مردم ایران، در مرگ “دختر آبی” به سوگ نشستند، ولی آیا این، همانند خودسوزی دوره گرد تونسی، آتش خیزش را شعله ور خواهد ساخت؟

خبر درگذشت سحر خدایاری، دختری که به خاطر علاقه اش به تیم فوتبال استقلال، به «دختر آبی» مشهور شده بود، هم چنان  با واکنش های غمناک وخشم الودی دربین مردم داخل و خارج از ایران همراه است و بسیاری از ایرانی ها را در ماتم و عزا فرو برده است .

باشگاه استقلال تهران در پیام تسلیت خود به خانواده سحر خدایاری نوشت: درگذشت تلخ و غم‌انگیز فرزند دلبندتان، خانم سحر خدایاری موجب اندوه و تاسف فراوان مجموعه باشگاه استقلال و به خصوص هواداران این تیم گردیده .و ما نیز در غم شما شریک هستیم .

فیروز نادری پروفسور ایرانی ناسا گفت: چه قرمز چه ابی یا هر رنگ دیگر تمام پسران و مردان با غیرت ایرانی باید با نرفتن به استادیوم ها اعتراض خود را نسبت به قانون احمقانه که مانع به رفتن خواهرها و مادرهای شما به استادیوم های ورزشی می شود اعلام کنند. دختر آبی امیدوارم شجاعت تو بی جبران نباشد.

عمر مومانی طراح و کارتونیست سرشناس جهان به بهانه خودسوزی و درگذشت دختر آبی، طرحی را منتشر کرده و در صفحه شخصی خود به هدف همدردی با مظلومیت زنان ایرانی به اشتراک گذاشته است.

پروانه سلحشوری نماینده مجلس گفت: او تنها دختر آبی نبود. سحر دختر ایران بود. در جایی که مردانش برای زنان تکلیف تعیین می‌کنند و ابتدایی ترین حقوق انسانی را از آن ها سلب می کنند و زنانی که علیه زنان در این ظلم آشکار مردان را همراهی می کنند همه ما در حبس و سوختن سحرهای این سرزمین مسئولیم.

ابراهیم داروغه‌زاده، دبیر جشنواره فیلم فجر در توییتی نوشت: «آقای جمهوری اسلامی ایران، لطفا همانقدر که به درستی در مقابل دشمنان خارجی «اشداء علی‌الکفار» هستی، لطفا نسبت به مردم ایران به ویژه دختران، «رحماء بینهم» باش.

محمد مساعد، خبرنگار، در توییتی نوشت: «روزی نام یکی از ورزشگاه‌های بزرگ پایتخت دختر آبی خواهد بود. روزی که حتی اگر ما نباشیم نوادگان‌مان به یاد خواهند آورد برای رسیدن به بدیهی‌ترین حقوق انسانی‌مان چه مسیر سختی را پشت سر گذاشتیم…»

علی کریمی بازیکن پیشین تیم ملی نوشته : زنان سرزمین ما خیلی وقته که مَردن.

علی سامره سرمربی تیم فوتبال امید استقلال نوشته که کاش فوتبال و برابری با هم می آمدند و هرچند تو اولین نفری نیستی که در این سرزمین سوختی و اخرین نفر هم نخواهی بود .

پوریا پورسرخ، بازیگر ایرانی هم در این باره نوشت: “قسم میخورم تا عمر دارم، پام رو به استادیومى نذارم که تو براى دیدنش باید بسوزى …”

احسان محمدی، روزنامه‌نگار می‌نویسد باید از خالی شدن واژه‌ها از معنی، مثل عادی شدن خبر خودسوزی آدم‌ها، خو کردن به فقر، تن دادن به ظلم، به حاشیه رفتن شرف و پاکدستی ترسید.

معصومه ابتکار مشاور رییس جمهوری حکومت ایران دیروز (دوشنبه ) از رسیدگی به وضع ‎دختر آبى در بیمارستان خبر داده بود در حالیکه طبق اخباررسیده، دختر آبی در آن زمان فوت شده و در بهشت معصومه قم توسط مقامات امنیتی رژیم ایران خاکسپاری شده بود!

سحر خدایاری دختر ۲۹ ساله فارغ التحصیل رشته مترجمی زبان انگلیسی، که به دلیل تلاش برای ورود به استادیوم آزادی برای تماشای بازی استقلال و العین امارات در اسفندماه سال ۹۷ بازداشت شده بود، هفت روز پیش  پس از آنکه از حکم ۶ ماه زندان خود آگاه شد، در مقابل ساختمان دادگاه انقلاب تهران، اقدام به خودسوزی کرد و دچار ۹۰ درصد سوختگی شد. که توانست چند روزی در بیمارستان به کمک دستگاه زنده بماند، تا اینکه دو روز پیش درگذشت و روز دوشنبه توسط مقامات امنیتی حکومت به خاک سپرده شد.

به گفته منابع خبری در ایران ،مقامات امنیتی حکومت ایران  به هدف جلوگیری از هر گونه اغتشاش در مراسم خاکسپاری دختر آبی، جسد وی را  تحت تدابیر امنیتی و بدون حضور اقوامش در بهشت معصومه قم به خاک سپرده و به اقوام او اجازه حضور در خاکسپاری داده نشده است. همچنین خانواده دختر آبی تهدید شده‌اند تا با رسانه‌ها درباره زمان درگذشت و نحوه خاکسپاری فرزندشان سخن نگویند و از هرگونه “جوسازی” در این رابطه  خودداری کنند.

در یک هفته گذشته ماموران اجازه حضور خبرنگاران در محل بستری دختر آبی را ندادند و با تهدید اینکه “پرونده سحر خدایاری امنیتی” است، به خبرنگاران هشدار دادند که برای کسب اطلاع از وضعیت او به بیمارستان سوانح و سوختگی مطهری مراجعه نکنند.

مرگ این دختر جوان، لکه ننگی دیگر بر پیشانی رژیم زن ستیز جمهوری اسلامی باقی گذارد که حق طبیعی زنان ایرانی برای ورود آزادانه به ورزشگاه‌های کشورشان را از آنان گرفته و هرگونه اعتراضی در این زمینه را به شدت سرکوب می کند.

3 دیدگاه‌

  1. چرا خانم ها تلاش نمی کنند که خودشان در رشته های ورزشی بدرخشند وچرااصراردارندکه به تماشای مسابقات آقایان بروند ؟! اگر منظوربرابری فرصت های خانم هاوآقایان در ورزش است آیا این خودنقض غرض نیست ؟!

Comments are closed.