درس‌هایی برای اسرائیل از جنگ روسیه علیه اوکراین

جاناتان توبین تحلیلگر و مدیر مسئول وب سایت سندیکای خبری یهودیان با انتشار مقاله ای در این سایت به حمله روسیه به اوکراین پرداخته و  درس هایی که اسرائیل از این جنگ می تواند بگیرد را برشمرده است.

جاناتان توبین در مقاله خود آورده است:گاهی اوقات سیاست واقعی باید در برابر احساسات بین المللی سر تعظیم فرود آورد. پاسخ طبیعی دولت اسرائیل به جنگی که ولادیمیر پوتین، رهبر مستبد روسیه علیه اوکراین به راه انداخت، دور ماندن از آن بود.

اما یائیر لاپید، وزیر امور خارجه، در مواجهه با موج شدید همدردی و حمایت از اوکراین و خصومت با روسیه ناشی از جنگ تجاوزکارانه و وحشیانه پوتین، گفت: «اسرائیل در سمت درست تاریخ خواهد بود» و به نفع اوکراین در  سازمان ملل رای خواهد داد. قطعنامه ای که مجمع عمومی سازمان ملل در محکومیت مسکو خواهد بود.

این پس از آن صورت گرفت که اسرائیلی ها متحدان آمریکایی خود را عصبانی کردند. لیندا توماس-گرینفیلد، سفیر سازمان ملل متحد، به امتناع دولت اسرائیل از پیوستن به ۸۷ کشور دیگر در حمایت از قطعنامه شورای امنیت پیشنهادی ایالات متحده در محکومیت روسیه که در نهایت هفته گذشته توسط پوتین وتو شد، اعتراض کرد.

لاپید گفت که کشورش با رأی دادن علیه روس‌ها از «ارزش‌های» خود دفاع خواهد کرد.

با قضاوت بر اساس واکنش در اسرائیل، به نظر می رسد این تصمیم مردمی بوده است چرا که  اکثر اسرائیلی‌ها، مانند مردم دیگر کشورها، از فیلم‌های منتشر شده از جنگ در اوکراین وحشت زده و نگران هستند .

مقاومت اوکراین در برابر یک مهاجم خارجی باعث حمایت در سراسر جهان شده و حتی ایالات متحده و دیگر کشورهای غربی را مجبور به اعمال تحریم‌های بیشتر و شدیدتر از تحریم‌هایی که جو بایدن، رئیس‌جمهور جو بایدن در ابتدا برای اعمال آن داشت، علیه روسیه اعمال کرد.

رفتار شجاعانه ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، که شخصاً رهبری دفاع از کشورش را بر عهده داشت، به جای فرار برای جان خود، همانطور که اکثر مردم انتظار داشتند، کمدین سابق را نیز به یک قهرمان یهودی قرن بیست و یکمی تبدیل کرد.

اما در حالی که احساسات عمومی به نفع زلنسکی و اوکراینی‌ها در مجامع بین‌المللی همه ملاحظات دیگری را کنار می‌زند، کسانی که وظیفه دفاع از دولت یهود را بر عهده دارند می‌دانند که نتایجی که باید از جنگ گرفته شود فراتر از نتایجی است که تمایل به شناسایی را برجسته می‌کند آن هم  مبارزه مردمی برای مقاومت در برابر مهاجم  خارجی است.

در حالی که به نظر می رسد سرپیچی از ایالات متحده در سازمان ملل برای حفظ روابط با پوتین موضعی احمقانه و غیراخلاقی است، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر سابق اسرائیل تنها کسی نبود که فکر می کرد تصمیم لاپید این نبود. رهبر حزب لیکود از دولت اسرائیل خواست تا در مورد جنگ در اوکراین صحبت کند و در عوض بر تهدید ایران تمرکز کند.

استدلال به نفع دور ماندن اسرائیل از منازعه در این موضوع بر این واقعیت استوار است که در دهه گذشته، روسیه به یک قدرت خاورمیانه و همچنین اروپایی تبدیل شد. پس از اینکه باراک اوباما، رئیس جمهور سابق آمریکا از تهدید «خط قرمز» خود در سال ۲۰۱۳ برای مجازات بشار اسد، دیکتاتور سوریه به دلیل استفاده از سلاح های شیمیایی علیه مردم عقب نشینی کرد، ایالات متحده به روس ها اجازه صریح و روشن برای مقابله با این مشکل را داد. این همان چراغ سبزی بود که پوتین برای گسترش نفوذ خود در کشورهای تازه جدا شده از  شوروی سابق منتظر آن بود.

