حکومت اسلامی ایران از رژیم کمونیستی کره شمالی ظالم تر است.تفسیر سیاسی هفته؛نوشته،منشه امیر

در دنیا رژیم های دیکتاتوری بسیاری وجود دارند. با قاطعیت می‌توان گفت که بیش از نیمی از نظام های سیاسی در کشور های مختلف جهان جنبه دیکتاتوری دارند.

برخی کمتر و برخی بیشتر…

اما نمونه بارز حکومت های دیکتاتوری کره شمالی است که مردم آن از گرسنگی بیمار می شوند و توانایی اداره کردن زندگی خویش را ندارند و هیچگونه آزاد اندیشی و دگراندیشی در آن حکومت مجاز نیست.

همه چیز را بسته اند، سانسور کامل برقرار است و کسی حق ندارد از رژیم بد بگوید یا انتقاد کند.

مجازاتش بسیار سنگین خواهد بود…

و حکومتهای دیکتاتوری دیگری نیز وجود دارند که برخی بیشتر سرکوب می‌کنند و بعضی کمتر… اما آنها هم اصولاً به مردم اجازه ابراز عقیده نمی‌دهند و انتقاد ممنوع است و کسانی که کار حکومت را قبول نداشته باشند دستگیر و زندانی می‌شوند و نگاهی به آن کشورها بکنید و می بینید که همگی آنها در فقر و فاقه بسر میبرند.

برخی ثروت‌های کلان اندوخته اند اما اکثر مردم چیزی برای خوردن ندارند و رشد اقتصادی در اینگونه کشورها بسیار پایین است از قافله تمدن عقب افتاده اند و تکنولوژی ندارند و صادرات عمده ای ندارند و درآمدی وجود ندارد که بتواند حداقل رفاه را برای مردمان آن کشور فراهم کند.

اینها همه حکومت های ستمگر ی هستند که به خاطر شیوه سرکوبگری خود مردم خویش را عقب مانده نگاه داشتند.

مردم فقیر هستند و از رفاه برخوردار نیستند این است مشخصه بارز حکومتهای دیکتاتوری که همه در فقر به سر می‌برند و همه جا مردم عقب مانده هستند و از کمترین رفاه برخوردار می باشند و کره شمالی می تواند بهترین نمونه این گونه نظام های سرکوبگر باشد.

همه باید بله قربان گوی حکومت باشند و همه باید رهبر حکومت را همانند یک پیامبر بپذیرند و تقدیس کنند و در برابر او سر تعظیم فرود آورند.

همه چیز بر طبق خواسته رهبر حکومت تعیین و تنظیم می‌شود و هیچ کس حق انتقاد ندارد و ما گفتیم که حکومت اسلامی ایران از رژیم ستمگر کره‌شمالی ظالم تر است.

چگونه می تواند باشد؟

پاسخ بسیار روشن است…

به دو کشور نگاه کنید:

کره‌شمالی هیچ نوع منابع مهم طبیعی ندارد و از امکانات تولید چندان برخوردار نیست رهبران آن تنها یک هدف داشته و دارند و آن این است که موجودیت رژیم خود را حفظ کنند اما به ایران بنگرید و ببینید که این کشور چه منابع سرشار طبیعی دارد و به یاد آورید که ایران در دهه های گذشته پیش از آنکه رژیم اسلامی به قدرت برسد چه رفاه و شکوفایی داشت.

ایران در آستانه ورود به کشورهای متمدن جهان قرار داشت.

ایران از نظر تولیدات و از نظر پیشرفت علمی و در همه زمینه‌های دیگر در مسیر درستی گام برمی‌داشت و می‌رفت که به زودی یکی از کشورهای مرفه دنیا شود.

این امکانات و این وسایل در اختیار کره شمالی نبود.

گرچه اگر کره شمالی را با کره جنوبی مقایسه کنید میبینید که کره جنوبی به راه پیشرفت افتادند و از نظر تکنولوژی در ردیف مهمترین کشورهای جهان قرار گرفتند.

محصولاتشان در سراسر جهان به فروش می رسد و ارز خارجی کلانی به دست می آورند و رفاه مردم کره جنوبی ۱۰۰ برابر مردم کره شمالی است.

