جنگ دوم اوکراین درس عبرت تازه ای برای جهانیان؛تفسیر سیاسی هفته نوشته،منشه امیر

۷۷ سال از پایان جنگ جهانی دوم می‌گذرد،جنگی که کشتار بزرگی در سراسر جهان بود و ۵۵ میلیون نفر و بیشتر قربانی شدند.

در طول این ۷۷ سال جنگ های دیگری نیز رخ داده است.

جنگ کره- جنگ ویتنام- جنگ هند و پاکستان- جنگ هشت ساله ایران و عراق و همچنین جنگ های دیگری که در نقاط مختلف جهان رخ داده است.

و آخرین آنها جنگ کریمه بود.

ارتش روسیه به اوکراین حمله برد و شبه جزیره کریمه را به تصرف درآورد و از آن هنگام تاکنون تلاش جهانی برای بیرون راندن ارتش روسیه از آن سرزمین بیهوده بوده است.

شاید هیچ تلاش واقعی در این زمینه صورت نگرفته است.

روسیه بر کریمه مسلط شد و اشتهایش افزایش یافت و اکنون فرصت مناسبی یافته و بهانه تازه‌ای پیدا کرده  که بتواند این بار خاک اصلی اوکراین را هدف قرار دهد.

این جنگ خونین که هنوز پایان آن قابل تصور نیست درس های تازه‌ای به جهانیان می آموزد.

نخست آن است که همچنان قلدر ها بر دنیا مسلط هستند و همچنان زور می گویند و با توسل به نیروی قهریه می‌خواهند منافع خویش را پیش ببرند.

همگان از ابتدا می‌دانستند که ولادیمیر پوتین یک تزار تازه است و یک استالین تازه است و فردی است که می‌خواهد اتحاد جماهیر شوروی سابق را به شکل اصلی خود بازگرداند و یا جا پای تزارهای روسیه گذاشته که هر بار سرزمین دیگری را به تصرف خود درآوردند و به خاک خود ضمیمه کردند.

البته این تلاش ولادیمیر پوتین همراه با تضعیف اقتصاد روسیه بوده است.

پوتین همانند حکومت اسلامی ایران از پول و دارایی ملت کاست و آن را در راه ارتش خود هزینه کرد و کوشید بر سرزمین هایی که در همسایگی روسیه قرار دارد به بهانه‌های مختلف مسلط گردد و یا حکومت هایی را در آن کشورها به روی کار آورد که فرمانبردار ارتش روسیه و شخص پوتین باشند.

در واقع این همان سیاستی است که حکومت اسلامی ایران در پیش گرفته است به این معنی که از مال و منال ملت ایران برمی‌دارد تا هدفهای کلونیآلیستی خود را در کشورهای منطقه به اجرا بگذارد و اسمش را هم می‌گذارد به دست گرفتن رهبری جهان اسلام توسط شیعیان…

شیعه یعنی حکومت اسلامی ایران…

و درست همانند رژیم ایران این سیاست ولادیمیر پوتین باعث انزوای روسیه شده است.

کشورهای اروپایی و ایالات متحده از پوتین دور شدند.

درس دوم جنگ اوکراین درسی که بسیار آزار دهنده است و آن است که اروپا و ایالات متحده اوکراین را تنها گذاشتند…

با حرفهای خوش  از آن کشور و مردم آن دفاع کردند و قول های متعدد دادند و آمدند و تحریم‌هایی را علیه دولت روسیه و برخی فرمانروایان روسیه برقرار کردند اما این تحریم‌ها هرگز جلوی ادامه پیشروی ارتش روسیه را نخواهد گرفت.

شاید بهایی را که پوتین باید برای این توسعه‌طلبی بپردازد بالا می‌برد اما در حدی نیست که بتواند ادامه تعرض ارتش روسیه در خاک اوکراین را متوقف سازد.

ولادیمیر زلنسکی به عیان و آشکار می گوید که کشورهای اروپایی ما را تنها گذاشتند و حرف کافی نیست و ابراز طرفداری زبانی کاری را از پیش نمی‌برد.

بیایید و عملا از ما دفاع کنید و اروپا می‌گوید ما اهل جنگ نیستیم و ایالات متحده یعنی شخص بایدن نیز همان سخنان را تکرار می‌کند می‌گوید ما از شما حمایت می‌کنیم اما وارد جنگ به سود شما نمی شویم.

