وزارت اطلاعات ایران که در برابر انفجارها و هلاکت “متخصصان هسته ای” ناتوان مانده، با شکنجه، از افراد اعترافات ساختگی می گرفت

در واکنش به یک برنامه تلویزیونی در سیمای حکومت ایران، که در آن اسرائیل به انجام یک رشته عملیات خرابکاری در برنامه های هسته ای رژیم ایران  متهم گردیده، از جمله “اعترافاتی” از زبان افرادی پخش شده که رژیم ادعا می کند آن ها جاسوسان و عاملان خرابکاری در این تاسیسات بوده اند. در همین رابطه، اظهاراتی نیز (اکثرا به صورت شنیداری و نه تصویری) از اعترافات این به ظاهر “جاسوسان صهیونیستی” پخش شد که آنان می پذیرفتند که جاسوس اسرائیل بوده اند و حتی یک تن از آن ها یک “یهودی مخفی” بوده که در اسرائیل ریاست بخش ایران را در موساد (سرویس امنیت خارجی اسرائیل) به عهده داشته است – و این در صورتی که آن فرد عبری نمی داند، هرگز در اسرائیل نبوده و هرگز با امور اطلاعاتی یا اتمی سروکار نداشته است.

کارشناسان گفتند که برخی از صداهای اعترافات و یا افشاگری های پخش شده، صداهای ساختگی افرادی بوده که احتمالا خود کارکنان وزارت اطلاعات بوده اند.

معلوم نیست که تلویزیون حکومت ایران از پخش این برنامه، که در آن همه خرابکاری های سال های اخیر در صنایع اتمی رژیم ایران را به اسرائیل نسبت داده، چه هدفی را دنبال می کرده است – زیرا یکی از نتایجی که می توان از این برنامه گرفت، نشان دادن قدرت گسترده اطلاعاتی اسرائیل در داخل ایران و آمادگی بسیاری از افراد کلیدی با اسرائیل در این زمینه بوده است.

در توجیه این امر که چرا در آن برنامه تلویزیونی چهره های افرادی که ظاهرا جاسوس اسرائیل بوده و اعترافاتی کرده اند، نشان داده نشده، مقامات حکومت ادعا می کنند که این افراد، اکثرا توانسته اند پس از عملیات، از ایران بگریزند.

در بسیاری موارد نیز وزارت اطلاعات برای آن که از خشم رهبر حکومت در امان باشد، ادعا کرده است که جاسوسان وخرابکاران بازداشت شده اند. ولی هرگز اسامی این افراد انتشار نیافته و عکسی از آن ها منتشر نشده و یا افرادی مانند “فشی” بوده اند که پس از اعترافات ساختگی، ظاهرا اعدام شده اند.

کوتاه مدتی پس از پخش این سریال بود که انفجار در کارخانه سانتریفیوژ سازی کرج و سپس انفجاری در یکی از مراکز تحقیقات نظامی سپاه پاسداران در نزدیکی تهران رخ داد که دو تن در جریان آن کشته شدند.

در بسیاری از موارد، حکومت کوشیده اند عملیات خرابکاری را کم رنگ و یا بدون آسیب جلوه دهد که بعدها معلوم شده که خسارات وارده بسیار سنگین بوده است.

در مورد انفجار شدیدی که کمتر از دو سال پیش در کارگاه بزرگ مونتاژ سانتریفیوژها در نطنز رخ داد، رژیم مانند همیشه کوشید آن را یک امر جزیی نشان دهد. ولی یکی از نمایندگان مجلس که اجازه بازدید از آن مکان را یافته بود در سخنان خود گفت که کل محوطه مونتاژ سانتریفیوژها به کلی نابود شده بود.

یک نمونه دیگر، انتقال حدود یکصد هزار سند اتمی و تصاویر و گراف های این گونه فعالیت ها از انباری در شورآباد در جنوب تهران به اورشلیم بود که همگی نشان از عجز اطلاعاتی رژیم ایران دارد و همچنین نشان می دهد که چگونه گروهی از دست اندرکاران ارشد برنامه های حکومت ایران، با یک کشور خارجی همکاری می کنند.

یکی از ده ها نفر افرادی که رژیم ایران به بهانه جاسوسی به سود اسرائیل بازداشت کرد و یک رشته اعترافات ساختگی از زبان او انتشار داد، مازیار ابراهیمی نام دارد که اکنون در خارج از ایران زندگی می کند. او در یک برنامه مستقیم در بی بی سی لندن از جمله گفت: «در جریان بازپرسی، به ما نمی گفتند که چه اتهاماتی را علیه ما عنوان می کنند، بلکه یک رشته تخلفاتی را بر می شمردند و به ما می گفتند که باید به ارتکاب ره آن ها اعتراف کنیم و اگر نمی کردیم، آنقدر ما را شکنجه می کردند تا اتهامات موهومی مورد انتظار رژیم را تایید کنیم».

مازیار ابراهیمی گفت که در یک مورد، او در پاسخ به فشار بازپرسان که می خواستند به اتهامات دروغین اعتراف کند، و او حاضر نبود، گفت: «ما کاری می کنیم که خودت تصویق کنی که این کارها را انجام داده ای!»

فرد دیگری که بی بی سی با او در پخش زنده مصاحبه کرد، نادر نوری کهن بود که او نیز به این گونه اتهامات واهی به زندان افتاده بود و پس از یک دوران غیرانسانی شکنجه، بالاخره همه اتهامات را پذیرفت و پس از چند سال زندان آزادی خود را بازیافت، گفت: «پس از آن که ما زیر شکنجه حاضر می شدیم به هرچه آن ها می خواهند اعتراف کنیم، موضوع هایی را به ما دیکته میکردند و می گفتند به آنها اعتراف کنیم که روحمان از آن ها خبری نداشت».

نوری کهن بود که در این مصاحبه تعریف کرد که چگونه زیر شکنجه از او خواسته بودند که اعتراف کند رئیس بخش ایران در موساد بوده است و او را یک یهودی مخفی توصیف کرده بودند.