دامنه فساد غلامرضا منصوری تا شرکت ملی نفت نیز کشیده شد

جای پای فساد غلامرضا منصوری بسیار گسترده‌تر از پرونده فعلی فساد و رشوه‌گیری مرتبط با پرونده اکبر طبری معاون قوه قضاییه است.

غلامرضا منصوری که در سالهای ۱۳۸۳-۸۴ به‌حکم دادگاه عالی انتظامی قضات به مدت دو سال از سمت قضائی برکنار و معلق شده بود. در زمان ریاست قوه صادق لاریجانی و دادستانی جعفری دولت آبادی به دلیل داوطلب شدن در پرونده فاضل لاریجانی مورد عنایت قرار گرفته و با ابلاغ ویژه ریاست قوه قضائیه، به عنوان مسئول پرونده‌ی برادر آقای صادق لاریجانی حکم می‌گیرد که در نهایت پرونده فاضل لاریجانی را مختومه اعلام می‌نماید.

جای پای تباهی او در قوه قضاییه و دیوان عدالت اداری و دادگاه رسانه تماما با فساد گره خورده که در آخرین پیام تصویری ایشان هم بچشم میخورد. او مدعی می شود که به عدالتخانه جمهوری اسلامی بازمی گردد در حالی که مشغول انجام کارهای مقدماتی مهاجرت به کانادا بوده و تاخیرات ناشی از کوید باعث طولانی شدن سفر او کانادا میشود.

در ادامه جریانات او به درخواست وزارت خارجه به رومانی می رود و در آخرین روز حیات خود بعد از جلسه‌ای که نماینده امنیتی سفارت داشته تهدید به اطلاع رسانی اسرار نظام میکند و تقاضای عفو کامل میکند. ایشان جواب تقاضای خود را بر لابی هتل خود بعد از سقوط از شش طبقه دریافت می کند .

شرح فساد منصوری در زمانی است که بازپرس دیوان عدالت اداری بوده‌اند. در آن زمان پرونده مهمی در مورد فساد مالی و گم شدن سه نفتکش خریداری شده توسط شرکت ملت نفتکش ایران مطرح میشود.

در زمان احمدی نژاد، حمید بهبهانی وزیر استیضاح شده دولت، مدیر عامل شرکت ملی نفتکش میشود. مدیرعامل فعلی شرکت ملی نفتکش نصرالله سردشتی رییس دفتر اجاره شرکت ملی نفتکش و حبیت‌الله سیدان مدیر بازرگانی شرکت ملی نفتکش بودند. در آن سالها (۱۳۹۰-۱۳۹۱) ایران با محدودیت‌های جابه‌جایی نفت مواجه شد، به پیشنهاد شرکت ملی نفت ایران، شرکت ملی نفتکش موظف شد تا تعدادی کشتی با پرچم کشورهای دیگر خریداری کرده و به جابه‌جایی نفت ایران اقدام کند.

پس از رویدادهای دیگری در زمان روحانی بود که پرونده فساد مالی در شرکت ملی نفتکش ایران رسانه‌ایی شد. و در آن زمان غلامرضا منصوری به عنوان بازپرس دیوان عدالت اداری بود، او با هماهنگی دکتر اسلامیان و رییس قوه قضاییه آملی لاریجانی، و همکاری با سراج راه حلی برای بستن بی سر و صدای این پرونده پیدا میکنند. همه مسئولیت خرید را مدیر بازرگانی شرکت ملی نفتکش، حبیت‌الله سیدان قبول میکند، و سپس به کمک سردشتی به یکی از شرکتهای زیر مجموعه شرکت نفتکش میروند و با تیم سردشتی به ادامه فعالیت‌های مخفی مرتبط به مدیریت نفتکش‌های مخفی می پردازند. سردشتی مدیر بازرگانی شرکت ملی نفتکش ایران می شود. و به کمک برادر پاسدار صفوی که دارای قدرت انحصاری فرآورده‌های نفتی در بندرعباس می رود. همچنین سردشتی کمک بسیار زیادی به فرزندان علی شمخانی، دبیر فعلی شورای امنیت ملی، برای تاسیس و تجهیز و مدیریت شرکت ترابری دریایی کرده است.

بدین سان،  غلامرضا منصوری با تبانی باعث سرپوشانی این پرونده فساد بزرگ میشود که همچون اکثر این پرونده‌ها، بازنده اصلی سرمایه ملت ایران است که به دست این دزدان و در جهت منافع گروهی خواص به تباه رفته است.

و بالاخره انکه بابت فساد و پرده‌پوشی کسانی همچون قاضی منصوری است که افرادی همچون سردشتی بجای رفتن به زندان آزادانه در پست‌های حیاتی از موقعیت شغلی خود استفاده میکنند تا منافع ملت ایران را به جیب خود و دیگر تبهکاران بین المللی بریزند.

او را به قتل رساندند یا حداقل آنکه او را به خودکشی وا داشتند تا فسادهای بیشتر در حکومت اسلامی ایران را فاش نسازد.