برای مردم ایران، سالی که گذشت، سال دمیدن امید بود

تفسیر سیاسی هفته
نوشتۀ منشـه امیـر

دانلود فایل صوتی

ایرانیان، این بار که به دور سفره هفت سین گرد می آیند، تا این کهن آئین فرهنگ دیرپای ایران زمین را برگزار کنند، دلهایشان می تواند پر از امید باشد، زیرا چنین می نماید که دوران پلیدی و سیاهی به پایان خود نزدیک می شود.

ظلم پایدار نمی ماند و ظالم کامیاب نخواهد شد.

تاریخ بشریت ستمگران بسیار به خود دیده، ولی همه آنان نابود شده اند.

این ستم نیز، امید داشته باشیم که در آستانه رفتن است و سال نو خورشیدی، آرزو کنیم که سال مژده های نیکو باشد.

دولت امید آن ها به ناامیدی مبدل شده است.

همان کسی که کلید در دست گرفته و گفته بود که همه مشکلات کشور را در ظرف صد روز اول ریاست جمهوری حل خواهد کرد، اکنون، خود دچار نومیدی گردیده و می گوید تا چهل سال دیگر هم این مشکلات حل نخواهد شد. گرچه، ولی مطلقه فقیه ادعا می کند که این مشکلات حاشیه ای و قابل حل است.

او همان کسی است که اعتراض های زنان ایران را “کوچک و حقیر” نامید و ادعا کرد که دختران با شهامت ایرانی مزدوران بیگانه هستند و از آن ها پول و دستور می گیرند.

او اعتراض های کارگری را نیز نتیجه تحریکات بیگانگان می داند و دستور می دهد که آنان را زندانی و شکنجه کنند و دیگران را بترسانند که به چنین اعتراض هایی دست نزنند.

از دیدگاه او، مالباختگان، که شمارشان به چند میلیون نفر می رسد، حق اعتراض ندارند و آن ها هم از بیگانگان دستور می گیرند.

او ادعا می کند که مشکلات کنونی ایران کوچک است و به آسانی قابل حل می باشد.

ولی او تجاهل می کند، زیرا خودش نیز خوب می داند که مشکلات رژیم بسیار ریشه ای، و در ساختار کنونی غیرقابل حل است.

اقتصاد رژیم ایران بیمار است و درمان پذیر نیست.

سپاه پاسداران بر بخش عظیمی از اقتصاد کشور مسلط است و حاضر نیست از آن دست بردارد.

خودشان اعتراف می کنند که بخش عمده اقتصاد ایران از طریق واردات و صادرات قاچاق اداره می شود. ولی فرماندهان سپاه ادعا می کنند که آنان هیچ تجارتی ندارند، بلکه به کار سازندگی کشور مشغول هستند.

آیا کسی در ایران جرات می کند، و اگر جرات کند، آیا قدرت آن را خواهد داشت که به وضع فاجعه بار کنونی پایان بخشد؟

در کشوری که همه سرکردگان رژیم علنا می دزدند و کیسه پر می کنند، در نظامی که می گویند رهبر آن و فرزند دلبندش میلیاردها دلار پول اندوخته اند، آیا می توان به این وضع پایان داد؟

ظریفی می گفت: خامنه ای ادعا کرده است که مشکلات کشور ناچیز و کاملا قابل حل است.

راست می گوید. از لحظه ای که خودش از قدرت پائین آید و این حکومت برچیده شود، همه مشکلات ایران، به آسانی حل خواهد شد.

آیا خامنه ای و سپاه پاسداران و گروه آخوندهای حاکم و دیگر اقشاری که اختیارات حکومتی را در دست خود قبضه کرده اند، حاضر خواهند شد که خودشان بلند شوند و بروند؟

ملت ایران، آنان را ناچار خواهد ساخت که بروند!

… و این خیزش آغاز شده است. ترس مردم ریخته است. پرده حیا دریده شده است. مردم علنا علیه خامنه ای شعار می دهند و خواهان برافتادن نظام ولایت فقیه هستند.

حکومتی که با تزویر و وعده های دروغین قدرت را در ایران به دست گرفته بود، اکنون به پرتگاه سقوط نزدیک می شود.

گرچه خامنه ای این خطر را در ظاهر، دست کم می گیرد، ولی میان پایگان رژیم، با صراحت از آن سخن می گویند.

