رئیسی گفت “تورم، خط قرمز دولت است”. ولی کاربران می نویسند که رژیم مدتهاست از این خط قرمز گذشته است

گرانتر شدن نرخ کالاهای اساسی در ایران که در ماه شهریور رکورد تازه ای را شکست، به مهمترین موضوع مورد بحث در محافل سیاسی رژیم و در میان کارشناسان و آشنایان به امور سیاسی و اقتصادی مبدل شده است. اکنون همگان می گویند که نه تنها سفره خوراکی مردم ایران کوچک و کوچکتر شده، بلکه به ابعاد تحقیرآمیزی رسیده که فردا ممکن است چیزی به روی آن باقی نماند.

در این رابطه، آخوند ابراهیم رئیسی روز گذشته (سه شنبه) در ستاد اقتصادی دولت خود ادعا کرده و گفته بود که “تورم خط قرمز دولت است”.

یک کاربر در واکنش به این ادعا رئیسی  نوشت: «آقای رئیس جمهوری، کجای کارید؟ تورم از مدت ها پیش از خطر تورم شما عبور کرده است».

در آخرین آمار انتشار یافته آمده است که در ماه شهریور در مقایسه با ماه مشابه در سال پیش از پنجاه درصد فراتر رفته است و بهای گوشت و مرغ و لبنیات و مواد خوراکی دیگر به سطحی رسیده که طبقات گسترده ای از مردم ایران از یک معیشت حداقلی نیز برخوردار نیستند.

رئیسی گفت که دستور داده است با همه امکانات موجود، با تورم مبارزه شود و بالا رفتن نرخ کالا متوقف گردد. ولی کارشناسان می گویند که با دستور حکومت، نمی توان جلوی تورم را گرفت، بلکه به رشته اقدامات خردمندانه و حرفه ای نیاز دارد که اکثر آنها باید از جانب حکومت به کار گرفته شود.

هزینه های کلان حکومتی در ادامه تولید موشک و پهپاد و پیش بردن برنامه های هسته ای و ادامه کمک های کلان به سازمان های تروریستی تحت حمایت رژیم ایران، از جمله عوامل عمده ایجاد تورم مالی در ایران است.

ادامه تحریم های اقتصادی از جانب ایالات متحده نیز یکی از عوامل عمده محسوب می شود. ولی کارشناسان اقتصادی می گویند که اگر رژیم می توانست صنایع و تولیدات داخلی را رونق بخشد، بخش عمده ای از این مشکلات حل می شد.

در سال های اخیر، بسیاری از کارخانه های ایران به علت سوء مدیریت و دزدی و کمبود مواد خام به تعطیلی کشانده شده و به موازات آن، اعتصاب های کارگری و اعتصاب معلمان و اقشار دیگر روزمزد ایران همچنان گسترده تر می شود، زیرا شتاب نرخ تورم آنقدر بالاست که درآمدهای کنونی کفایت تامین حداقل زندگی را هم نمی دهد.

معلمان در اعتصاب های خود می گویند که به نان شب محتاجند و بازنشستگان شعار می دهند که حقوق بازنشستگی، تنها نیمی از هزینه ماهیانه آنان را تامین می کند.

کارشناسان اقتصادی می گویند که فقر سراسر کشور و همه حقوق بگیران را شامل می شود ولی در مورد بازنشستگان، فشار فقر دوبرابر احساس می شود و آنان را به گرسنگی بیشتر می کشاند. این محنت در حدی است که اگر افراد هفتاد ساله به بالا نیز دست از کار بکشند، قادر به گذران زندگی خود نخواهند بود.