راهی که به بن بست رسیده است.تفسیر سیاسی هفته؛نوشته،منشه امیر

با دهشت و حیرت می بینند برج مسکونی بزرگی که در خیال خود بافته اند دارد فرو می ریزد و مرحله به مرحله و پله به پله خراب و خراب تر می شود و آوار آن اطراف را در بر می‌گیرد و نه توان و تجربه و نه امکان جلوگیری از پیشروی آن را دارند و نه میتوانند آواره ها را جمع کنند و از گسترده شدن آن جلوگیری نمایند.

همه چیز در برابر نگاه حیرت‌زده آنها کم کم فرو می ریزد و سقوط آنها را شتاب می بخشد و سرنوشت تلخ آنها را حتمی تر می سازد. نگران هستند اما نمی‌دانند برای جلوگیری از آن چه می توانند بکنند. نگاه می کنند که در درون مرز و برون مرز هیچ امکانی برای نجات آنها وجود ندارد.

شاید چین و روسیه اما به عیان دیده اند و به تجربه دریافته اند که این دو ابرقدرت نیز قادر و مایل به کمک رسانی به حکومت ایران نیستند.

آنها مشکلات خود را دارند و منافع خویش را می‌جویند که با منافع حکومت ایران همیشه سازگاری و همخوانی ندارد شاید هیچگاه سازگاری و همخوانی نداشته است.

آنها از قبل ایران برده و میبرند بی آن که رژیم ایران مطمئن باشد که آنها در موقعیت ضروری به رژیم کمک و یاری خواهند رساند.

آنها  نگاه می کنند در شرایطی که اقتصاد حکومت ایران در حال فروپاشی است.

روسیه و ونزوئلا دو کشور هم کار و همرزم رژیم ایران ظاهراً می‌آیند و جای بازار حکومت ایران در فروش نفت به چین  را می گیرند…

چه باید بکنند؟

در داخل کشور سلام فرمانده به یک طنز و آهنگ ضد رژیم مبدل شده است و همه می پرسند سلام فرمانده…

چرا قیمت ماکارونی انقدر زیاد شده است؟!

سلام فرمانده چرا فقر روز به روز افزون تر میشود؟!!

سلام ای فرمانده بی کفایت و بی لیاقت چرا جلوی این وضع را نمیگیری؟!

خودشان هم می‌دانند که چنین اوضاعی نمی تواند دوام بیاورد.

یک کاخ خیالی در تصور خویش بافته اند که روزبه‌روز دامنه ویرانی آن گسترده‌تر می‌شود و هیچ راهی برای جلوگیری از آن وجود ندارد.

در درون مرز با افزایش گرسنگی گستاخی و شجاعت و پیکارجویی آحاد ملت ایران بیشتر و بیشتر می‌شود.

امروز علنا به علی خامنه ای و حکومت او ناسزا می‌گویند آن هم ناسزا های بسیار دردناک…

ناسزا هایی که حتی در قالب فرهنگ و تربیت ایرانی به ندرت وجود داشته است.

حسین سلامی همچنان اسرائیل و آمریکا را به انتقام جویی و نابودی تهدید می کند. همین فرمانده رجز خوان که بارها و بارها این سخنان و این تهدیدها را تکرار کرده است و هرگز حکومت ایران توان انتقام جویی و اجرای این تهدیدات توخالی را نداشته است.

در آن دوران که قاسم سلیمانی معدوم شد تهدید کردند که ترامپ را حتی در زمین گلف نابود خواهند کرد و در خانه او را خواهند زد و از میان خواهند برد و دیگر اعضای حکومت او را به انتقام جویی تهدید کردند.

اما حالا همین حسین سلامی اعتراف می‌کند و می‌گوید که ماموران اسرائیلی در بدر و خانه به خانه به دنبال فرمانده نیروهای وابسته به سپاه قدس بودند.

حسن صیاد خدایی که او را از پای درآوردند و هلاکت صیاد خدایی در داخل تهران در یکی از خیابان ها در نزدیکی خانه او انجام گرفت. پس خانه به خانه چه کسی به دنبال قربانی خود گشته و او را یافته و نابود کرده است؟

ما از این تهدیدهای حسین سلامی بسیار و بسیار شنیده بودیم و در مورد برنامه های اتمی رژیم ایران می بینیم که تهدیدهای ایالات متحده و همکاری آن با اسرائیل جدی و فراگیرتر میشود.