با رضایت آمریکا، روسیه به همراه ایران به یک جنگجوی تمام عیار در جنگ داخلی سوریه تبدیل شد و سپس موجی برای سرنگونی رژیم اسد به راه افتاد. با استفاده از نوع استفاده وحشیانه از قدرت نظامی که اکنون در اوکراین به کار گرفته شده است، روس ها به متحد خود اسد اجازه دادند تا در جنگی پیروز شود که جان صدها هزار نفر را گرفت و پنج میلیون نفر دیگر را بی خانمان کرد.

روس‌ها همچنان نیروی مسلط در سوریه باقی ماندند و پوتین را به یک همسایه قدرتمند تبدیل کرد، نه فقط یک نماد بین‌المللی استبداد و تجاوز.

یکی از دستاوردهای نتانیاهو در سیاست خارجی بر توانایی او در حفظ روابط خوب با مسکو بود. حفظ این رابطه برای امنیت کشور اسرائیل  حیاتی است.

در واقع، تنها به لطف روس‌ها است که نیروهای دفاعی اسرائیل می‌توانند آزادی حمله به نیروهای ایرانی و نیروهای  تروریست حزب‌الله در سوریه را داشته باشند به این منظور که اجازه دهند آنها یک جبهه دیگر علیه دولت اسرائیل تشکیل دهند.

جهان زلنسکی را در نبرد علیه پوتین تشویق می‌کند و بیشتر یهودیان از او حمایت می‌کنند تا به نحوی از سرنوشتی که معمولاً برای کسانی که مجبور به درگیری با همسایگان بی‌رحم و قدرتمند نظامی هستند اجتناب کنند و او شکست نخورد.

خوب است که فکر کنیم این امکان وجود دارد که یک کشور ضعیف از نظر نظامی با  حمایت دیرهنگام بین المللی با موفقیت از استقلال خود در برابر شکارچیانی مانند پوتین دفاع کند.

اما تصور سناریویی که در آن درگیری در اوکراین نتیجه‌ای به همراه داشته باشد که به اسرائیل اجازه می‌دهد به طور کامل رهبر روسیه را نفی کند، دشوار است. و این حتی با در نظر گرفتن این واقعیت نیست که برخلاف تزارها و رهبران شوروی سابق که پوتین از آنها الگوبرداری می کند، او یک یهودی ستیز آشکار نیست که یهودیان کشورش را سرکوب می کند.

از این رویدادها می توان درس های دیگری نیز گرفت…

به هر حال جنگ در اوکراین در گرفته و به نظر می رسد، این هشداری است برای کشورهای کوچک که این تصور را که امنیت آنها می تواند به تضمین های بین المللی بستگی داشته باشد را رد کنند.

براساس قرارداد ۱۹۹۴ اوکراین تسلیحات هسته‌ای را که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به ارث برده بود، تسلیم کرد، در آن زمان هم روسیه و هم ایالات متحده استقلال و امنیت اوکراین  را تضمین کردند.

اما نکته  فقط این نیست که نمی توان به یک لات  و مامور سابق KGB مانند پوتین اعتماد کرد که به این پیمان پایبند باشد. نکته این  است که ایالات متحده نشان داد که  در شرایط فعلی و با  ضعف و عدم تصمیم گیری خود که با عقب نشینی بی شرمانه و شرم آور بایدن از افغانستان نشان داده شد،متحدان ایالات متحده می بینند که نمی توان به آن اعتماد کرد.

در عین حال و در موضوعی به همان اندازه مهم، دولت بایدن در حال حاضر سیاست مماشات با ایران را در پیش گرفته است. با توافق هسته‌ای جدید و حتی ضعیف‌تر که انتظار می‌رود در هفته‌های آتی اعلام شود، اسرائیل با وضعیتی مواجه می‌شود که در آن تنها متحد ابرقدرت‌اش یعنی آمریکا آماده است غنی‌سازی و توانمندسازی رژیمی را قبول کند  که تهدیدی وجودی برای موجودیت اسرائیل است.

انتظار بایدن مبنی بر اینکه اسرائیل باید از موضع آمریکا در اوکراین حمایت کند، علیرغم آنکه  خود او مشغول مذاکره با رژیم ایران است و این یعنی بایدن سیاستی را دنبال می کند که امنیت اسرائیل را تضعیف میکند، و این بسیار برای اسرائیل  توهین آمیز است.