این کاملا قابل پیش بینی بود زیرا اکنون سالیان دراز است که ایالات متحده می‌کوشد دست و پای خود را در مناطق مختلف جهان جمع کند و به داخل کشور بازگردد.

این روند از هنگامی آغاز شد که ارتش ایالات متحده و رهبران آن برای دخالت های گسترده جنگی خود در نقاط مختلف دنیا بهای گزافی پرداختند.

جنگ در خاک عراق یک نمونه آن بود و همچنین در افغانستان و در نقاط دیگر و اکنون دو دهه است که ایالات متحده تصمیم گرفته از نقاط مختلف دنیا از نظر نظامی کنار برود.

افغانستان را ترک گفته و عراق را می خواهد تنها بگذارد و همچنین از دیگر نقاط در جهان در حال عقب‌نشینی می باشد.

و این را پرزیدنت ولادیمیر پوتین به خوبی احساس کرده و به خوبی دانست و اکنون فرصتی یافته که رویاهای توسعه طلبانه خود را با تسلط یعنی تسلط مرحله به مرحله بر اوکراین جامعه عمل بپوشاند. دنیای غرب ضعف خود را نشان می‌دهد.

می‌گویند اتحادیه ناتو را داریم…

ناتو بزرگترین اتحاد نظامی دنیاست اما این اتحادیه برای دفاع از کشورهای عضو برپا شده است و اوکراین عضو ناتو نمی باشد و آنها  فراموش می کنند که همین نیاز و اشتیاق اوکراین به ورود به پیمان ناتو بود که بهانه‌ای به دست روسیه داد که به آن کشور حمله ببرد.

اروپا و آمریکا ملت اوکراین را تنها گذاشتند و این را ولادمیر زلنسکی علنا بیان می‌کند که شما ما را تنها گذاشته اید.

حرف کافی نیست و ما به کمک نیاز داریم و کمک تسلیحاتی و کمک مالی و آنچه را که شما در حال حاضر در اختیار ما می گذارید برای ایستادگی در برابر ارتش متجاوز روسیه کافی نیست.

و اسرائیل نیز بین چکش و سندان قرار گرفته زیرا هم با روسیه و هم با اوکراین روابط بسیار دوستانه دارد.

اسرائیل به روسیه نیازمند است همانگونه که  روسیه از قبل همکاری با اسرائیل بهره می‌برد ولی ملت اوکراین نیز ملتی بی گناه و بی دفاع است و اسرائیل این امر را به خوبی در گذشته احساس کرده و درد آن را می‌داند و خواهان رساندن یاری به ملت اوکراین است اما محدودیت های سیاسی و بین المللی نمی گذارد که اسرائیل به این هدف برسد. حکومت اسلامی ایران از اینکه ارتش روسیه ناجوانمردانه به خاک اوکراین تجاوز کرده و شمار نامعلومی از مردم اوکراین یعنی مردم بی دفاع و بی گناه اوکراین در این درگیری نظامی جان خود را از دست داده و می‌دهند غریو شادی سر داده است.

حکومت ایران علنا می‌گوید که خرسند و خوشحال است که روسیه با این تهاجم می‌خواهد به گفته سران حکومت اسلامی ایران پوزه آمریکا را به خاک بمالد.

رژیم ایران و آخوندهای  کشور همانند ولادیمیر پوتین ادعا می‌کنند که اگر ناتو قصد پذیرفتن اوکراین به عضویت خود نداشت چنین جنگی رخ نمی‌داد.

اولاً ناتو هنوز اوکراین را به عضویت خود نپذیرفته و در این باره تصمیم نهایی نگرفته است.

وانگهی برای دولت اوکراین که ضربه دردناک توسعه طلبی روسیه را شش سال پیش چشیده عضویت در یک پیمان دفاعی در اروپا نه برای حمله به روسیه بلکه برای دفاع از خود بوده و هست.

سران دولت کیف در گذشته می‌دانستند و اکنون نیز بر همین باور هستند که اگر ضعیف باقی بمانند روسیه یا شخص پوتین خواب و خیال خود را برای تسلط بر همه آن سرزمین عملی خواهد ساخت و از همین رو تقاضا کردند که به پیمان نظامی ناتو بپیوندند همانگونه که شمار دیگری از جمهوریهای تحت تسلط اتحاد جماهیر شوروی پیش از فروپاشی همچنان به پیمان ناتو ملحق شده و از چتر دفاعی آن برخوردار گردیده اند.

