غده سرطانی خودشان هستند.تفسیر سیاسی هفته؛نوشته،منشه امیر

از نخستین روزی که قدرت را در ایران به دست گرفتند عربده کشیدند که اسرائیل غده سرطانی است و باید نابود شود و حالا با گذشت زمان همگان می بینند و خودشان هم اعتراف می‌کنند که غده سرطانی خود آنها هستند که در بدن و در پیکر کشور ایران و در بدن ملت ایران و در جابجای منطقه و جهان شاخه های سرطانی خود را همه جا گسترده اند و هرچه زمان می‌گذرد این غده های سرطانی بر پیکر ایران و منطقه و جهان بیش و بیشتر می‌شود.

البته آنها شعار اسرائیل غده سرطانی است و باید بر افکنده شود را خودشان ابداع نکردند، این بخشی از تبلیغات ممالک عرب،حکومت های دیکتاتوری  منطقه بود که با این عنوان که اسرائیل غده سرطانی است می خواستند تلاش برای نابودی کشور اسرائیل را توجیه کنند. این در دورانی بود که کشورهای عرب با اسرائیل در حال ستیز بودند اما به تدریج از این شعار دست برداشتند اما حکومت ایران بود که آن را به عاریه گرفت و تقلید کرد و همه جا گستراند و خمینی و خامنه ای بارها این ننگ و افترا را تکرار کردند تا آنها هم خواست خود را برای نابودی اسرائیل توجیه کند.

اسرائیل یک غده سرطانی است و باید برافکنده شود. باید آن را از جای بکنیم. ملت اسرائیل را باید نابود کنیم یا اگر نابود نمی کنیم بروند شنا یاد بگیرند و خود را به آلاسکا و کانادا برسانند.

این گفته سران حکومت ایران بوده و هست…

آنها در واقع از روز نخستین که با فریب و خدعه  آمدند و بر ایران و ایران زمین مسلط شدند این شعار را در پیش گرفتند اما هرچه زمان می‌گذرد و در واقع از همان روز نخست همگان دیدند که آنها غده سرطانی هستند.

وقتی که قدرت را به دست گرفتند ابتدا یک به یک رقیبان خود را کوشیدند از صحنه خارج کنند.

آنها را به جان هم انداختند. یک گروه را با کمک گروه های دیگر نابود کردند و سپس به نابودسازی گروه دوم پرداختند.

این شیوه‌ای بود که خمینی  در پیش گرفت و توانست رقبای خود را و همکاران پیشین خود را و همیارانی  را که به کمک آن ها و اگر کمک آنها نبود نمی‌توانست به قدرت رسید دیگر به آنها احتیاجی نداشت و باید آنها را یک به یک از صحنه خارج می کرد.

این در داخل ایران بود.

یک غده سرطانی که مملکت را در تسلط خود گرفت و سپس به حذف رقیبان خود پرداخت تا به طور مطلق بر ایران زمین حکمفرمایی کند اما این رژیم فتنه‌گر به تسلط بر ایران بسنده نمی کرد.

خود خمینی بارها و بارها گفته بود که هدف نهایی او برپایی یک کشور جهانی اسلامی اما ابتدا یک کشور منطقه و  جهانی برای تسلط بر همه دنیا است.

آنها از یک سو ادعا می کردند و یا در واقع این ادعای بی‌پایه دیگران و یهود ستیزان را تکرار می کردند که یهودیان هستند که می‌خواهند بر دنیا مسلط شوند.

اما دنیا می بیند که خود آنها بودند که با به گروگان گرفتن ثروت ایران و با سوء استفاده از سرزمین ایران و با به بیراهه کشاندن ملت ایران می خواستند به این آرزوی خود جامه عمل بپوشانند.