دیروز نه تنها حرف زدند و سخن گفتند بلکه هواپیماهای سوخت‌رسان ایالات متحده همراه با نیروی هوایی اسرائیل امکان حمله به تاسیسات اتمی رژیم ایران را مورد بررسی قرار دادند و تمرین کردند و رزمایش اجرا کردند این دیگر شوخی نیست.

و می شنویم که کارشناسان امور نظامی و امنیتی اسرائیل و ایالات متحده به نتیجه رسیده اند که برای جلوگیری از اتمی شدن رژیم ایران به اقدامات مشترک دست بزنند.

و می بینیم که ایالات متحده و کشورهای اروپایی به این نقطه رسیده اند که چاره‌ای جز محکوم دانستن رژیم ایران و انجام اقدامات تنبیهی باقی نمانده است و نخست وزیر اسرائیل نفتالی بنت یک بار دیگر تاکید می‌کند که رژیم ایران همانند یک اختاپوس است که هر اندازه بازوهای آن را قطع کنید باز به تلاش و فتنه گری و خرابکاری ادامه خواهند داد بنابراین تنها چاره و بهترین چاره آن است که سر اختاپوس را بزنید و آن را از حرکت باز دارید و در این کشاکش و ابراز نگرانی های شدید از قدرت اتمی رژیم ایران نخست وزیر اسرائیل افشا می کند بر اساس اسنادی که از شورآباد تهران به اورشلیم آمد استناد می‌کند که رژیم ایران هرگز خیال نداشته است که واقعیات برنامه‌های اتمی خود را در اختیار آژانس بین‌المللی اتمی قرار دهد.

او فاش می سازد با استناد بر اسنادی که از تهران آورده شده که رژیم ایران جاسوسی می‌کرده و پرسش هایی را که آژانس اتمی با رژیم ایران در میان بگذارد پیشتر میافته و در اختیار می گرفته و خود را برای پاسخگویی به این پرسش ها آماده می ساخته است اما همین شیوه هم هنوز نتوانسته کارساز باشد برای حکومت ایران هنوز هم رژیم ایران این پاسخ را نداده که حداقل درسه سایت درسه  مکان که گزارش  نشده بود برای آژانس بین‌المللی اتمی چه نوع فعالیت های رادیواکتیوانجام می شده است که حکومت ایران هنوز هم آن را پرده پوشی می کند و پاسخی برای آن نمی دهد پاسخی که بتواند قانع کننده و واقعی باشد.

البته مقام‌های آمریکایی هنوز حاضر نیستند تایید کنند که مذاکرات به بن بست رسیده و برجام شکست خورده حالا فرض کنیم برجام به شکست نمی‌انجامید و توافق به دست می‌آمد اما بیش از یک سال و نیم به پایان این توافق باقی نمانده بنابراین حتی اگر به دست آید چه سودی دارد و چه مشکلی را حل میکند و چه قدمی برای جلوگیری از برنامه های اتمی ایران بر می دارد؟

هیچ و هیچ…

حکومت ایران همانند کره شمالی همچنان بر این باورو  گمان است که اگر به بمب هسته‌ای دست یابد آن موقع دیگر کشورهای جهان قادر به دخالت در امور و فتنه گری های این رژیم در منطقه نخواهند بود و اشتباه می کند اگر جهان غرب نسبت به اتمی  شدن کره شمالی اقدامات عملی نشان نداده به خاطر آن است که دولت پیونگ‌یانگ بمب هسته‌ای را برای دفاع از موجودیت خود می‌خواهد اما خدای ناکرده اگر رژیم ایران به بمب هسته‌ای مجهز شود آن را علیه همسایگان خویش و علیه اسرائیل و حتا علیه اروپا و ایالات متحده ممکن است به کار ببرد.