حتی دستیاران نزدیک حسن روحانی می گویند که رژیم در خطر است و باید وخامت وضع موجود را جدی بگیرد.

ولی حکومت، واقعا برای نجات خود، برای پاسخگویی به نارضایی های مردم، چه می تواند بکند؟

آیا می تواند از سرکوب دست بردارد؟

تصورش آن است که اگر چنین کند، فروپاشی اش حتمی تر خواهد شد.

رژیم در یک سالی که پشت سر می گذاریم، نه تنها از سرکوب نکاسته، بلکه آن را شدت بخشیده است – و این نشان آن است که خودشان سخت از عاقبت خویش می ترسند.

به هیچکس حق نفس کشیدن نمی دهند و هر کسی را که در “خط امام” نباشد، به بهانه های واهی می گیرند و زندانی می کنند و آنان را سر به نیست می کنند.

این نشان افزایش ترس رژیم است، ولی نمی داند که هراندازه سرکوب را بیشتر می کند، تصمیم مردم برای ایستادن در برابر آن قاطعانه تر می شود.

خیزش مردمیِ ماه های گذشته توسط مالباختگان آغاز گردید و جنبه اقتصادی داشت.

ولی خیلی زود قشرهای گوناگون به آن پیوستند و جنبشی به وجود آوردند که سراسر ایران را فرا گرفت، و به اعتراف خود مقامات، در بیش از ۹۰ شهر به وقوع پیوست.

به یاد آوریم که همه خیزش های پیشین در ایران، از نظر وسعت جغرافیایی محدود بوده و معمولا در شهرهای بزرگ و به ویژه در تهرانِ پایتخت رخ داده است. ولی این بار، حتی در شهرستان ها و شهرک ها و آبادی ها نیز مردم به خیابان آمدند و علیه رژیم شعار دادند.

در بیست ودوم بهمن ماه امسال، دیدیم که حضور مردم بسیار کمتر از سال های پیش بود.

دختران و زنان، این بار به صحنه آمده اند و از رفتار ناانسانی و پر از خشونت رژیم بیمی ندارند و پرچم مبارزه را در دست خود گرفته اند.

این احتمال که در سال پیش رو اوضاع اقتصادی ایران بهبود یابد، مدیریت حکومتی بهتر شود، دزدی ها پایان گیرد، اختلاس های کلان متوقف گردد و یا تولید بالا برود و از وخامت وضع کارگران کاسته شود، تقریبا صفر است.

عامل بزرگ دیگری نیز وارد میدان شده که در سال های گذشته وجود نداشته است و آن، دگرگون شدن حال و هوای جهانی و انقلاب در دستگاه رهبری ایالات متحده می باشد.

ملت ایران همیشه انتظار داشته که در تلاش سیاسی خود، از پشتیبانی جهانی برخوردار گردد و اکنون هرچه زمان می گذرد، این ابراز همبستگی ملت ها و دولت های دیگر با مردم سرکوب شده ایران، بیشتر می شود.

بنیامین نتانیاهو می گوید که اسرائیل حساب مردم خوب ایران را از حساب رژیم غاصب جدا می داند.

دونالد ترامپ و همه دستیاران او از مایک پنس تا نیکی هیلی و از جیمز ماتیس تا مایک پمپئو می گویند که باید به یاری مردم ایران شتافت.

حتی اروپائیان نیز کم کم احساس می کنند که این رژیم رفتنی است و سرمایه گذاری روی آن اشتباه است، و دارند سیاست خود را نسبت به آن رژیم به تدریج تغییر می دهند.

اگر تا دیروز، رهبران غرب با استبداد و خشونت در کشورهای دیگر کنار می امدند، اکنون چند سال است که دریافته اند این سازش با حکومت های زورگو، تا چه حد ممکن است برای صلح و امنیت جهان خطرناک باشد و باید سرکوب گردد.

برای نابودی داعش و پایان بخشیدن به جنایات آن، یک ائتلاف بین المللی به وجود آمد و بسیاری از کشورها به این ائتلاف پیوستند.

حتی رژیم اسلامی ایران، که هیچ تفاوت واقعی با جنایات داعش ندارد، نه تنها ادعا می کند که با ترور مخالف است، بلکه حتی فخر می فروشد و ادعا کرده می گوید “ما بودیم داعش را سرکوب کردیم”.

