پیامدهای بازگشت به توافق خطرناک با ایران برای اسرائیل.برگردان فارسی مقاله ژنرال سابق ارتش اسرائیل

 ژنرال پیشین  ارتش اسرائیل یوسی کوپر واسر و مدیر پروژه تحولات منطقه ای خاورمیانه در مرکز اورشلیم و مدیر کل پیشین وزارت امور استراتژیک اسرائیل و رئیس بخش تحقیقات اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل خدمت با انتشار مقاله ای به پیامدهای بازگشت احتمالی تیم بایدن به قرارداد اتمی با رژیم اسلامی پرداخته و در این زمینه توصیه هایی به دولت اسرائیل نموده که در صورت حصول دوباره توافق غرب با ملایان چه اقداماتی لازم است که در زمینه های سیاسی-نظامی و همچنین اطلاعاتی انجام گیرد.

برگردان کامل این مقاله را میتوانید مطالعه نمایید:

طبق گزارش ۴ مارس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ایران قبلاً این مقدار اورانیوم غنی شده را انباشته کرده است:

۳۳٫۲ کیلوگرم اورانیوم غنی شده تا سطح بسیار بالای ۶۰ درصد (در مقایسه با ۱۷٫۷ کیلوگرم در ماه نوامبر).

۱۸۲ کیلوگرم اورانیوم غنی شده تا سطح بالای ۲۰ درصد (در مقایسه با ۱۱۳ کیلوگرم در ماه نوامبر)، تولید شده در تاسیسات غنی سازی فردو، که در اعماق یک کوه قرار دارد.

و حدود ۱۲۷۸ کیلوگرم. اورانیوم غنی شده تا سطح ۴٫۵ درصد برای تغذیه سانتریفیوژهای غنی سازی تا ۲۰ درصد و ۶۰ درصد استفاده می شود.

میزان غنی سازی در ماه های اخیر از حدود ۴٫۹ کیلوگرم افزایش یافته است. اورانیوم غنی شده تا ۶۰ درصد در ماه به ۵٫۷ کیلوگرم. هر ماه. ایران در حال حاضر از چند نوع سانتریفیوژهای پیشرفته (IR-2m، IR-4، IR-6) به صورت صنعتی استفاده می کند و بنابراین، اگر ایران تصمیم به غنی سازی این اورانیوم تا سطح نظامی (بیش از ۹۰ درصد) داشته باشد، تنها به سه هفته فرصت  برای تولید ۲۵ کیلوگرم، یعنی اورانیوم کافی برای اولین وسیله انفجاری هسته ای (شامل زمان لازم برای تغییرات پیکربندی در سیستم سانتریفیوژ) نیاز دارد.

پس از آن، دو هفته دیگر طول خواهد کشید تا مقدار مورد نیاز برای دومین وسیله انفجاری هسته ای تولید شود. در عرض چهار ماه، ایران می‌تواند اورانیوم غنی‌شده کافی تا حد نظامی برای چهار بمب اتمی داشته باشد.

سال گذشته، ایران اورانیوم ۲۰ درصد غنی شده را به فلز اورانیوم (جزئی از سلاح های هسته ای) تبدیل کرده بود. این کشور همچنین در حال توسعه سیستم موشکی خود است تا زمان لازم برای تبدیل اورانیوم غنی شده به درجه نظامی به سلاح هسته ای قابل تحویل را کاهش دهد.

اگرچه ایران در جریان سفر رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، قول داده بود که اطلاعاتی را در مورد چهار تاسیساتی که در زمان افشای آرشیو هسته‌ای ایران توسط اسرائیل فاش شده بود، در اختیار آژانس قرار دهد، اما تنها پس از دستیابی به توافق و قبل از اعمال محدودیت‌ها، حاضر است این کار را انجام دهد.

گروسی قبلاً نارضایتی خود را از همکاری ناکافی ایران ابراز کرده بود.

از آنجایی که بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نمی‌توانند «هر زمان» از هر جایی بازدید کنند، نمی‌توان مطمئن بود که ایران مانند تأسیسات فردو، پس از سال ۲۰۰۳ تاسیسات مخفی دیگری ندارد.