آمریکا و اروپا می دانند و خود شاهد آن بودند که وقتی ارتش روسیه به کاربرد بمب اتمی تهدید کرد و آن را به میان کشید بسیاری از کشورهای اروپایی و حتی ایالات متحده از دخالت مستقیم در جنگ اوکراین خودداری ورزیدند و از آن ترسیدند و گفتند که ما خیال به راه انداختن یک جنگ اتمی را نداریم و از آن پرهیز می کنیم بنابراین به مصاف ارتش روسیه نخواهیم رفت.

حکومت ایران اکنون می کوشد که خود را به این مرحله برساند یعنی در وضعیتی قرار بگیرد که آمریکا و اروپا بگویند که رژیم ایران بمب دارد و اگر ما دخالت کنیم این بمب را علیه ما به کار خواهد برد بنابراین بهتر است به شیوه‌ای با این رژیم کنار بیاییم.

نه همه اینها خواب و خیال است و اسرائیل می داند و اسرائیل علنا اعلام کرده که اگر رژیم ایران بمب هسته ای را تولید کند آنگاه تنها هدفش کاربرد علیه اسرائیل است و کاربرد بمب هسته‌ای ممکن است امنیت و آینده اسرائیل را کاملاً به خطر بیاندازد و آرزوی خامنه‌ای را که می خواست اسرائیل نابود شود را به مرحله اجرا بگذارد.

خیر اسرائیل چنین اجازه‌ای را نخواهد داد و نمی‌تواند چنین اجازه‌ای بدهد زیرا این مسئله مرگ و زندگی است و نه کمتر از آن…

بدین جهت است که اگر حکومت ایران به تلاش های اتمی خود همچنان ادامه دهد و اگر مکانیسم کنترل بین المللی نتواند و یا نخواهد جلوی آن را بگیرد اگر روسیه و چین در این مورد خاص به کمک حکومت ایران بیایند و نگذارند که در شورای امنیت تصمیمی علیه این کشور و رژیم و برنامه های اتمی آن به اجرا گذاشته شود آنگاه ویران کردن تأسیسات اتمی رژیم و به راه انداختن یک جنگ همه جانبه علیه این رژیم اجتناب‌ناپذیر خواهد شد و اسرائیل به دنیا می گوید که نگذارید به این مرحله برسیم…

و در کنار این تلاش بی حاصل حکومت ایران دولت تهران و شخص علی خامنه‌ای، فرمانده می بیند که در داخل کشور مدت زمان طولانی است که کنترل اوضاع را از دست داده است.

جلوی گرانی را با حرف و تهدید نمیشود گرفت حتی اگر همه مردم ایران را سرکوب کنند گرانی ها همچنان ادامه خواهد یافت.

روح الله خمینی گفته بود که اقتصاد مال خر است…

یعنی حکومت ایران اقتصاد را امری بی اهمیت می داند و نمی خواهد خر باشد آن گونه که روح الله خمینی تعریف کرده بود و همین روح الله خمینی گفته بود که ما اگر در خطر باشیم همه را می کشیم بی برو برگرد…

آنهایی که بی گناه هستند یکراست به بهشت میروند و آنهایی که شرور بوده و قصد برانداختن رژیم ما را داشتند به سزای اعمال خود رسیده اند بنابراین اگر همه را بکشیم چه ایرادی می توان به کار ما گرفت کار بدی نکرده‌ایم…

بهشت در انتظار نیکوکاران است و جهنم خود را برای پذیرایی از شرور ها شرورها یعنی افرادی که خواهان برانداختن این رژیم هستند آماده می‌کند…

این تئوری روح الله خمینی بود سند آن وجود دارد و سخنان او با صدای خود او بیان شده و در رسانه ها قرار دارد.

این است تئوری و سیستم کار حکومت ایران آنچه برای آنها اهمیت ندارد جان مردم است و در این راه همه رفتارها و اعمال های علی خامنه‌ای را دیده ایم.

فقر و گرسنگی مردم برای آنها اهمیتی ندارد.

محمود احمدی نژاد گفته بود که آنها خس و خاشاک هستند و اینها را باید جمع کرد و به زباله‌دان ریخت.

این است تصور و میزان درک رژیم ایران نسبت به مردمی که این کشور را تشکیل می‌دهند.