آرزویی که هرگز امکان عملی شدن آن وجود نداشت و هنوز هم وجود ندارد و در واقع هر روز آنها بیشتر متوجه می‌شوند که خیال پردازی کرده اند و به چنین هدفی هرگز دست نخواهند یافت و آنها میبینند که نه فقط عزت و احترام خود را در دنیای اسلام از دست داده اند بلکه شیعیان منطقه و جهان نیز یکی پس از دیگری به آنها پشت می‌کنند و نه تنها این بلکه کشورهای منطقه علیه این رژیم فتنه‌گر و علیه این غده سرطانی دست اتحاد و همیاری می دهند و همچنین می بینیم که کشورهای دیگر نیز و به ویژه اروپا و آمریکا نیز از این حکومت ناامید می شوند و آنها هم احساس می‌کنند که این یک غده سرطانی است و غده سرطانی را باید از ریشه کند.

این نتیجه ای است که به تدریج اروپا و آمریکا نیز به آن می‌رسند و یا باید برسند.

باید واقعیات را با چشمان باز ببینند و امنیت خود را در برابر این رژیمی که موشک های بالستیک دور پرواز نیز  می سازد تامین کنند نیازی نیست که بگوییم آنها اقتصاد ایران را به ورشکستگی کشانده اند همگان می دانند که آنها دزد و چپاولگران و غارتگر هستند و هر چه را که توانستند به جیب خود ریختند.

همگان می دانند و می بینند که  چگونه صنایع غیر نظامی ایران به بدترین وضع  رسیده است که تولید محصولات ایران و میزان صادرات آن کشور هر روز کاهش می یابد.

تمام توان صنعتی ایران را متوجه فولادسازی و موشک سازی و بمب اتم سازی کردند.

اینها فتنه گر هستند.اینها غده سرطانی هستند و اینها هستند که باید آنها را از ریشه کند تا ملت ایران آرام بگیرد و تا منطقه ساکت شود و تا دنیا دیگر نگرانی نداشته باشد.

آنها غده سرطانی هستند…

روح الله خمینی با نابخردی و عدم آگاهی از اوضاع منطقه و جهان همانگونه که ایران را به جنگ با عراق کشاند و نه تنها این بلکه جنگی را که در پایان سال دوم می توانست پایان یابد شش سال دیگر ادامه داد.

بی حاصل و نتیجه‌ای نگرفت و جام زهر را نوشید و ایالات متحده بود که صدام را برانداخت و او را اعدام کرد.

اکنون همچنان خیالبافانه  می گویند که می خواهیم بر منطقه مسلط شویم و می‌خواهیم همه کشورهای منطقه را از عراق و لبنان تا سوریه و یمن و عربستان را  در تسلط خود بگیریم.

این را علنا می گویند و عملاً می کوشند آن را اجرا کنند و این در حالی است که همه جا سرشان به سنگ خورده است و همه جا پوزه آنها به خاک مالیده شده و  همه جا با شکست و ناامیدی روبرو شدند.

آنها غده سرطانی هستند ولی از رفتار خود دست بر نمی دارند.

آنها گفته بودند که اسرائیل را در یک لحظه نابود می‌کنند. گفته بودند که عوامل خود را به دور اسرائیل حلقه می زنند که این کشور را از میان بردارند.

گفته بودند که به عملیات تروریستی گسترده علیه اسرائیل مردم این کشور و شخصیت های آن دست می زنند اما دیدیم که نتیجه این تهدیدها آن بود که هم اکنون مبارزه اطلاعاتی و جنگ امنیتی به داخل خود ایران کشانده شده است.

نفتالی بنت نخست وزیری که دو روز پیش از سمت خود کناره گرفت و اعلام کرده بود که از این پس باید سر اختاپوس را کوبید و تنها به بریدن بازوهای آن بسنده نکرد.

نفتالی بنت درست است که از نخست وزیری کناره گیری کرد اما وزیر خارجه است و پرونده ایران را همچنان در دست دارد.