این تاسیسات ممکن است برای ذخیره و پردازش اورانیوم از دست رفته و سیستم هایی که برای غنی سازی آن استفاده شده اند استفاده شود.

این فعالیت اخیر ایران، که هم نقض توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ و هم تعهدات ایران به معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) و پروتکل الحاقی آن است، به دنبال تصمیم دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در ماه مه ۲۰۱۸ برای خروج از این توافق صورت گرفت. با این حال، اکثریت قریب به اتفاق تخلفات پس از انتخاب جو بایدن به عنوان رئیس جمهور و پس از تحلیف دولت وی صورت گرفت.

هدف از این نقض‌ها، سوءاستفاده از نگرانی دولت بایدن در مورد احتمال رویارویی با ایران و افزایش فشار بر دولت برای موافقت با بازگشت به توافق هسته‌ای تحت شرایط ایران، در درجه اول لغو کامل تحریم‌های آمریکا علیه ایران بود که از سال ۲۰۱۵ علیه ایران اعمال شده بود. اینکه آیا آنها به موضوع هسته ای مربوط هستند یا خیر خود جای بحث است.

رژیم ایران در اتخاذ این سیاست کمی ریسک کرد، زیرا می‌توانست بر اساس چارچوب آمریکا، یعنی بدون لغو همه تحریم‌ها، با بازگشت به توافق موافقت کند و در نتیجه از وخامت اوضاع اقتصادی خود بکاهد. ارزیابی هوشیارانه ایران اما این بود که در مواجهه با دولت آمریکا که از ریسک متنفر است و ضعیف است، می‌تواند بر خواسته‌های خود پافشاری کند و در عین حال به پیشرفت مداوم در جهت دستیابی به وضعیت یک کشور دارای تکنولوژی و توانمندی هسته‌ای ادامه دهد و خواسته های آمریکا از رژیم کاسته شود و در همین حال، رژیم قادر خواهد بود به چالش های فزاینده در داخل ایران و سرکوب ادامه دهد.

عقب نشینی نابسامان آمریکا از افغانستان و پاسخ محتاطانه آمریکا به حمله روسیه و حمله به اوکراین، حاکمان تهران را به ویژه پس از انتخاب ابراهیم رئیسی تندرو به عنوان رئیس جمهور متقاعد کرد که سیاست آنها موجه است و آنها را تشویق کرد که به مواضع خود پایبند باشند.

ایالات متحده می‌توانست ایران را تحت فشار بگذارد تا از پیشرفت‌های خطرناک تولید سلاح‌های هسته‌ای چشم‌پوشی کند و از طریق ترکیبی از تحریم‌ها (همانطور که با روسیه انجام می‌دهد) و تهدید معتبر برای استفاده از زور، خواستار توافقی بسیار بهتر شود. با این حال، در عمل، گزارش های اخیر حاکی از تسلیم شدن آمریکا در برابر خواسته های ایران در مورد تحریم ها است.

پیامد عملی این است که سپاه خطرناک و تروریستی پاسداران انقلاب اسلامی دیگر به عنوان یک سازمان تروریستی معرفی نخواهد شد و تحریم‌ها علیه افراد ایرانی که در برخی از بدترین حملات علیه ایالات متحده، یهودیان و اسرائیل دست داشته‌اند، برداشته خواهد شد.

باید دید ترتیب بازگشت طرفین به توافق چگونه مشخص می شود، هرچند به نظر می رسد که این موضوع قبلاً حل شده باشد.

بدیهی است که بازگشت آشکار به توافق هسته ای به خودی خود خطرناک است، حتی بدون لغو تحریم های اضافی. در ازای عقب نشینی رژیم  ایران از تولید اورانیوم غنی شده بیشتر، که این کشور را اندکی از وضعیت یک کشور در آستانه هسته ای شدن دور می کند، اما می تواند بدون ترس از اقدام تنبیهی به پیشبرد برنامه هسته ای خود ادامه دهد.

