تحلیلگر ارشد اسراییلی:سیاست آمریکا در خاورمیانه غلط بوده مانند عدم حمایت از شاه توسط کارتر و مذاکره با رژیم تا رسیدن به بمب اتم

آریل کاهانا تحلیلگر سیاسی ارشد روزنامه اسرائیل هیوم(اسرائیل امروز) با انتشار مقاله ای به مماشات و گفتگوهای بی پایان و خسته کننده کشورهای غربی با رژیم اسلامی پرداخته و سیاستهای ایالات متحده در قبال منطقه خاورمیانه را اشتباه توصیف می کند که برای جلوگیری از جنگ دست به اقدامات سیاسی فاجعه آمیزی زده اند و اکنون نیز در قبال رژیم اسلامی همین سیاست را در پیش گرفته اند.

از دیدگاه این تحلیلگر ارشد،هراس از جنگ با رژیم اسلامی و نابودی کامل تاسیسات اتمی آن منجر به دستیابی ملایان به بمب اتمی خواهد شد.

برگردان کامل فارسی مقاله در اختیار شما همراهان گرامی قرار دارد:

مسابقه بی پایان تنیس سیاسی بین رژیم ایران و غرب می تواند به این معنی باشد که ایران قبل از اینکه ایالات متحده طرح B داشته باشد، بمب را در اختیار خواهد داشت.

در زمستان ۲۰۱۳، خاورمیانه تحت کنترل ایالات متحده آن زمان بود. دیپلماسی جان کری، وزیر امور خارجه، تماشای او از رام الله به اورشلیم تا عمان بود.

کری در یک ماموریت حساس برای برقراری صلح بین اسرائیل و فلسطینی ها بود.

در آن زمان، به یک مقام آمریکایی گفتم که نگران هستم. گفتم: «تاریخ نشان می‌دهد که تلاش‌های صلح در این منطقه با جنگ به اوج خود می‌رسد، موضع شما چیست؟» این مقام پاسخ داد که طرح B وجود ندارد.

همه ما می دانیم که در نهایت چه اتفاقی افتاد. روند صلح جان خود را از دست داد و سه نوجوان اسرائیلی ربوده شدند و عملیات ۵۱ روزه حفاظتی را آغاز کرد.

مسابقه تنیس کری با پایتخت های منطقه با شکست آمریکا در خاورمیانه به پایان رسید.

این تنها یک نمونه و آخرین تلاش بیهوده آمریکایی ها برای درک منطقه بود.

فهرست کاملی شامل عدم حمایت از شاه ایران در دوران دولت کارتر نیز هست که می توان از آن یاد کرد.

توهم پرزیدنت جورج دبلیو بوش مبنی بر اینکه سرنگونی صدام باعث ایجاد یک عراق مرفه و آزاد خواهد شد.

اصرار کاندولیزا رایس بر برگزاری انتخاباتی که در نهایت به تصرف غزه توسط حماس انجامید، توسط تشکیلات خودگردان فلسطین انجام شود. و سخنرانی باراک اوباما در قاهره در سال ۲۰۰۹، و همچنین تصمیم او برای جانبداری از معترضانی که می خواستند حسنی مبارک، رئیس جمهور وقت مصر را دو سال بعد سرنگون کنند، که راه را برای به قدرت رسیدن اخوان المسلمین هموار کرد.

در طول ۱۸ ماه گذشته، جهان شاهد بازی ایالات متحده یعنی یک مسابقه تنیس سیاسی دیگر منطقه ای بوده است و آن مذاکرات هسته ای با رژیم ایران است.

تهران و غرب هر کدام توپ را به عقب و جلو می زدند.

ما گهگاه اخباری در مورد “نزدیک شدن به«یک معامله و توافق» دریافت می کنیم، یا اینکه آخرین پیش نویس “پیشنهاد نهایی” است و “فقط چند روز طول می کشد” تا معامله انجام شود، یا اینکه “پنجره در حال بسته شدن است.”

هر دو طرف ترجیح می‌دهند که این روند برای همیشه ادامه داشته باشد، بسیار شبیه به یک رویداد ورزشی بی‌نتیجه.

رژیم ایران و چاش های آن به سختی در رده  مهم ترین موضوعها  در دستور کارهای  سیاست خارجی ایالات متحده بایدن قرار دارد.

در مورد ایران، اکنون زمان به نفع ایران در گذر است، زیرا یک روند طولانی به رژیم ایران اجازه می دهد به برنامه هسته ای خود ادامه دهد. سطح غنی سازی پیش تر به سطح خلوص ۶۰٪ رسیده.

خزانه تهران تا حدی به دلیل افزایش قیمت نفت و سوخت و مصرف چین پر شده است و روسیه در حال خرید تسلیحات از ایران است.

علاوه بر اینها، رژیم ایران با تهدید موجودیتی  مواجه نیست.

غم انگیز است که ایالات متحده یک بار دیگر در الگوی اشتباه پیگیری صلح که منجر به یک جنگ بالقوه می شود، افتاده است.

پاسخ ایرانی‌ها به آخرین پیشنهاد ایالات متحده، ظن و شک من را تأیید کرد – که دیگران هم دارند – مبنی بر اینکه رژیم ایران خواهان توافق نیست بلکه فقط از مذاکرات برای خرید زمان استفاده می‌کند.

گفتگوها به رژیم ایران اجازه داده است تا توجه را از آنچه واقعاً به آن اهمیت می دهد منحرف کند:یعنی کوتاه کردن زمان لازم برای رسیدن به یک بمب و رسیدن به ساعت صفر.

این بدان معناست که رژیم ایران پس از شکست مذاکرات آماده است تا به سمت دستیابی به سلاح هسته‌ای پیش رود.

ایرانی ها بر این باورند که تا زمانی که ایالات متحده طرح B را ارائه کند، از قبل یک بمب در اختیار خواهند داشت.

برای رژیم ایران مسابقه بی پایان تنیس سیاسی فقط یک نیرنگ است. بازی واقعی جای دیگری است. بر اساس آنچه در رسانه ها گزارش شده، زمان فرار تهران و رفتن به سوی بمب اتم در حال حاضر چند هفته است. می توان حدس زد که رژیم ایران آنقدر احمق نخواهد بود که دست خود را رو کند و کارت ها را نشان دهد.

زمانی که مذاکرات به تاریخ پیوست، آنها به سمت یک بمب می روند و ایالات متحده با معضل طاقت فرسایی روبرو می شود که می خواست همیشه از آن اجتناب کند و آن پذیرش رژیم ایران مجهز به سلاح هسته ای یا جنگ خونین با رژیم جنایتکار تهران است.