این  ایده جدید اسرائیل است که در گذشته به دفاع از خود در برابر حزب‌الله و حماس و جهاد اسلامی و دیگر نیروهای مخرب و مزدوران حکومت ایران مشغول می داشت اما اکنون به این نتیجه رسیده است که نبرد را باید به داخل حکومت کشاند.

در خود ایران به آنها جواب داد و نشان داد که نه فقط حزب الله و حماس و دیگران که عاملان اجرای عملیات تروریستی علیه اسرائیل هستند آسیب می بیند بلکه این بار فرماندهان این عملیات هستند که از آسیب در امان نخواهند ماند.

ودیدیم که به دنبال این استراتژی حسین طائب را برکنار کردند و در واقع اعتراف کردند که نه فقط رژیم ایران و سپاه پاسداران در حفظ امنیت خود شکست خورده است بلکه در همه عملیات تروریستی علیه اسرائیل نیز نابود شده‌اند و آنانی که در ترکیه بازداشت شدند و به زودی محاکمه خواهند شد همان فرستادگان رژیم ایران بودند و دستگاه‌های اطلاعاتی اسرائیل آنقدر قوی هستند که همین گروه را نیز که از داخل ایران فرستاده شدند از همان لحظه اول اسرائیل ردیابی کرده بود و می دانست که آن ها کی هستند و به کجا میروند و چه ماموریتی دارند و چگونه می خواهند برنامه تروریستی خود را علیه جان یک دیپلمات اسرائیلی عملی کنند که نتوانستند و این بود علت آنکه حسین طائب را برکنار کردند.

علت اصلی بود و در واقع آخرین کاهی بود که کمر شتر را شکست و نه فقط او را برکنار کردند بلکه علنی ساختند که یکی از افراد مهم سپاه پاسداران به اتهام جاسوسی به سود اسرائیل در زندان به سر می‌برد و از همه بدتر، آمدند و فردی را که مسئول عملیات حفاظت از بیت رهبری است برکنار ساختند.

می‌ترسیدند و می‌ترسند که در خود این گروه هم افرادی باشند که با اسرائیل همکاری می کنند.

افرادی که به این نتیجه رسیدند که بدبختی ملت ایران و منشا آن علی خامنه ای است و شاید اگر لازم باشد خواهند توانست که طرح کشتن خود علی خامنه‌ای و خاندان او را نیز به اجرا بگذارند.

این گونه ارزیابی‌ها رژیم کنونی ایران را به تکان در آورده است.

آنها را به حیرت و شگفتی وا داشته و در واقع نمی دانند به چه رفتاری دست بزنند که امنیت خود را حفظ کند.

همانانی که کوشیدند و هم هنوز هم می کوشند که امنیت کشورهای منطقه و جهان را بر هم زنند.

خواستند اسرائیل را نابود کنند و اکنون احساس می‌شود که خود آنها در آستانه نابودی قرار دارند.

اسرائیل می داند که چگونه از خود دفاع کند.

این واقعیت همیشه به اثبات رسیده است.

ابتدا کشورهای عرب بودند که شعار نابود باید سر می‌دادند اما دیدند که این شعار بی حاصل است و ستیز با اسرائیل برای آنها سودی نخواهد داشت بلکه به‌عکس همکاری و همیاری با این کشور است که می تواند امنیت و رفاه مردمان آنها را تامین کنند.

این نتیجه ای است که بسیاری از کشورهای عرب از سالها پیش به آن رسیدند و اکنون می‌خواهند آن را عملی سازند اما حکومت ایران هرگز از اشتباهات خود درسی  نیاموخته و هرگز حاضر نشده که از راه پیشین خود بازگردد.