اما چرا گفتیم که حکومت اسلامی ایران از رژیم کمونیستی کره شمالی ظالم تر و بی کفایت تر و بدون مسئولیت تر و ناتوان تر و ذلیل تر است؟

چرا این سخن را گفتیم؟!!!

علت آن بسیار است…

در کره شمالی تنها هدف رژیم دفاع از موجودیت خویش است.

شبه جزیره کره در سال های ۵۰ قرن میلادی گذشته یعنی حدود ۸۰-۹۰ سال پیش به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم شده بود.

جنوبی در خدمت مردم کره باقی‌ماند اما بخش شمالی آن توسط کمونیست ها به تصرف درآمد و از آن هنگام آمدند و یک رژیم دیکتاتوری همانند بسیاری از کشورهای کمونیستی دیگر برقرار ساختند و همیشه بیم آنها آن بود که کره جنوبی با حمایت ایالات متحده بیاید و به بخش شمالی حمله کند و آن را از تصرف کمونیست ها بیرون بیاورد و از همین رو بود که حکومت کمونیستی و ستمگر و دیکتاتوری  کره‌شمالی در صدد تهیه جنگ افزارهایی برآمد که از حمله کره جنوبی جلوگیری کند و بقای حکومت را تضمین کند و چه سلاحی بهتر از موشک و پس از آن بمب هسته ای…

بنابراین کره شمالی از آن هنگام همه توان مالی خود را وقف آن کرده که موشک بسازد و پس از آن بمب  روی آن نصب کند تا بتواند از موجودیت خود در برابر حمله احتمالی از کره جنوبی جلوگیری کند.

تنها هدف بقای رژیم است و خنثی کردن نقشه های حمله های احتمالی و دولت پیونگ‌یانگ بمب را می سازد و اتم را روی آن نصب می کند و می گوید اگر به ما حمله کنید نه فقط کره جنوبی را هدف قرار می دهیم بلکه به ژاپن و اماکن دیگری که مورد حمایت ایالات متحده قرار دارد خواهیم رسید و به آنها آسیب می رسانیم.

این تنها هدف حکومت کمونیستی پیونگ‌یانگ است یعنی حفظ بقای خود…

حکومت کره شمالی نه قصد تصرف کره جنوبی را دارد و نه می خواهد که بر چین و ژاپن و کشورهای دیگر خاور دور مسلط شود تنها هدف آن این است که بماند و سرنگون نشود.

اما به حکومت اسلامی ایران نگاه کنید، می‌بینید که آنها تنها بقای خود در داخل ایران را جستجو نمی کنند بلکه آنها هدف های استعماری دارند که آن را زیر پوشش دین پنهان کرده اند و می گویند: دین ما و در واقعیت مذهب ما یعنی مذهب تشیع باید در کشورهای اسلامی مسلط شود و آنها می‌خواهند به زور عراق را در تسلط خود بگیرند.

لبنان را به تصرف خود درآورند و همچنین کشورهای دیگر منطقه را و اگر در این راه موفق شدند امید آنها آن است که دیگر کشورهای اسلامی را نیز تحت تسلط خود در آورند.

یعنی کره شمالی قصد دفاع از خویش را دارد اما رژیم به ظاهر اسلامی ایران می خواهد که یک کلونیالیزم جدید یعنی یک استعمار جدید برقرار کند و نه فقط  ایران را در تصرف داشته باشد بلکه می خواهد بر کشورهای دیگر منطقه آقایی کند و رهبری جهان اسلام را به دست گیرد.

این یکی از نخستین مشخصه ها و تفاوت ها بین کره شمالی و حکومت اسلامی ایران است. به یک تفاوت اساسی دیگر نیز اشاره کنیم و آن اینکه در حکومت اسلامی ایران از آنجا که دین دیگر رونقی ندارد و مذهب مورد ایمان سران رژیم نیست بلکه فقط وسیله ای برای رسیدن به هدف می باشد، دزدی زیاد است راهزنی و چپاول بیت المال بسیار گسترده است امری که در کره شمالی وجود ندارد…

مطلقا وجود ندارد…

و اگر کسی در میان سران حکومت دزدی کند به شدت مجازات خواهد شد اما در حکومت اسلامی ایران علی خامنه ای دزدی ها را آزاد می‌گذارد و می‌گوید که از من حمایت کنید و نگذارید من سقوط کنم اما بیایید و بیت رهبری را پشتیبانی کنید و من کاری ندارم هر چه می‌خواهید بدزدید.

