، می خواهند زور بارو نشان دهند.

می خواهند نشان دهند که تنگه هرمز را می توانند ببندند و روحانی می گوید که رژیم ایران بر تنگه های بسیار تسلط دارد و آن ها را نیز می تواند ببندد.

این رجز خوانی ها را در حالی به راه می اندازند که خود خوب می دانند که چقدر در برابر نیروهای دفاعی کشورهای مورد تهاجم ضعیف و ناتوان هستند.

ولی به خیال خودشان جنگ روانی به راه می اندازند که دشمن را بترسانند.

اما دشمن بسیار آگاه تر از آن است که به این ترفندها پی نبرد.

ارتش آمریکا به خوبی می داند که سپاه پاسداران در آب های خلیج فارس تا چه حد ناتوان است.

حالا آخوند صادق لاریجانی می آید و به عنوان یکی از بزرگترین دستاوردهای رژیم، ادعا می کند که قدرت نظامی حکومت در سوریه تقویت شده است.

یعنی، او در پاسخ به اتهامات دزدی به خانواده لاریجانی، و در واکنش به فقر و بیکاری و گرانی و ورشکستگی اقتصادی، به مردم مژده می دهد که رژیم در سوریه به دستاورد بزرگ رسیده، و آن این که توانسته است  حضور نظامی خود را پررنگ تر سازد.

آن آخوند ستمگر که در راس دستگاه با اصطلاح دادگستری رژیم قرار گرفته، فراموش می کند که مردم ایران در خیابان ها فریاد می زنند “سوریه را رها کن، فکری به حال ما کن!”.//

تظاهر کنندگان تا دیروز خطاب به مردم شعار می دادند “نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم”. ولی امروز خطاب به حاکمان نامشروع کشور فریاد می زنند “بترسید، بترسید، ما همه با هم هستیم”.

بسیار جا دارد که آن ها بترسند و فکر آینده خویش را بکنند.

اورشلیم – شنبه ۱۳ مردادماه ۱۳۹۷ – چهارم اوت ۲۰۱۸

یک دیدگاه

Comments are closed.