چرا اوکراین اینچنین نباشد؟

اما حکومت ایران عملاً و علنا در کنار تجاوزگری روسیه ایستاده است و می‌گوید خوب کاری کردید چون ناتو برای شما خطرناک است و بله رژیم ایران نمی خواهد که ناتو در اوکراین مستقر گردد و به خاک ایران نزدیک تر شود.

این برای رژیم ایران نیز خطرناک است…

اما این خطر چندان جدی نیست آنچه که مهم است آن است که حکومت ایران مطیع و فرمانبردار روسیه شده است و از تجاوز روسیه حمایت می‌کند و از آن دفاع می‌کند و آن را قانونی می‌داند.

علی مطهری می گوید که این نشان می‌دهد که رژیم ایران فرمانبردار و مطیع حکومت روسیه شده است و در واقع استقلال ایران و مصالح ملی این کشور را به روسیه فروخته است.

اروپا بیم دارد که اگر صادرات گاز روسیه به آن کشورها متوقف گردد با مشکلات بسیاری روبرو خواهند شد.

اگر فرمانروایان حکومت ایران از منطق برخوردار بودند و منافع ملی کشور را جستجو می کردند می توانستند از این فرصت برای پیشبرد صادرات گاز ایران استفاده کنند.

ایران یکی از بزرگترین منابع گازی جهان را دارد و شاید پس از روسیه دومین باشد و شاید هم اولین قبل از روسیه و می توانست که در این فرصت به اروپا نزدیک شود و با ایالات متحده دست آشتی بدهد و تحریم‌ها برداشته شود و صادرات نفت ایران از سر گرفته شود اما حکومت ایران ترجیح داد که فرمانبردار و مطیع روسیه و شخص ولادیمیر پوتین باقی بماند و از او دفاع کند.

این دفاع و این منطق که حکومت ایران در حمایت از روسیه به کار می‌برد نشان میدهد که قدرتمند شدن رژیم ایران تا چه حد خطرناک است و تا چه حد امنیت خاورمیانه و حتی کشورهای بیشتری را ممکن است مورد خطر قرار دهد.

حکومت ایران در واقع از قلدری پوتین دفاع می‌کند.

همان قلداری که فردا ممکن است علیه ملت ایران و سرزمین ایران به کار ببرند.

حالا حساب کنید که اگر حکومت ایران قدرت داشت و اگر بمب اتمی داشت و اگر موشک های آن همچنان بهتر و بهینه تر می شوند چگونه می توانست همین خطرات را علیه کشورهای اروپایی به وجود آورد.

حکومت ایران که امروز علنا می‌گوید که می‌خواهد اسرائیل را نابود کند و می‌خواهد پوزه غرب را به خاک بمالد و با این منطق اگر حکومت ایران به قدرتی دست یابد با همین فلسفه و سیاست کشورهای اروپایی را نیز ممکن است مورد تهدید قرار دهد تا هدفهای ناپاک خود را پیش ببرند.

تاثیری که جنگ اوکراین بر مذاکرات برجامی در وین دارد چند جانبه و متنوع است.

حکومت ایران از یک سو از ادامه حمایت روسیه در این مذاکرات محروم میگردد.

تا کنون روسیه بود که در تماسهای مستقیم با ایالات متحده و دیگر کشورها به ویژه کشورهای اروپایی می‌کوشید منافع رژیم ایران را پیش ببرد و به نام حکومت اسلامی ایران سخن بگوید.

امروز در مذاکرات وین در لحظات حساسی که در آن به سر می‌برد روسیه این قدرت و امکان را از دست می‌دهد.

اما در همان حال حکومت ایران می‌بیند که این بار نیز کشورهای اروپایی و ایالات متحده ضعف نشان دادند البته پرزیدنت بایدن اعلام کرده که تحریم های متنوعی را علیه دولت روسیه برقرار می سازد اما هیچ یک از این تحریم‌ها در حدی شدید نیست که بتواند دولت کنونی روسیه و شخص ولادیمیر پوتین را از ادامه حمله بازدارد.