ظرف دو سال، این کشور قادر خواهد بود تا عملیات سانتریفیوژهای پیشرفته را از سر بگیرد. دو سال بعد، می‌تواند بدون محدودیت مقدار اورانیوم غنی‌شده را به سطح پایینی که انباشته می‌کند، افزایش دهد و ظرف ۹ سال، می‌تواند اورانیوم را به هر سطح و مقداری غنی‌سازی کند، بنابراین به توانایی تولید بمب هسته ای دست می‌یابد.

این سناریوی ساخت بمب هسته ای در تضاد با وضعیت فعلی است که در آن ایران هنوز باید از آستانه خطرناکی عبور کند، جایی که در صورت تلاش برای پیشروی به سمت تولید یک تا چهار سلاح هسته ای می تواند هدف حمله آمریکا یا اسرائیل قرار گیرد.

علاوه بر این، پس از ورود مجدد به برجام، به دارایی های مسدود شده خود (حدود ۱۰۰ میلیارد دلار) و افزایش درآمد حاصل از صادرات نفت دسترسی پیدا خواهد کرد.

مبالغ هنگفت می تواند رژیم را در داخل کشور، جایی که اخیراً با ناآرامی های مداوم روبرو بوده، تقویت کند، فعالیت خود را برای صدور انقلاب اسلامی در منطقه و فراتر از آن افزایش دهد و نیروهای نیابتی تروریستی خود مانند حوثی ها و سازمان های تروریستی را که علیه اسرائیل فعالیت می کنند، مانند حزب الله، جهاد اسلامی فلسطین و حماس تقویت کند.

حوثی‌ها حتی  پیش از توافق احتمالی  جسورتر  شده‌اند و حملات خود را علیه تأسیسات نفتی سعودی در روزهای اخیر تشدید کرده‌اند.

ایران همچنین می‌تواند بازگشت به توافق بر اساس شرایط خود را به عنوان دستاوردی معرفی کند که حقانیت راه خود و ضعف غرب را ثابت می‌کند. این پیام برای ترغیب دوستان بالقوه به راه انقلاب اسلامی است.

آمریکایی‌ها می‌دانند که این بازگشت به توافق هسته‌ای خطرناک اولیه برجام نیست، بلکه توافقی بدتر است، زیرا برای ایران غیرممکن است که از پیشرفت‌هایی که قبلاً – بر خلاف توافق – در توسعه و عملیات مخفیانه هسته ای داشته است عقب نشینی کند.

این فعالیت ها شامل:سانتریفیوژهای پیشرفته، تولید اورانیوم غنی شده در سطح بالا، توسعه سیستم موشکی و تولید فلز اورانیوم می شود.

همچنین اکنون واضح است که توهمات تیم مذاکرات هسته ای دولت اوباما که اعضای آن نیز در رهبری تیم فعلی دخیل هستند، بی اساس بوده است.

ایران حمایت خود از تروریسم و ​​ایدئولوژی رادیکال خود را کنار نخواهد گذاشت.

همچنین رژیم ایران نه تنها در طول یک سال گذشته که مذاکرات برای توافق احتمالی در جریان بوده فعالیت برای تولید مواد کافی برای اولین بمب انفجاری هسته‌ای را متوقف نکرده، بلکه ایران در عرض یک سال  گذشته به این نقطه بسیار نزدیک شده است.

بیایید بررسی کنیم که پیامدهای رویکرد ایران برای تبدیل شدن به یک کشور آستانه هسته ای چیست؟ و پیشرفت ایران به سوی تبدیل شدن به یک کشور در  آستانه هسته ای شدن و تسلیم شدن آمریکا چه پیامدهایی برای اسرائیل دارد؟

اول، روشن شد که مهم‌ترین متحد و اصلی‌ترین پشتیبان اسرائیل یعنی ایالات متحده از ضعفی رنج می‌برد که بر اسرائیل نیز تاثیر دارد.

با توجه به این موضوع، اسرائیل باید قبل از هر چیز به خود تکیه کند.

