زمان سرنوشت ساز نزدیک می شود؛تفسیر سیاسی هفته نوشته،منشه امیر

رسما اعلام شد که کمیسیون بودجه در پارلمان اسرائیل مبلغ درخواستی دولت را برای افزایش بودجه ارتش دفاعی اسرائیل تصویب کرده است.

۷ میلیارد و ۴۰۰ میلیون شکل(واحد پول اسرائیل) اضافه بودجه، معادل ۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار کم و بیش و این برای اسرائیل پول کمی نیست…

اسرائیل با این پول چه میخواهد کند؟!

در دوران دولت بنیامین نتانیاهو رسما اعلام شد که هدف از این افزایش بودجه آن است که ارتش اسرائیل برنامه‌های خود را برای حمله به تاسیسات اتمی حکومت ایران و نابود کردن مراکز موشکی آن به روز کند.

در طول سال‌های اخیر تکنولوژی پیشرفت بسیاری کرده و حکومت ایران و سپاه پاسداران و سپاه هوا فضای این حکومت و تمام تاسیسات موشکی و پهپادی و غیره در ایران نیز پیشرفت کرده است.

شاید دستگاه های راداری آنها نیز بهتر شده باشد و اینها همه ایجاب می کند که ارتش اسرائیل طرح های پیشین خود را برای انجام حمله به تاسیسات اتمی ایران به روز کند.

اسرائیل همیشه و در هر لحظه برای دفاع از خاک میهن و رویارویی با هرگونه حمله ای که رخ دهد آماده ساخته است و می سازد.

این طرح ها همیشه در کشوی میز می ماند و  در صورت لزوم آن را بیرون می آورند و به اجرا می‌گذارند و طرح حمله به تاسیسات اتمی حکومت ایران برای مدتی در کشو گرد و خاک میخورد  و اکنون هنگام آن است که بیرون آورده شود و به روز شود و اسرائیل برای انجام یک حمله موثر و سریع خود را بهتر آماده کند.

برای ارتش اسرائیل بودجه ۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلاری و یا بیشتر و یا کمی کمتر پول کمی نیست اما ارتش اسرائیل به این مبلغ از جمله به آن جهت نیاز دارد که باید وسایل جنگی تازه‌ای بخرد.

ایالات متحده اعلام کرده که دارای یک بمب سنگرشکن بسیار پیشرفته تری است.

اسرائیل به نوع پیشین این نوع بمب مجهز می باشد.

بمبی که قادر است تا عمق ۶۰ متری بتن را بشکافد و فرو رود اما ایالات متحده بمب بهتری ساخته و در اختیار گذاشته که می‌تواند حتی اعماق بیشتری را هدف قرار دهد.

از سوی دیگر قدرت پهپادی رژیم ایران و همچنین پیشرفت هایی که در امور راداری و جنگ سایبری به دست آورده ایجاب می کند که اسرائیل در برنامه‌های خود تغییری ایجاد کند.

در واقع می‌توان گفت که طرح‌های خود را اسرائیل می‌خواهد بهتر و سریعتر کند.

اسرائیل می‌خواهد که جنگ بسیار کوتاه باشد و اسرائیل می‌خواهد که در طول این عملیات آسیبی به هواپیمای های آن نیاید و همچنین تلاش کند که حکومت ایران تهدید های موشکی خود را علیه اسرائیل اجرا نکند.

البته درست است که حزب الله در لبنان یعنی در مرزهای شمالی اسرائیل بیش از ۱۰۰ هزار موشک دارد و پهپادهای جدید و موشک های پیشرفته تری را از حکومت ایران دریافت کرده است.

همچنین تردیدی نیست که حماس در نوار غزه به دستور و تشویق حکومت ایران بخواهد که خاک اسرائیل را هدف حملات سهمگین موشکی قرار دهد.

اینها همه احتمالاتی است که حساب شده و ارتش اسرائیل خود را برای آن آماده می کند اما افزایش بودجه و آن هم به چنین مبلغ کلانی به ارتش اسرائیل اجازه می دهد که وسایل جدیدی را از ایالات متحده خریداری کند.

آیا دولت پرزیدنت بایدن اجازه فروش این وسایل به اسرائیل را خواهد داد؟!

پاسخ آن را هنوز نمی دانیم…

اما می بینیم که خود ایالات متحده و کشورهای اروپایی به تدریج معتقد می شوند که امیدی به جلوگیری از پیشرفت های اتمی ایران در مذاکرات وین وجود ندارد.

این مذاکرات از روز نخست محکوم به شکست بود آن چه که رژیم ایران در مرحله کنونی می کوشد به دست آورد آن است که تحریم ها باطل شود…

نه فقط تحریم های برجامی بلکه همه تحریم‌ها و در مقابل حکومت ایران حاضر به گذشت چندانی نیست و اگر هم مورد فشار قرار گیرد و ناچار به کمی عقب‌نشینی گردد هرگز از برنامه‌های اتمی خود دست بر نخواهد داشت.

