در بی‌بی‌سی چه می‌گذرد؛ دلارام یگانه

رسالت اولیه هر رسانه برای پوشش دقیق حوادث و رویدادها، پرهیز از غرض‌ورزی در نحوه اطلاع‌رسانی و تحلیل و تفسیر درست واقعیت‌ها است.

اینکه عمده رسانه‌ها در عین داشتن آزادی، الزاما مستقل نباشند، موضوعی نیست که بتوان آن را کتمان کرد. بی‌طرف بودن رسانه‌ها ادعایی زیبا اما در عین حال گزاف و دروغین است. آنچه شایسته یک رسانه حرفه‌ای است، تعهد به عدم غرض‌ورزی در روایت رویدادهاست.

متأسفانه از آغاز دوران «اصلاحات» در ایران، جهت‌گیری برنامه‌ها در شبکه‌های فارسی‌زبان خارج از ایران، سمت و سوی جدیدی به خود گرفت؛ به گونه‌ای که در ذهن بیننده چنین القاء می‌کرد که «اصلاحات» بهترین راه ممکن برای مقابله با رژیم است و هرگونه اندیشه‌ای برای تغییر بنیادین در نظام حاکم بر ایران، آنهم در وضعیت آشوب‌زده منطقه، به ضرر مردم تمام خواهد شد.

به عنوان نمونه، عملکرد شبکه بی‌بی‌سی فارسی در میان اعتراضات گسترده مردم در چند ماه اخیر، شاهدی بر این مدعاست. آنجا که کاربران ایرانی توییتر از داخل و خارج کشور، با انتشار صدها هزار توییت با هشتگ #iranregimechange  به معنی «تغییر حکومت ایران»، مخالفت خود را با جمهوری اسلامی به گوش جهانیان می‌رساندند، یک خبرنگار این شبکه با هدف بی‌اهمیت جلوه دادن به مخالفان رژیم، در توییتی مدعی شد که IP اکثر توییت‌های منتشرشده در خارج از ایران به ویژه در آمریکا ثبت شده‌اند!

این در حالیست که به علت فیلتر بودن توییتر در ایران، کاربران داخل کشور ناچارند از VPN استفاده کنند و چون اکثر VPNها در آمریکا مستقرند، کاملا طبیعی است که IPهای آنها مربوط به کشور محل استقرار وی‌پی‌ان‌ها باشند!

در همین زمینه، اظهارات فرداد فرحزاد، گزارشگر سابق بی‌بی‌سی نیز قابل توجه است. او در پاسخ به سوالی در خصوص نگاه منفی مردم نسبت به بی‌بی‌سی به این مطلب اذعان کرد که «اکثر روزنامه‌نگاران وخبرنگاران شاغل در این شبکه دنبال اصلاح جمهوری اسلامی‌اند و با براندازی مخالفند و به همین دلیل خروجی این شبکه به اصلاح‌طلبان نزدیک است.»

عدم پوشش مناسب اخبار کارگران «هفت تپه» در بی بی سی را نیز می‌توان در گفته‌های احمد زیدآبادی، فعال اصلاح طلب یافت:

«خیلی از بچه‌هایی که به بی‌بی‌سی رفته‌اند را از قبل می‌شناسیم. صد درصد هیچکدام اینها عنادی با کشور [نظام] ندارند. حتی نسبت به سیستم سیاسی هم قصد دنبال کردن خط و ربطی حرفه‌ای را دارند و نمی‌خواهند موضعی علنی بگیرند. این افراد اگر اینجا برای پوشش چند وجهی اتفاقاتی که می‌افتد حضور داشته باشند، حتما موثر خواهند بود. حداقل فضا را تلطیف می‌کنند.»

در تازه‌ترین مورد نیز یکی از مجریان سرشناس بی‌بی‌سی در برابر مهمانان خود و صد‌ها هزار  مخاطب و بیننده این تلویزیون به توجیه و عادی معرفی کردن قتل‌های حکومتی، پرداخت. اظهار نظری که با واکنش‌ وسیع فعالان سیاسی و رسانه‌ای و نیز اعتراض کاربران شبکه‌های اجتماعی همراه شد.

در یکی از این واکنش‌ها، الاهه بقراط در توییتی چنین نوشت: «کارمندان رسانه‌های موسوم به فارسی‌زبان عمدتا در روابط و دوستی‌های سیاسی- عقیدتی گزینش شده‌اند و در ژورنالیسم و مسائل سیاسی اطلاعات کافی و تسلط حرفه‌ای ندارند! وگرنه کسی که فرق سازمان‌های امنیتی و دستگاه قضایی را نمی‌داند نباید گرداننده بحث جنایات ج.ا شود! از ژورنالیسم سیاسی باید اعاده حیثیت شود.»

گفتنی است، هرچند داشتن هرگونه نقطه نظر و ایده‌ای حق هر فرد حقیقی است و خبرنگاران نیز از داشتن چنین حقی مستثنا نمی‌باشند، اما جهت‌دهی و غرض‌ورزی در اجرای برنامه و یا تحریف وقایع تاریخی، نشان‌دهنده غیرحرفه‌ای بودن آن رسانه و یا نفوذ افرادی است که وابستگی‌های فکری و ایدئولوژیک‌‌شان با بخشی از حکومت ایران، دیگر بر همگان عیان شده است.

برگرفته از کیهان لندن

 

3 دیدگاه‌

  1. بر خلاف عقیده خانم بقراط گرامی سخنان گوینده های مزدور وطن فروش بی بی سی به علت حرفه ای نبودن و عدم اطلاع ژورنالیستی آنان نیست. بلکه
    در طی چهل سال گذشته، جمهوری اسلام عوامل اطلاعاتی
    خود را به بی بی سی و بعضا به صدای آمریکا گسیل داشته است. مسعود بهنود عامل شناخته شده کا گ ب نیز چند سالی است که شمشیر را از رو بسته و در بی بی سی سنگر گرفته و علیه موجودیت کشور ایران و وطن دوستان ایرانی سخن پراکنی می کند. آنچه که در بی بی سی می گذرد و اخیرا فرناز نامی بی پرده تر از آن سخن گفته تجسم عینی اتحاد شوم سرخ و سیاه است که عزم نابودی ایران را دارند. وطن پرستان ایرانی باید از هر فرصتی برای خنثی کردن توطئه‌های سرخ و سیاه استفاده کنند.

  2. به عنوان یکی از کارکنان بی بی سی تایید میکنم که رویکرد خاص این رسانه دو علت دارد: یکی حضور و نفوذ “اصلاح طلبان” که به خاطر روابط و ارتباطات فکری، کاری، خانوادگی و منطقه ای استخدام شده و برای مقاصد شغلی (حتی نه عقیدتی) سایرین را سرکوب و از پیشرفت آنان جلوگیری میکنند. دوم عدم آگاهی افراد نافذ در این رسانه و به خصوص در رده بالای سردبیری (کافی است به سطح تحصیلی و دانش آنان اشاره شود. به عنوان مثال، یکی از پر سرو صداترین “مفسران” این شبکه، دانش آموخته ریاضیات است و معلوم نیست چرا به جای پیگیری این شاخه علمی معتبر، به “تفسیر سازی” روی آورده است.

Comments are closed.