ایالات متحده بسیار محتاط است و تمایلی به شرکت در هر درگیری را ندارد.

اگرچه می تواند با دخالت خود  واقعیت متفاوتی را شکل دهد، اما ترجیح می دهد از استفاده از قابلیت های خود اجتناب کند و به دشمنان خود اجازه می دهد تا منافع خود را به پیش ببرند.

حتی بدتر از آن، اگر در گذشته، پیوند منافع اسرائیل و آمریکا یک عنصر اساسی در همکاری بین دو کشور – فراتر از ارزش‌های مشترک آنها – بود، در دولت بایدن، اشتراک منافع روز به روز ضعیف‌تر می‌شود.

تمرکز آمریکایی ها روی درگیری با روسیه و چین است که در آن اسرائیل کمتر به موضع آمریکا پایبند است و ایالات متحده در حال کاهش دخالت خود در خاورمیانه است.

تحکیم موقعیت ایران به اندازه کافی تهدید جدی برای دولت بایدن محسوب نمی شود که بتواند برای خنثی کردن آن بسیج شود.

حتی اگر رهبران آمریکا تعهد خود را مبنی بر جلوگیری از دستیابی ایران به تسلیحات هسته ای اعلام کنند و متقاعد شده باشند که بازگشت به توافق به این هدف کمک می کند، در عمل، این پیمان مسیر امنی را برای تبدیل شدن ایران به یک قدرت هسته ای هموار می کند.

اما در این میان انتخاب های اسرائیل چیست؟

تا جایی که ممکن است، اسرائیل باید با ارتباط جدی و پیگیر به مقامات آمریکایی در هر دو طرف طیف سیاسی۰دموکرات و جمهوریخواه) که جدیت حرکت فعلی را تشخیص می دهند، از بازگشت به توافق جلوگیری کند. کنگره ممکن است ابزارهایی در اختیار داشته باشد که تحقق اهداف خود را برای دولت بایدن دشوارتر کند.

همچنین می‌توان امیدوار بود که ایرانی‌ها شرایط تسلیم آمریکا را نپذیرند و بیش از این مطالبه کنند یا خواسته‌هایی که روسیه مطرح کرده (عدم اعمال تحریم‌های ضد روسی در چارچوب روابط اقتصادی خود با ایران) رسیدن به توافق را به تاخیر بیندازد.

در صورت اجرایی شدن این توافق، اسرائیل ناگزیر به راه اندازی یک کمپین پنهانی برای خنثی کردن برنامه هسته ای ایران است، زیرا علیرغم اعلام اسرائیل مبنی بر عدم پایبندی به توافق، اقدام آشکار در مرحله اول کمتر ضروری و حتی کمتر قابل قبول است.

در آینده نزدیک، ایران اندکی از آستانه هسته ای عقب نشینی خواهد کرد.

اسرائیل باید از این زمان اضافی برای توسعه توانایی خنثی کردن برنامه هسته ای ایران با استفاده از زور، در صورت نیاز و در صورت نیاز، و مقابله با پیامدهای پیچیده چنین اقدامی استفاده کند.

ناکامی در دستیابی به توافق در حال حاضر، سناریویی که هنوز شانس چندانی برای تحقق ندارد، ممکن است در مدت کوتاهی به چنین اقدامی نیاز داشته باشد.

در عین حال، اسرائیل باید به تشدید و نزدیکی روابط خود با کشورهای عملگرای عرب ادامه دهد، کشورهایی که به شدت از تجمیع نیروها توسط ایران و ضعف آشکار ایالات متحده ناراحت هستند. در این شرایط، دولت‌های میانه‌رو ممکن است به دنبال جبران ضعف آمریکا با نزدیک‌تر شدن به اسرائیل یا از آن سو، نزدیک‌تر شدن به ایران و حامیان آن، مانند رئیس‌جمهور سوریه، بشار اسد باشند. علاوه بر این، برخی از کشورها احتمالاً تلاش خواهند کرد تا توانایی خود را برای ذخیره سلاح های هسته ای خود افزایش دهند.