مهم  آن است که پشت سر من بایستید و از سقوط من جلوگیری کنید.

جز این هدفی ندارد و از این رو  می بینیم که دزدی ها بسیار گسترده است و در حکومت اسلامی ایران از آنجا که معیار وفاداری به شخص علی خامنه‌ای و پشتیبانی از نظام موجود است تنها افرادی را به مقام های عالی بر می گزینند و منصوب می‌کنند که در وفاداری آنها تردیدی نباشد.

همه تملق گو و چاپلوس به حکومت، بدون هیچگونه کفایت و لیاقتی در رشته‌هایی که مدیریت آن را به دست گرفته اند.

این برای علی خامنه ای مهم نیست که آیا فلان وزیر تخصص دارد یا تجربه و آگاهی دارد و از قدرت مدیریتی برخوردار هست یا نه…

معیار میزان وفاداری آن وزیر و یا هر شخص دیگر حکومتی به شخص علی خامنه‌ای و نظام سرکوبگر کنونی است.

هیچ معیار و مشخصات دیگری به حساب نمی‌آید…

مهم آن است که از حکومت خامنه‌ای پشتیبانی کنند…

حالا هرچه میخواهند بدزدند و ببرند و چپاول کنند اما از حمایت از رژیم و شخص علی خامنه‌ای دست برندارند و حکومت او را به خطر نیندازند.

کره شمالی از امکان حمله  کره جنوبی بیم دارد اما نگرانی علی خامنه ای آن است که ملت ایران یعنی ملت داخل کشور به پا خیزند و خواستار براندازی رژیم او شوند…

این است دلمشغولی رهبر حکومت اسلامی ایران و این است یکی از تفاوت های عمده بین حکومت کمونیستی در کره شمالی و رژیم سرکوبگر دینی در داخل ایران.

تفاوت عمده دیگر بین کره شمالی و حکومت اسلامی ایران: گفتیم که کره شمالی تنها بقای خود را می‌خواهد و می‌خواهد که در چهارچوب مرزهای موجود همچنان برقرار بماند و کره جنوبی در صدد تصرف بخش شمالی برنیاید این تنها دل مشغولی حکومت در پیونگ یانگ است و نه بیشتر…

اما در حکومت اسلامی در ایران از یک سو می خواهند که مردم ایران را تحت تسلط و انقیاد خود داشته باشد و از سوی دیگر می خواهند بر کشورهای همسایه تسلط داشته باشند و آنها را تحت هدایت و رهبری خود درآورند.

یعنی نوعی استعمار نو و آن هم از نوع دینی و در همین راه است که حکومت می آید و ثروت ملت ایران را برمی‌دارد و در اختیار سازمان‌های ترور خارجی قرار می‌دهد.

از حزب‌الله در لبنان تا حماس در نوار غزه حوثی‌ها در یمن و حشد الشعبی در عراق و دیگران…

به آنها پول می دهد یعنی ثروت ملت ایران را می دزدد و در اختیار آنها می گذارد تا بتواند به هدف های استعماری خود برسد و آرزوی خویش را برای تسلط بر جهان اسلام عملی سازد.

این فرق عمده‌ای بین آن حکومت کمونیستی و این رژیم به ظاهر دینی می باشد.

اما در همین راستا برای تسلط دینی بر این ایران و کشورهای دیگر منطقه حکومت می آید و تلاش می‌کند که قوانین یک هزار و چهارصد سال پیش را بر ملت ایران تحمیل کند.

قوانینی را که در دوران بادیه نشینی در عربستان در جزیره العرب مرسوم بود و با زندگی امروز هیچگونه تناسبی ندارد.

معیار در آن زمان شتر بود و امروز در دوران تکنولوژی شتر دیگر محلی ندارد.

در آن دوران زنان سرکوب شده و نگون بخت بودند اما امروز دنیا پی برده و به این معنویت  اعتراف می‌کند که هیچ فرقی بین زن و مرد وجود ندارد.

حکومت ایران یعنی حکومت دینی ایران تنها برای حفظ بقای خود نمی جنگد بلکه همه توان ملت ایران را به کار می گیرد که بتواند باورهای کهنه و پوسیده شده ای را بر این ملت و به ملت های دیگر منطقه تحمیل کند.