افرادی که رژیم انتظار داشته که سربازان جانباخته برای آن  رژیم باشند که بتواند هدف های دور پردازانه  این رژیم را برای تسلط بر کشورهای منطقه و برای نابود کردن اسرائیل به یاری بگیرد.

چه اشتباه بزرگی کردند…

ملت ایران نشان داده که یک ملت پویا و هوشیار است در انتظار فرصت مناسب است و بی گدار به آب نمی زند و این فرصت احساس می‌شود که فرا رسیده است یا در حال فرارسیدن است.

کارد کم کم به استخوان مردم ایران می‌رسد و دیگر تحمل آن غیر ممکن است.

مردم چاره‌ای جز خیزش ندارند…

چاره‌ای ندارند جز اینکه به خیابانها بیایند و بگویند ما نان می‌خواهیم و ما معیشت می‌خواهیم…

همین امروز نیز خبر می‌رسد و در رسانه‌ها بازتاب یافته که برخی از نانوایی ها نان ندارند به مردم بفروشند.

میگویند که ساعت کار نانوایی ها کم شده و به مشتری های خود بیش از تعداد معینی نان نمی‌فروشند.

ندارند که بفروشند…

میگویند گندم به ما کم می دهند و گفته می‌شود که از این پس آن را باید با کارت ملی خرید.

چه بی شرمی و چه ننگی برای حکومتی که وعده بهشت داده بود و امروز مردم ایران را به مرحله‌ای رسانده است که حتی نان‌ها را نیز قادر نیست تامین کند.

در چنین وضعی بدانند سران حکومت که مردم ایران بیکار نخواهند نشست آن ها ناچار هستند واکنش نشان دهند و  ناچار هستند به خیابان‌ها بیایند و ناچار هستند بگویند:

مرگ بر فرمانده…

وگرنه وضعشان  روز به  روز بدتر از این نیز خواهد شد.

آنچه آنها خوب میدانند دزدی و غارت و چپاول است و آنچه را که مطلقا نمی‌دانند شیوه مدیریت و کشورداری است و این امر را ۴۳ سال است که نشان داده اند به اثبات رسانده اند که بی عرضه و بی کفایت و بدون تجربه هستند و در چنین وضعی راه چاره‌ای برای چنین حکومتی وجود ندارد.

اکنون پرسش آن است که مردم ایران چه باید بکنند و چگونه می توانند از این وضع رهایی یابند و چگونه می توانند از قید سنگین چنین حکومت جابر و نا انسانی خلاص شوند و این پرسشی است که ملت ایران خود باید پاسخ آن را بیابد و راه حل مناسب را تعیین کند و آن را به اجرا بگذارد و در چنین حالتی ملت ایران، تمام آحاد ملت ایران باید دست به دست یکدیگر بدهند.

رهبری به وجود آید…

شاید اگر رهبری لازم نباشد شبکه‌های اجتماعی این مهم را انجام خواهند داد…

هماهنگی ها از طریق شبکه های اجتماعی انجام شود و همگان به صورت دسته جمعی و همزمان اقدام کنند و آنگاه حکومت و نیروهای سرکوبگر آن توان ایستادگی در برابر خواست مردم و رفتار مردم را ندارند و کم‌کم فرو خواهد پاشید و گرنه وضعیت اقتصادی حکومت روز به روز بدتر می‌شود.

همان گونه که روزبه‌روز اخبار بیشتری درباره دزدی های محسن رضایی و محمد باقر قالیباف و علی خامنه ای و دیگران آشکار و آشکارتر می‌شود.

رژیم ایران وارد روندی شده که راه بازگشت برایش باقی نگذاشته است…

روز به روز اوضاع مملکت و وضع حکومت بدتر می‌شود و پایه‌های رژیم را لرزان‌تر می‌شود و آنها این را احساس می‌کنند و به وحشت و دهشت دچار شده اند اما چه راهی برای آنها باقی مانده است جز آن که چمدان خود را ببندند و از کرسی قدرت پایین بیایند مبادا فردا دیر شود…

ملت ایران رهایی خواهد یافت و نجات پیدا خواهد کرد زمان آن را هنوز نمی دانیم اما احساس میشود که آن لحظه نزدیک و نزدیک تر می گردد…

اورشلیم؛ شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱–۴ ژوئن ۲۰۲۲