حالا در چنین وضعیتی حکومت ایران ممکن است فکر کند که اروپا و آمریکا ضعف خود را نشان دادند و اگر رژیم ایران نیز به شیوه‌های روسیه پوتین متوسل شود خواهد توانست امتیازات بیشتری را در مذاکرات برجامی به دست آورد.

همچنین این خطر وجود دارد که پرزیدنت بایدن و کشورهای اروپایی بگویند که اکنون ما با دردسر بسیار بزرگتر و با خطرات نزدیک تر روبرو هستیم.

بیایید و با حکومت ایران در مورد برجام هر گونه که شده کنار بیاییم تا وقت داشته باشیم که به مشکل درگیری با روسیه بپردازیم.

در هر حال آنچه که در جبهه اوکراین می‌گذرد ممکن است برخی از سردمداران حکومت ایران را به این نتیجه برساند که کوتاه نیایند همچنان اصرار ورزند و از ضعف  کشورهای غربی برای گرفتن امتیازات بیشتر استفاده کنند.

درس عبرت دیگری که از جنگ اوکراین می توان گرفت آن است که همیشه دیکتاتورها و آنانی که خود را یگانه قدرت کشور خویش می‌دانند از آنجایی که قادر نیستند مشکلات اساسی کشور را حل کنند می آیند و یک دشمن خارجی می تراشند و به این بهانه می کوشند که به حکومت خود ادامه دهند و خویش را از ناتوانی در حل مشکلات کشور مبرا نشان دهند در مورد روسیه نیز همین است.

اقتصاد روسیه در سال‌های حکومت پوتین پیشرفتی نکرده است و حتی بتوان گفت که پسرفت داشته است.

اقتصاد روسیه در این ۲۰ سال و اندی روز به روز ضعیف تر شده روسیه امروز یکی از فقیرترین کشورها در مقایسه با ممالک اروپایی به شمار می رود.

دیکتاتوری پوتین همانند دیکتاتوری های دیگر با شکست و ناکامی روبرو شده است.

اما اکنون پوتین احساسات ناسیونالیستی مردم روسیه را تحریک می‌کند و به آنها می‌گوید اگر نان نتوانستم برای شما تامین کنم بیایید و ببینید که کشور شما را گسترش بخشیدم.

چنین سیاستی را ما در مورد همه دیکتاتورهای جهان مشاهده کردیم و نزدیک‌ترین شاهد همین حکومت اسلامی ایران است که چون در اقتصاد و مدیریت کشور شکست خورده دائماً از دستاوردهای خود در تولید موشک و پهپاد و دیگر سلاح های جنگی سخن می گوید.

و اما یک درس عبرت بزرگ برای ملت اسرائیل آن است که یک بار دیگر ثابت شد که هیچ کشوری نباید برای تامین امنیت خود به کشورهای دیگر وابسته باشد.

اسرائیل در طول موجودیت دوباره خود همیشه پیشنهاد حضور نیروهای خارجی در این سرزمین را رد کرده است.

بارها گفته شده که ایالات متحده حاضر است که سربازان خود را به اسرائیل بفرستد اما این پیشنهاد همیشه و با قدرت و قاطعیت رد شده است.

اسرائیل بر دفاع از خود به نیروهای خارجی نیازمند نیست.

نیروهای خارجی نباید خون خود را در راه دفاع از اسرائیل بریزند و قربانی کنند و شاید هم حاضر نباشند چنین کاری را انجام دهند. بنابراین  اسرائیل بزرگترین و قدرتمندترین ارتش البته به طور نسبی با توجه به جمعیت و امکانات خود برپا کرده است و اسرائیل همیشه توانسته است در برابر تعرضات خارجی از خود دفاع کند.

در حدی که کشورهای عرب مایوس شدند از اینکه بتوانند مشکل خود با اسرائیل را از راه جنگ حل کنند و به هدفهای خود برسند و از این رو آمدند و با اسرائیل دست آشتی و صلح دادند و دریافتند که همکاری و همزیستی مسالمت آمیز می‌تواند بهترین تامین کننده امنیت و مصالح ملی آنها باشد.

حکومت کنونی در ایران امنیت خود را به دست زینبیون و فاطمیون و شیعیان بیکار در کشور های مختلف می سپارد.

