منشه امیر: برافتادن رژیم، دیر و زود دارد، ولی سوخت و سوز نخواهد داشت

 

از این پس باید شرم کنند و خود را نماینده خواسته های ملت ایران معرفی نکنند و به نام آنان سخن نگویند.

ملت با این تظاهرات خیابانی و اعتراض هایی که گسترده تر می شود، نشان داد که این حکومت را نمی خواهد و آن را بر نمی تابد.

ماجرا هواپیما نشان داد که چگونه چهل و یک سال به مردم دروغ گفته اند و کشور را به بیراهه کشانده اند و ملت می گوید: دیگر بس است، راهتان را بگیرید و بروید و دست از سر ما بردارید.

شاید ادعا شود که تظاهرکنندگان دو روز گذشته، همه ملت ایران نبودند. یک گروه دانشجو بودند که شماری از جوانان بیکار نیز به آن ها پیوستند و همین فردا نیز به خانه های خود باز خواهند گشت و غائله پایان خواهد گرفت.

ولی حتی اگر این بار نیز بتوانند با سرکوبگری، آتش اعتراض را خاموش کنند، آتش زیر خاکستر باقی خواهد ماند و در نخستین فرصت بعدی دوباره شعله خواهد کشید.

هیچ امیدی نیست که وضع مالی آن ها بهتر شود و بتوانند نوعی رفاه برای مردم برقرار سازند. کاملا به عکس!  امکانات مالی آن ها روز به روز کمتر و دزدی ها بیشتر خواهد شد.

دنیا هم دارد دست و بال آن ها را در شیوه سرکوبگری می بندد. دیگر جرات نمی کنند به فرمان آتش به اختیار” خامنه ای، در ظرف دو سه روز یک هزار و پانصد انسان بکشند، که اکثر آنها افراد جوان و ثروت آینده ایران بوده اند. ملت ایران چنین خونریزی دوباره را تحمل نخواهد کرد و خامنه ای هم ممکن است به وحشت افتد که چرا مسبب خونریزی های جنایتکارانه آبان ماه گذشته شد.

پرزیدنت ترامپ به زبان فارسی خطاب به رژیم هشدار می دهد که از ادامه کشتار مردم دست بردارد.

کشورهای اروپایی نیز که تا دیروز دست رژیم را گرفته بودند که مبادا از پای بیفتد، اکنون خشمگین و ناامید به سران حکومت هشدار می دهند که از سرکوب مردم و قطع اینترنت دست بردارد.

اگر در آبان ماه در اعتراض به سه برابر شدن ناگهانی نرخ بنزین بود که مردم به خیابان ها آمدند، یعنی اعتراض جنبه مالی داشت، این بار دانشجویان هستند که به خیابان آمده اند.

آن ها شعار می دهند که خامنه ای الدنگ است و باید برود

شعار می دهند که سپاه پاسداران جنایتکار است و باید منحل شود

مردم حاضر نمی شوند از روی پرچم اسرائیل و آمریکا بگذرند و آن ها را لگدمال کنند

علیه دخالت های منطقه ای از جانب رژیم، شعار می دهند و خواهان قطع کمک مالی به ترور می باشند

این در واقع، اعتراض به همه پایه ها و نهادهای رژیم است. مردم می خواهند همه این پایه ها فرو ریزد و ساختار سیاسی کشور به کلی دگرگون شود.

مردم حکومتی را می خواهند که به فکر صدور انقلاب خود نباشد، بلکه فکری به حال مردم ایران کند.

اگر ادعا می کنند که شمار شرکت کنندگان در اعتراض ها بسیار کم بوده، بدانند که این تازه آغاز کار است و در آینده بسیاری دیگر از اقشار مردم به این اعتراض ها خواهند پیوست.

دانشجویان گفتند که دوازده ساعت امکان بدهند که مردم آزادانه به خیابان بیایند و آزادانه  شعار بدهند و آنگاه ببینید که چه جمعیت بزرگی گرد خواهد آمد و فریادش پایه های رژیم را سخت خواهد لرزاند.

خامنه ای خفقان گرفته و سکوت اختیار کرده است. چه دارد بگوید؟ صبح به خانواده های مسافران قربانی شده تسلیت گفت ولی همان روز به خانواده ها اجازه ندادند اجساد عزیزان خود را به خاک سپارند و به سوگ آن ها بیشینند و شامگاه، آن فرمانده آتش به اختیار، دستور داد که دانشجویان را با گاز اشک آور و شلیک هوایی متفرق سازند.

اطرافیان خامنه ای ادعا می کنند که مقام معظم رهبری، اطلاع نداشتند که به سوی هواپیما موشک شلیک شده است. مگر خامنه ای فرمانده کل قوا نیست؟ چگونه به او اطلاع نداده بودند؟

او باید بداند کسی که اختیارات مطلق را در دست خود قبضه کرده، باید مسؤولیت مطلق را نیز بپذیرد و پاسخگو باشد.

حالا می پرسند که این موج جدید اعتراض های مردمی، تا چه حد موجودیت رژیم را به خطر می اندازد؟ آیا مانند گذشته، چند روزی ادامه دارد و بعد فروکش می کند و مردم پی کار خویش می روند؟

شاید در حال حاضر یک خطر فوری  ادامه موجودیت رژیم را تهدید نمی کند. ولی عاقبت حکومت، از هم اکنون روشن است و ممکن است دیر و زود داشته باشد، ولی قطعا سوخت وسور ندارد.

2 دیدگاه‌

  1. سپاسگزارم از سخنان مرد سیاستمدار جناب منشه امیر . بنده گفته های ایشان را از یوتیوب پیگیری میکنم. سپاس فراوان زندانی سیاسی عوض حاجیانی

Comments are closed.