حکومت ایران، که پایه گذار آن گفته بود که “باید انقلاب اسلامی نسخه شیعه را در سراسر دنیای اسلام برقرار ساخت”، اکنون از زبان محمد جواد ظریف ادعا می کند که اگر عربستان مورد تهاجم بیگانه قرار گیرد، رژیم ایران آماده است به دفاع از عربستان برخیزد.

البته این دروغی است که هیچکس باور نمی کند، ولی نشان می دهد که تا چه حد دنیا علیه ترور بسیج شده است که حتی حکومت تروریست پرور کنونی ایران می کوشد خود را علمدار مبارزه با ترور معرفی کند.

حکومت، سال نو را در حالی آغاز می کند که از هر طرف خود را در محاصره می بیند.

از یک سو مردم در کمین نشسته اند تا در اولین فرصت ممکن دوباره به خیابان ها بیایند، و از سوی دیگر، حتی کشورهای اروپایی از برقراری تحریم های جدید سخن می گویند که به زودی از نو برقرار خواهد شد.

به خوبی احساس می شود که رژیم به انتهای توانایی های عملیاتی خود رسیده و متوقف شده و قدرت ندارد به جلو برود، و عاقبتش عقب نشینی تا نابودی حتمی خواهد بود.

رژیمی که پول ندارد شکم مردم خویش را سیر کند، همچنان بخش بزرگی از توان مالی کشور را صرف برنامه های اتمی و موشکی می کند و در جنگ پایان ناپذیری در سوریه و یمن درگیر است و تلاش هایش برای گسترش نفوذ در عراق و لبنان به بن بست نزدیک می شود.

چنین وضعی قابل دوام نیست. زیرا اقتصاد را نمی توانند درمان کنند، به اختلاس و دزدی نمی توانند پایان بخشند، قاچاق متوقف نخواهد شد، سوء مدیریت رفع شدنی نیست، سرکوب را نمی خواهند متوقف کنند، دخالت در امورد کشورهای دیگر ادامه خواهد یافت و هزینه های سنگین اتم و موشک بالاخره کمر حکومت را خواهد شکست.

بامداد روز چهارشنبه، هنگامی که خورشید عالمگیر دوباره در افق پدیدار می شود، روز تازه ای فرا می رسد که سراسر امید است و انتظارات بسیاری را به دنبال خویش دارد.

برای ملت ایران آرزوی بهترین ها را در سال نو داریم.

سال نو، امیدهای بسیار به همراه می آورد.

نوروز برِ شما پیروز آید.

اورشلیم – شنبه ۲۶ اسفندماه ۱۳۹۶ – ۱۷ مارس ۲۰۱۸

 

 

7 دیدگاه‌

  1. به نام خدا.بالا خره یک روز عقاید تکنولوژی را هم به دنبال خودش میاره پس عقاید را شوخی نگیر عقاید خطرناکتر از تکنولوژی هست و شما به عنوان یک اقلیت در دراز مدت در مقابل این دین بزرگ اسلام به شدت آسیب پذیرن پس به هیچ عنوان این مسجدالاقصی فعلی را خراب نکنید حالا شهرک سازی و افزایش جمعیت قوم بنی اسرائیل که در خود قرآن هم بنی اسرائیل عنوان شده یه بحث دیگری هست ولی این بحثی که آخونداتون دارن براتون راه میندازن خیلی خطرناکه.تقابل ادیان اصلا به نفعتون نیست یعنی تقابل یهودیت و اسلام براتون فقط ضرره

  2. به نام خدا.حتی به نظر من کشور اسرائیل وجودش به نفع ایرانه به شرطی که بنی اسرائیل به تقابل با اسلام در نیان و اگر در دراز مدت بنی اسرائیل حتی مسلمان هم شدند این دو ملت فارس و بنی اسرائیل میتونند به یاری خدا ملیتها و هویتهاشونو حفظ کنند و هم دیگر را در برابر هجوم ترکهای مدعی عثمانی و اعراب حفظ کنند