بنابراین و با توجه به پیشرفت هایی که هر روز رژیم ایران به آن دست می یابد و با توجه به ذخایر اورانیومی که در اختیار دارد و پیشرفت هایی که در شیوه تولید و ساخت بمب به دست آورده این احتمال قوی وجود دارد که اسرائیل ناچار به حمله نظامی آن هم به صورت تنها و بدون کمک دیگران شود.

البته اگر ایالات متحده و کشورهای اروپایی نیز از این اقدام اسرائیل حمایت کنند چه بهتر اما ممکن است روزی برسد که اسرائیل چاره ای نداشته باشد که حتی اگر از پشتیبانی جهانی برخوردار نگردد آستین‌ها را خود بالا بزند و موجودیت کشور را از انهدام و تهدید های اتمی رژیم ایران در امان بدارد.

در واقع این لحظه ای است که اسرائیل احساس خواهد کرد که کارد دارد به استخوان می رسد و اسرائیل هرگز با چنین وضعی کنار نخواهد آمد این وضع در واقع حادثه مرگ و زندگی می باشد…

مگر نه آن است که حکومت ایران همیشه و حتی علنی اعلام کرده که قصد نابودی اسرائیل را دارد…

البته دیپلمات‌های حکومت ایران ادعا می کنند که این یک آرزو است و خود ایران یعنی خود رژیم ایران نقشه ای برای این کار ندارد و ادعا می کنند که ایران هرگز به اسرائیل تعرض نکرده و آنچه که گفته همیشه جنبه فرضی داشته است.

شاید راست بگویند که تقریباً هیچ حمله‌ای از جانب حکومت ایران علیه اسرائیل به صورت مستقیم و علنی نبوده است بلکه رژیم ایران که از موجودیت و آینده خود می ترسد و نمی خواهد که مستقیم با اسرائیل روبرو گردد همیشه انجام این مأموریت‌ها را به گروه‌های مزدور خود یعنی گروه های نیابتی سپرده است. حزب الله لبنان- حماس- جهاد اسلامی و دیگر سازمان‌های تروریستی…

و حتی این احتمال وجود دارد که رژیم ایران خاک اسرائیل را  از طریق هشد الشعبی در عراق و یا نیروهای مستقر در سوریه و یا حوثی های یمن انجام دهد تا بتواند ادعا کند که ما نبودیم و دیگران بودند و دیگران هم به ما ارتباطی ندارند…

این شیوه همیشگی حکومت ایران بوده است…

اما اگر آنها بتوانند به بمب مسلط شوند و آن را بسازند و امکان حمل آن را داشته باشند اسرائیل همیشه موجودیت خود را در خطر احساس خواهد کرد و وقتی اسرائیل تنها بماند خود به تنهایی خواهد توانست و ناچار است چون چاره ای ندارد جز اینکه از موجودیت و امنیت خود و مردمان خود دفاع کند.

اما آیا تهدید‌های کنونی اسرائیل جدی است؟

مگر ما نشنیدیم از زبان نفتالی بنت که اگر اسرائیل تنها بماند اقدام خواهد کرد…

مگر همین هشدار را از زبان بنی گنس وزیر دفاع اسرائیل نشنیده ایم؟!

آیا یاییر لپیت وزیر امور خارجه اسرائیل همین تهدیدها را تکرار نکرده است؟

همچنین فرمانده کل ستاد ارتش اسرائیل و همچنین فرمانده نیروهای هوایی کشور…

همه اینها این سخنان را تکرار کرده‌اند…

آیا اسرائیل بلوف می‌زند؟!

آیا اسرائیل حکومت ایران را میخواهد بترساند اما قصد انجام مستقیم این کار را ندارد؟!

آیا اسرائیل به یک جنگ روانی علیه حکومت ایران دست زده است؟!

اگر از امروز صحبت می کنید همه این احتمال ها وجود دارد.

در حال حاضر اسرائیل با این هشدارها می خواهد دولت های اروپای غربی و همچنین ایالات متحده را متوجه سازد که زمان میگذرد…

فرصت اقدام کم  کم از دست می رود و بیایید و کار عملی انجام دهید و نگذارید که مقدار اورانیوم غنی شده حکومت ایران بیش از این شود چرا که این خطرناک است…

اکنون می بینیم که همین ابراز نگرانی ها از جانب کشورهای غربی یعنی دولت های غربی و ایالات متحده شنیده می‌شود. جیک سالیوان مشاور امنیت ملی ایالات متحده از اسرائیل دیدن کرد و پیش از او بسیاری از مقام‌های ارشد ایالات متحده نیز به اسرائیل آمده بودند و همچنین نماینده های ارشد و مقام‌های عالی‌رتبه اسرائیلی نیز بارها به واشنگتن سفر کردند.

اسرائیل سفره خود را باز کرد و نقشه خود را گشود و دقیقا به ایالات متحده و کشورهای غربی نشان داد که تا چه حد موجودیت این کشور در خطر است.