رژیم ایران تهدید می‌کند که اگر یک خیزش عمومی در ایران رخ دهد و شمار سربازان سپاه پاسداران و نیروهای سرکوبگر دیگر کافی نباشد شیعیان مسلح از کشورهای مختلف را وارد این سرزمین خواهد کرد. اسرائیل در طول همه جنگ ها هرگز از هیچ کشور دیگر درخواست کمک نظامی نکرده است.

آنچه که اسرائیل خواسته و میخواهد آن است که از سلاح‌های دفاعی کافی برخوردار باشد تا بتواند تعرض خارجی را دفع کند و همیشه چنین بوده است.

اکنون از نهادهای بین المللی و سازمان ملل -ناتو و شورای امنیت و دیگر نهادها باید پرسید که چگونه  شما می‌خواهید که از امنیت و قانونمندی در سراسر جهان دفاع کنید؟

چگونه دست به روی دست گذاشته و در کنار نشسته اید و می بینید که ارتش روسیه همچنان در اوکراین پیش می رود؟

و خطر بسیار بزرگتر  آن است که چین در کمین نشسته و می‌خواهد تایوان را به تصرف خود در آورد و وقتی این ناتوانی نهادهای بین‌المللی را در برخورد با تعرض روسیه در اوکراین مشاهده می کند برای اجرای رویای خود به منظور تصرف تایوان حریص تر می شود و جدی تر عمل می‌کند.

هیچ بعید نیست که ارتش چین نیز به زودی با بهانه‌ای به تایوان حمله کند و آن جزیره را در تصرف خود درآورد.

این یکی از رویاهایی است که همیشه در فکر و ذکر رهبران چین وجود داشته و زنده مانده است و اکنون ممکن است تصور کنند که بهترین موقعیت برای اجرای این رویا پیش آمده است.

در واقع  حتی مدت ها قبل از حمله ارتش روسیه به اوکراین بود که جهانیان ابراز نگرانی کردند که دولت چین می‌خواهد با کمک نیروی نظامی قدرتمند خود بر تایوان مسلط گردد.

همانگونه که کوشیده و می‌کوشد بر جزایر و دیگر نقاطی که در همسایگی خاک اصلی چین قرار دارد مسلط شود.

بنابراین ناتوانی جامعه جهانی در جلوگیری از ادامه تعرض ارتش روسیه به خاک اوکراین ممکن است فاجعه بار باشد و جنگ‌های دیگری را پشت خود بیاورد.

و امروز می بینیم که دو حکومت قدرتمند از نظر نظامی یعنی روسیه و چین که یکی قدرت نظامی دارد و قدرت اقتصادی ندارد و دومی قدرت اقتصادی بزرگ جهان محسوب می‌شود و دارد ایالات متحده را از این نظر پشت‌سر می‌گذارد به دو قلدور بزرگ جهانی مبدل شوند و زور بگویند و بخواهند بر کشورهای دیگر مسلط شوند و دنیا دوباره آرامش خود را از دست بدهد و نقشه جغرافیایی جهان بار دیگر دستخوش تحولات و دگرگونیهای بسیار شود.

در این روزها ملت اسرائیل و ملت ایران و دیگر ملت‌های جهان با نگرانی بسیار به آنچه که در مرز روسیه و اوکراین می‌گذرد چشم دوخته اند و با نگرانی از خود می‌پرسند که دنیا به چه سمتی می‌رود و سرنوشت ملت های ضعیف چگونه خواهد بود؟

حکومت ایران حساب خود را کرده و تصمیم خویش را گرفته است درست است که در سر در وزارت خارجه ایران شعار نه شرقی نه غربی نگاشته شده است اما حکومت ایران به طور کامل مطیع و فرمانبردار روسیه شده است.

خود را نوکر روسیه ساخته و می‌کوشد در راه تامین منافع آن حکومت گام بردارد و از شیوه‌های روسیه در رویارویی با کشورهای همسایه و جهان تقلید کند و امروز از خود می‌پرسیم که با حمله دوباره روسیه به خاک اوکراین نقشه جهانی دچار چه دگرگونی‌هایی خواهد شد و چه در انتظار ملتهای جهان قرار دارد؟

نگرانی بسیار است…

اورشلیم؛ شنبه  ۷ اسفند۱۴۰۰  –۲۶ فوریه ۲۰۲۲