نقشِ رسانه در دموکراسى، عصرِ انقلابِ جادویى؛ دیاکو مرادی


همواره در تاریخ ننگین چهل ساله جمهورى اسلامى، هیچ نقطه ارزنده و درخشانى از دموکراتیک بودن رسانه دیده نشده است. آموختگى جریان رسانه اى و فهمِ هرمونتیک (Understanding Hermontics) نیز همچون علوم مختلف، نیازمند بهره گیرى از بضاعت و پرورش بوده است و اینطور وانمود مى شود که: طُرقِ مختلف ایجاد یک جریان فکرى با آثارى که رسانه به نمایش می‌گذارد، یک مهارت ژورنالیستى و فراگیر [گلوبالیته] محسوب می‌شود.

درک و ایجاد دهلیز ذهنى با آثارى که رسانه به معرض نمایش می‌گذارد، مستلزم یک بستر تربیت شنیدارى (Aural training) و مخاطب نیز توسط رسانه ها آماده ورزیدگى ذهنى در پذیرش و درک محتوایى می‌شود.
می‌شود اینطور تشریح کرد که رسانه به نحوى مانند آریستوکراسى که در آن یک طبقه خاص، منافع دیگر اقشار را مرتفع می‌کنند عمل می‌کند، این بدان معناست که در رسانه نیز، امر تخصصی و پیچیده رسانه‌اى به شکلى غیر مستقیم به کاربرد همگانى تبدیل می‌شود.

قوه‌ی نقد در رسانه ها، که اغلب به تولید و فرآورده های تخصصى برای نخبگانِ سیاسى-اقتصادى سودمند بوده می‌تواند جنبه عمومى نیز داشته باشد و عوامل فهم متون [هرمونتیک] در خدمت عموم قرار گیرد تا یک رسانه، رسالتش را به نحوى شایسته انجام دهد. آثار رسانه اى در کنار وجه حماسى آن (epic) البته نه در شکل ولایت مدارش، که شامل جنبه هاى اجتماعى-عمومى است، می‌تواند جنبه‌ی عمومى را به زاویه شیرین آن (liric) نیز تعمیم بدهد.

تعریف بالا از نوع گردش رسانه اى یعنى یک اثر رسانه اى می‌تواند حتى از طریق مخاطبان محدود آن به حوزه همگانى رجعت داده شود و اثرگذار شود. باید دقت داشت که رسانه‌ی توانا، رسانه‌اى خواهد بود که به زعم پیچیدگى و تخصصى بودنِ ضرورى‌اش، هرگز نباید در مرتبه‌ی تنزل و تخفیف از حالت عمومى بگریزد!

یکى از بزرگترین دلایلى که باعث شده رسانه در حلقه ایجاد رسالت (Creating Mission) سیاسى-اقتصادى ماندگار باشد، همین وجه نزدیکى به درخواست عموم است. رسانه‌ی سالم [ساختارى] اغلب در راستای اثرگذارى بر اکثریت طیف ها به موجودیتى اندیشمندانه و تأمل گرا دست می یازد که رسانه را از بخش صنعتى آن [خوراک خبرى] جدا می‌سازد.

درست برعکس وجه صنعتى شدن و طرفداری سیاسى (BBC)، یک رسانه که سطحِ آن را تنزل می بخشد، سطح کیفیتى یک رسانه مردمى روز به روز بیشتر از قبل می گردد.

به همین سبب، دموکراتیک شدن رسانه، کارکرد شناختى-معرفتى‌اش (Epistemic knowledge) را شدت می‌دهد، توجه داشته باشید که عمومى بودن رسانه، به معناى تشکل و انتخابى بی فکر نیست.

رسانه عمومى با ساختارى که در بالا به آن اشاره کردیم، هم منعکس کننده‌ی حقیقت [راوی سیاسى] است و هم مخاطب را از قالب تنبلى فکرى دور می کند.
لازم به ذکر است که: پاسخِ رسانه به جریان هاى عمومى، دلیلى بر کم ارزشى آن نیست، چرا که هم، ژرف اندیشی را در خود دارد و هم، فهم عمومى را. اگر قرار باشد جریان رسانه را از منظر طبقه بندى (classificatory) بررسى کنیم، رسانه هاى نوشتارى می توانند در ایجاد دموکراسى و دموکراتیک بودن پیشتاز باشند.