آیا آنها این هشدار اسرائیل را شنیده اند؟

آیا وخامت آن را درک کرده‌اند؟

آیا آنها حاضرند برای تامین امنیت اسرائیل به اقدامی دست بزنند؟

آقای جیک سالیوان بعید می‌نماید که به این پرسش پاسخ دقیقی داده باشد…

ایالات متحده همچنان اعلام می‌کند که اگر مذاکرات اتمی به نتیجه نرسد طرح ب را به کار خواهد انداخت اما معلوم نیست که این طرح ب کجاست و شامل چه مواردی است و در چه مرحله ای از انجام و برنامه‌ریزی قرار دارد…

این را اسرائیل نمی داند…

در واقع شاید می‌داند اما می‌داند که هنوز ایالات متحده دولت پرزیدنت بایدن  حرف می‌زند و هنوز پلن بی یا طرح ب آماده نشده و بعید می نماید که به اجرا گذاشته شود.

و پرسش بعدی…

آیا طرح ب شامل گزینه نظامی نیز هست؟

در این زمینه سخنان ضد و نقیضی از جانب مقام های آمریکایی شنیده‌ایم…

دیپلمات‌های آمریکایی می گویند که گزینه ب فاقد امکان حمله نظامی خواهد بود.

اما لوید اوستین وزیر دفاع آمریکا می گوید که ممکن است گزینه نظامی را نیز در نظر بگیریم.

واقعیت آن است که نه ایالات متحده پرزیدنت بایدن و نه کشورهای اروپایی به هیچ وجه مایل به رویارویی جنگی با حکومت ایران نیستند.

اسرائیل این را به خوبی می داند و می داند که شاید ناچار باشد به تنهایی وارد میدان شود اما انتظار کوچک اسرائیل آن است که اروپا و آمریکا اگر چنین حمله ای صورت گیرد به یاری اسرائیل بیایند و از آن جلوگیری نکنند و از آن انتقاد نکنند و از فروش اسلحه به اسرائیل خودداری نورزند و سخنانی نگویند که حمایت از رژیم ایران محسوب شود.

این حداقل انتظاری است که اسرائیل از کشورهای غربی و به ویژه از ایالات متحده دارد.

همکاری آمریکا با اسرائیل برای دولت اورشلیم بسیار مهم است اما آیا دولت پرزیدنت بایدن به چنین همکاری تن در خواهد داد؟ و اگر هم به یاری اسرائیل بیاید تا چه حد و چه میزان خواهد بود؟ و چه مواردی را شامل خواهد شد.

واقعیت آن است که اگر ایالات متحده دست اتحاد به اسرائیل بدهد بسیار زود می‌توان به نتیجه رسید و از خونریزی و کشتار و خسارات سنگین مالی تاحدودی جلوگیری کرد.

و اگر جنگی رخ دهد بی‌تردید نتیجه آن و شاید یکی از نتایج آن سرنگونی این رژیم خواهد بود زیرا سپاه پاسداران برخلاف هم هارت و پورت ها و خزعبلات و رجز خوانی ها و یاوه سرایی هایی که تحویل مردم می دهد نیروی قدرتمندی نیست و هنگامی که جنگ شروع شود شیرازه آن از هم خواهد پاشید و این را هم حکومت به خوبی می‌داند و از این جهت می کوشد که تا آنجا که ممکن است از رویارویی جنگی با اسرائیل دوری ورزد.

مسلم آن است که اسرائیل بیش از هر کشور دیگری خواهان وقوع جنگ نیست.

اسرائیل جنگ نمی خواهد…

اسرائیل کشور کوچکی است که عمق استراتژیک ندارد و می داند که هر اندازه هم که قدرتمند باشد اما آسیب‌پذیر نیز هست و باید از آن جلوگیری کرد.

اکنون اسرائیل شمشیر را از رو بسته است و چاره‌ای جز این ندارد و هنگام آن است که کشورهای اروپایی تصمیم بگیرند که چگونه می خواهند با اتم رژیم رویارویی کنند.

ایالات متحده دولت پرزیدنت باید نیز باید پاسخ بگویند که تا چه حد حاضر است تا در رویارویی با اتم ایران و  درراه  جلوگیری از ساخت بمب هسته‌ای در ایران گام بردارد و پیش برود و اسرائیل در این زمینه چندان خوشبین نیست و از این رو می آید و به یک اضافه بودجه هفت میلیارد و چهارصد میلیون شکلی تنظیم می‌کند و آن را در اختیار ارتش می گذارد تا نیرومندتر شود  و  قدرتمند تر گردد و سلاح های تهاجمی موثرتری را خریداری کند و در طرح خود برای نابودی قدرت تعرضی رژیم ایران بازبینی کند و آن را به روز کند…

اسرائیل شمشیر را از رو بسته است…

اورشلیم؛ شنبه  ۴ دی ۱۴۰۰  -۲۵ دسامبر ۲۰۲۱