آمدند و به این نتیجه رسیدند که با ادامه برنامه‌های اتمی که ادامه تحریم‌ها را به دنبال خواهد داشت نخواهند توانست اقتصاد کشور را مدیریت کنند و جناحی در حکومت فشار آورد که باید با آمریکا وارد گفتگو شد البته نه به صورت مستقیم بلکه با واسطه گری و وسط بازی دولت های غربی و با کمک دولت روسیه و پشتیبانی از جانب دولت چین و این هم به سنگ خورد زیرا گروهی در داخل سپاه پاسداران و در بیت رهبری هستند که می گویند هرگز درباره برنامه‌های اتمی نباید کوتاه آمد.

آنها بر این تصور هستند که با همین فروش چند صد هزار بشکه نفت در روز و با بهای بسیار نازلی که دریافت می‌کنند خواهند توانست بخور و نمیر ملت ایران را تامین کنند اما اکنون خود می بینند که همین بخور و نمیر نیز با این درآمد کم تامین نخواهد شد.

در جبهه منطقه‌ای و بین‌المللی نیز اتحادهایی علیه رژیم ایران پای  می گیرد و نمونه آن پیش از آمدن پرزیدنت بایدن به منطقه اندیشه برپایی یک اتحاد نظامی است که با گام نخست آغاز خواهد شد اما می‌تواند پایه گذار و اساس یک سازمان دفاعی موثر و پر قدرت باشد و به موازات آن کشورهای اروپایی غربی هستند که احساس می‌کنند که چگونه پیشرفت های موشکی حکومت ایران و آزمایش دو موشک،آزمایش نسبتا موفقیت آمیز پرتاب ظاهراً ماهواره به هوا تا چه حد با موفقیت انجام گرفته و می تواند پایه و اساسی برای ساخت نهایی موشک های بالستیک باشد که کشورهای اروپایی را نیز مورد خطر قرار خواهد داد این دیگر برای کشورهای اروپای غربی قابل تحمل نیست و نمی توانند به مسامحه  با رژیم ایران و با تعامل با هدف ادامه داد و ستد اقتصادی ادامه دهند.

اکنون خطر دارد به در خانه خود آنها می‌رسد و باید هوشیار باشند و باید اقدام کنند.

از  سوی دیگر می بینیم که جنگ سرد  تازه ای در حال به وجود آمدن است.

حمله روسیه به اوکراین نوعی جنگ سرد را بار دیگر زنده کرد. امروز کشورهای عضو ناتو با همایشی که در اسپانیا برگزار کردند و با تصمیمات جدیدی که گرفتند مصمم هستند که با پیشروی روسیه در اوکراین مخالفت ورزند و جلوی آن را بگیرند.

اکنون پرزیدنت بایدن می‌گوید که تا هنگامی که ما هستیم اجازه ادامه این عملیات را به روسیه نخواهیم داد و همچنین می‌بینیم که نه فقط پیمان ناتو دارد تحکیم پیدا میکند و در منطقه خاورمیانه پیمان مشابهی به تدریج به وجود خواهد آمد می‌بینیم که این جنگ سرد به خاور دور نیز کشیده شده است.

دولت های یار ایالات متحده می کوشند که در برابر زیاده‌خواهی‌ها و توسعه طلبی های چین مقاومت کنند و جلوی آن را بگیرند.

می ترسند که چین می‌خواهد بر دنیا یا دست کم بر آسیا مسلط شود البته ایالات متحده به برپایی فوری یک پیمان نظامی در خاور دور نیازی ندارد.

دولت‌هایی مانند: ژاپن، کره جنوبی، نیوزیلند و استرالیا و شاید تا حدودی هند با ایالات متحده همکاری دارند و از گسترش نفوذ چین نگران هستند و ما می‌شنویم که حکومت اسلامی ایران همان  رژیمی که از روز نخست گفت که نه شرقی نه غربی اکنون دارد خود را به جبهه روسیه و چین می کشاند و در واقع وارد جنگ سرد تازه‌ای میشود.