  3. بسم الله.پس هیچ موقع یادت نره مشکل دین اعراب نیست مشکل خود اعراب هستند اگر رفتید به تقابل مذهبی در دراز مدت حتما شکست میخورید.پس باید مباحث ملی و هویتی بنی اسرائیل را با مباحث مذهبی جدا کرد چرا چون بنی اسرائیل در طول تاریخ مسلمان زیاد داشته فقط شاید خود همون مسلمانان بنی اسرائیل نخاستن هویت ملی و تاریخی خودشونو حفظ کنند یا عمدا خاستن در دیگر جوامع حل بشن و هویتشون فراموش بشه

  4. مردم سال ۵۷ رویایى نسبت به اسلام و حضرت محمد و نسل حضرت محمد تحت عنوان سید در ذهن خود داشتند و آیت الله خمینى نیز با سو استفاده از همان اعتبار معنویت در آن زمان موفق به کسب ۹۸ درصد راى آرى در رفراندوم سال ۵۸ شد و به سرعت خفقان اسلامى اولین کارى بود که آیت الله خمینى بر سر مردم ایران نازل کرد و نتیجه آن خفقان اسلامى و اسلام اجبارى آیت الله خمینى در ایران بعد از ۴۰ سال پیدا شدن دختر خیابان انقلاب و آتش زده شدن مساجد در ایران است تازه حکومت ایران از عمق فاصله نجومى مردم ایران با اسلام و حکومت با خبر شد که دیگر خیلى دیر شده است و مردم ایران به کمتر از سرنگونى حکومت دیکتاتورى اسلامى در ایران راضى نیستند .

  5. استاد عزیز اگر ساعت ها وقت صرف میکردم باز هم نمی توانستم چیکیده مشکلات و ومسائل را این چنین شیوا وخلاصه در یک نوشته جمع کنم . به راستی حق مطلب را ادعا کردید. ولی چه فایده ،این مشکلات و مسائل را همه ایرانیان میدانند و هر ساعت وهر روز با گوشت و پوست و روح و روان خود با این مشکلات درگیر هستند. راه حل چیست؟ این را هم اکثر مردم میدانند ولی مردم نگران هستند و حق دارند که نگران باشند . چرا؟ خدمتتان عرض میکنم. درست هنگامی که اعتراضات مردمی در اغلب شهرهای بزرگ و کوچک به جریان افتاده بود تعدادی از سیاستمداران و دولت مردان در کشور امریکا شروع به برگزاری جلسات و سخنرانی با گروه جنایتکار و خائن مجاهدین خلق کردند و از این گروه به عنوان اصلی ترین گروه اپوزسیون حکومت ایران نام بردند. این حرکت مانند آب سردی تمامی شور و اشتیاق مردم را سرد کرد و از بین برد .مردم ایران هنوز نتایج جلسه کشورهای بزرگ مدافع آزادی حقوق بشر در گوادالوپ را به یاد دارند. هنوز هم برای بسیاری از ایرانیان این سوال بدون جواب مانده که چگونه دولت مردان امریکا و انگلیس حاضر به مذاکره و معامله با خمینی و اطرافیان او شدند . چرا به این سادگی فریب خمینی را خوردند با اینکه با اعتقادات و نظرات او در سخنرانی ها و دست نوشته هایش آشنا بودند. چرا آینده و دنیای مردم و کشور ایران را به خاطر منافع زودگذر در دست خمینی جنایتکار و خونخوار گذاشتند ؟ وسوال بزرگ برای من این است چرا در آن زمان برادران ما در اسرائیل ساکت بودند؟ آیا ان ها نیز فریب خورده بودند ؟ ۴۰ سال دروغ و فریب و ظلم و جنایت وجنگ و کشتار جوانان بیگناه و از بین رفتن اعتبار و آبروی ایران زمین و ایرانیان و ….

  6. آیت الله خامنه اى اگر بیمار روانى نبود از ۷۰۰۰۰۰ میلیارد تومان پولى که در اختیار دارد مى توانست ۶۰ میلیون شغل دولتى با حقوق ماهیانه هر نفر بالاى ۱۵ میلیون تومان در سراسر ایران ایجاد کند کسى نیست به آیت الله خامنه ای بگوید تو چند سال دیگر زنده ایى و این همه پول را مى خواهى تو گور پدرت ببرى … ؟
    خساست و گدا بودن یک بیمارى روانى است که آیت الله خامنه ای به آن دچار شده است باید آیت الله خامنه ای را به تیمارستان به برند نه بیت رهبرى .

Comments are closed.