یعنی می خواهد بیاید و حجاب را نه فقط در ایران بلکه در همه کشورهای منطقه رایج کند مثلاً بر عربستان همان کشوری که اکنون مدتهاست گام به گام و قدم به قدم و سانتی متر به سانتی متر می کوشد که از تبعیض نسبت به زنان دست بردارد و آنها را به تدریج وارد جامعه کند  و اما در حکومت ایران روند کاملا معکوس است یعنی می‌خواهند همه آزادی هایی را که زنان ایران پیش از به قدرت رسیدن خمینی در اختیار داشتند از آنها سلب کنند.

۴۳ سال تقریباً از آغاز حکومت آنها می‌گذرد و نتوانستند حجاب را بر زنان ایران تحمیل کنند و اکنون مقررات شدیدتری را برقرار می سازند که زنان را زیر فشار بیشتر قرار دهند و حتی ورود آنها به ادارات دولتی و اماکن عمومی اگر به اصطلاح حجاب نداشته باشند به کلی ممنوع سازند اما حجاب تنها یک نماد است و پوشیدن یک لباس و نپوشیدن آن امر مهمی نیست مهم آن است که وقتی حجاب را بر زن تحمیل کردند آنگاه می توانند قوانین تبعیض نژادی دوران  ۱۴۰۰ سال پیش را با شدت بیشتری به اجرا بگذارند.

یعنی زن یک موجود ناقص است و زن نباید وارد کارهای اجرایی شود و وظیفه زن تنها آن است که بچه داری کند و لذت مرد خویش را تامین کند و همچنین خانه را نگاه دارد.

زن نباید رئیس جمهور شود و نباید رئیس مجلس شود و نباید در امور دیگر نقشی داشته باشد.

زن ذلیل است و باید سرکوب شود…

این است هدف حکومت ایران در تلاش برای تحمیل حجاب اجباری…

حجاب تنها یک نماد است حجاب به معنی آن است که حکومت می خواهد مردم ایران را مطیع نگاه دارد.

و موضوع دیگر همانا دزدی ها و چپاول های بیت المال است و فساد مالی که سراسر این حکومت را فرا گرفته است آن هم به علت اینکه خود سران حکومت از دین بریده اند و دریافته اند که دین یک دکان است بنابراین درست است که در اسلام دست آفتابه دزد را قطع میکنند اما آنها دزدی های کلان را اجرا می‌کنند و ابایی ندارند و کسی آنها را مجازات نمیکند.

دین را بدور نگاه داشته اند اما زیر پوشش آن به دزدی و جنایت و غارت ادامه می دهند…

این است تفاوت عمده…و یکی از تفاوت های عمده بین حکومت کمونیستی در پیونگ یانگ و رژیم به ظاهر اسلامی در تهران…

زیر نام دین و معنویت هرگونه جنایت و دزدی و غارت  را مباح می دانند و به آن افتخار می‌کنند…

گفتیم که حکومت کره شمالی اتم و موشک را برای حفظ بقای خویش می خواهد اما رژیم اسلامی ایران تلاش برای رسیدن به بمب هسته‌ای و هزینه کردن بسیار برای ساخت پیشرفته ترین موشک های جنگی آن است که بر کشورهای همسایه مسلط شود و آنها را مورد تهدید قرار دهد و به اصطلاح خود پوزه آمریکای جهانخوار را به زمین بمالد و مهمتر از همه می خواهد که اسرائیل را نابود کند…

کره شمالی و توان تسلیحاتی آن برای بقای رژیم اما در حکومت ایران تلاش آن است که شیوه های استعماری خود را عملی سازند و خیال خام خویش را برای تسلط بر منطقه تحقق ببخشند و این است یکی از تفاوت های عمده بین کره شمالی و حکومت اسلامی ایران…

اگر این خواسته ها و این امیدها و این آرزوهای بی‌نتیجه نبود شاید مردم ایران می توانستند حتی در رژیم سرکوبگر هم زندگی نسبتاً راحتی داشته باشند اما حکومت ایران برای رسیدن به آرزوهای خام خویش حتی نان را از دهان مردم ایران می برد و در اختیار حزب‌الله و حماس و دیگر گروه‌های تروریستی قرار می‌دهد…

اورشلیم؛شنبه ۱۵ امرداد ماه ۱۴۰۱–۶ آگوست ۲۰۲۲