تنها دو کشور باقی مانده است که حکومت ایران امید دارد که بتواند از پشتیبانی آنها برخوردار گردد یکی روسیه است که می کوشد تا آنجا که ممکن است که ایران را بچلاند و بچاپد اما در برخی از موارد از این رژیم در برابر ایالات متحده و اروپا دفاع می‌کند و دیگری چین است که تنها هدفش از دوستی با رژیم ایران افزایش داد و ستد بازرگانی است یعنی در واقع می توان گفت که هدف چین آن است که هرچه می تواند بیشتر به ایران بفروشد و هرچه می تواند منابع طبیعی ایران را بیشتر به سرزمین خود منتقل کند.

جز این چین  در جستجوی هدف دیگری نیست در مورد روابط با ایران و مناسبات با بسیاری دیگر از کشورهای جهان.

بنابراین اکنون می‌بینیم که حکومت ایران بیش از پیش سرنوشت منطقه‌ای و جهانی خود را به دست روسیه و چین می سپارد و این یکی دیگر از اشتباهات بزرگ چنین حکومتی است که روح الله خمینی پایه گذار اشتباهات آن بود که ایران را به جنگ با عراق کشاند و فاجعه را دیدیم و از ابعاد آن  آگاهی کامل داریم.

بدینسان می بینیم که غده سرطانی از روز نخست حکومت اسلامی ایران بوده است و این واقعیت را کشورهای غربی نیز به تدریج می‌شناسند.

رژیم روسیه و دولت چین نیز می‌دانند که غده سرطانی حکومت ایران است اما به سود خود می‌دانند و از ایران و توانایی های آن  برای رویارویی با غرب و به هدف خنثی کردن تلاش‌های ایالات متحده استفاده می کنند.

حالا مسئله اتم رژیم ایران را به شورای امنیت کشانده اند اما هنوز بسیار دور است  روزی که مکانیزم ماشه را به راه اندازند و حکومت ایران این حساب‌ها و این واقعیات را می‌داند و به سرکشی ادامه می‌دهد و نه فقط به سرکشی ادامه می دهد بلکه همچنان بر ذخیره کردن اورانیوم غنی‌شده می‌افزاید و خود را برای تولید بمب ها آماده می‌سازد اما این راه خطرناک روزبه‌روز نگرانی های بیشتری را به وجود می‌آورد و احتمال جنگ و رویارویی نظامی در منطقه را افزایش می‌دهد و خدای نکرده اگر روزی حملات نظامی علیه خاک ایران آغاز شود برای خود حکومت نیز خطرناک خواهد بود چون سپاه پاسداران مشغول دفاع از خود در برابر بمباران‌ها خواهد بود و این می تواند فرصتی برای ملت ایران باشد که به خیابانها بیایند و اعتراض‌های خود را گسترده‌تر سازند و موجب برافتادن رژیم گردد.

بسیاری از مردم ایران آرزو می کنند و با صدای بلند می گویند که ای اسرائیل و آمریکا و دولت های غربی بیایید و رژیم ایران را به جنگ بکشانید زیرا اگر جنگی رخ دهد آنگاه فرصتی برای خیزش ملت ایران به وجود خواهد آمد زیرا اگر جنگی رخ دهد جنگ زمینی نخواهد بود  به جنگ هوایی و جنگ سایبری و انواع جنگ هوایی و انواع جنگ های دیگر بسنده خواهد شد.

هیچکس نمی خواهد خاک ایران را به تصرف خود درآورد آنچه که همگان می خواهند نابود کردن تاسیسات اتمی و قدرت موشکی رژیم ایران است و بنابراین اگر جنگی رخ دهد جنگ محدود خواهد بود علیه اتم و علیه موشک و علیه سپاه پاسداران و علیه نیروهای سرکوبگر رژیم و این فرصتی  بزرگ برای ملت ایران خواهد بود که به هدف خود برسد.

نابودی حکومت اسلامی ایران…

از میان برداشتن ، منطقه و جهان…

اورشلیم؛شنبه ۱۱ تیرماه ۱۴۰۱–۲ جولای ۲۰۲۲