چرا حکومت ایران این گونه رفتار می کند که این همه دشمن برای خود می تراشد؟ تفسیر سیاسی هفته؛ نوشتۀ منشه امیر

تفسیر سیاسی هفته
نوشتۀ منشـه امیـر

دانلود فایل صوتی تفسیر

داستان حکومت اسلامی ایران در صحنه بین المللی، قصۀ همان جوانی را به یاد می آورد که پدرش را کشته بود و در دادگاه زار زار تقاضا می کرد که به من رحم کنید، و می گفت من یتیم شده ام.

حالا مدتی است که حکومت ایران بر غرب و به ویژه آمریکا خشم گرفته که چرا ما را مورد تحریم قرار داده اید، و در همان حال شاخ و شانه می کشد که “ما از برنامه های موشکی عقب نخواهیم نشست” و کرکری می خواند که ناوگان آمریکا در خلیج فارس را نابود خواهد ساخت و ادعا می کند که می تواند یک ناوگروه را به آب های اوقیانوس اطلس بفرستد، که نوعی عرض اندام در برابر توان دریایی ایالات متحده در فاصله کمی از سواحل شرقی آن کشور می باشد.

محمد جواد ظریف به دنیا شکایت می برد که تحریم های اقتصادی آمریکا علیه رژیم ایران، با موازین انسانی همخوانی ندارد و قوانین بین المللی را نقض می کند – و در همان حال رژیم ایران هرگونه قواعد اخلاقی و انسانی را زیر پا میگذارد و به قطعنامه های سازمان ملل بی اعتنایی می کند و خواهان نابودی کشورهای دیگر است و سپاهیان خود را می فرستد که مردمان کشورهای دیگر را بکشند.

پدرش را به قتل می رساند و سپس تقاضای ترحم می کند که “من یتیمم”.

یک نمونه دیگر از این رفتار، سوءقصدهای تروریستی رژیم در برخی کشورهای اروپای در شش ماه گذشته بوده است.

درست در همان زمانی که اروپائیان، به طمع سود و معامله، به حمایت از رژیم ایران بر می خیزند و آمریکا را ملامت می کنند که چرا از برجام خارج شده، و برجسب تروریستی به رژیم ایران زده است، آگاه می شویم که قصد داشته اند در همایش سالیانه سازمان مجاهدین خلق در فرانسه، به یک اقدام دهشتناک تروریستی دست بزنند و دو ایرانی در بلژیک و یک دیپلمات رژیم در سفارتخانه در اتریش، در این توطئه دست داشته اند – که همگی آنان بازداشت می شوند.

کوتاه مدتی پس از آن، هلند است که دیپلمات رژیم ایران  را اخراج می کند، بی آن که حکومت اسلامی ایران به مقابله به مثل دست بزند – زیرا می داند که چنین رفتاری باعث بی آبرویی بیشتر رژیم می شود و بهتر است سکوت پیشه کند.

دولت هلند درباره علت اخراج دیپلمات سکوت می کند. ولی این واقعیت آشکار می شود که دستور اخراج ، توسط نهاد امنیتی و اطلاعاتی هلند صادر شده است و سرویس اطلاعاتی هلند، و نه وزارت خارجه آن کشور است که به این دیپلمات دستور می دهد بار و بنه خود را ببندد و راهی بازگشت به کشور خود گردد.

توطئه های تروریستی مشابهی را در دانمارک و آلبانی شاهد بوده ایم که هدف از آن ها کشتن مخالفان رژیم و ازسرگیری قتل های زنجیره ای مخالفان و ترورهای سال های نخستین حکومت، در آلمان و فرانسه و کشورهای دیگر بوده است.

برحسب کدام منطق عمل می کنند که از یک جانب دست گذایی به سوی اروپا دراز کرده اند که “ما را از چنگال آمریکای سلطه طلب   نجات دهید” و در همان حال می آیند و یک رشته عملیات تروریستی را در چندین کشور اروپایی مرتکب می شوند؟

از دیدگاه جناح تندرو در حکومت، این تضاد کاملا منطقی است و استدلال خود را دارد.

این جناح بر آن باور است که هراندازه رژیم ایران در صحنه جهانی منزوی تر گردد و منفورتر شود، آسان تر می توان حصارهای بلندی را در اطراف کشور برپا ساخت که مردم را از تماس با دنیای خارج محروم سازد.

برایان هوک، همان مقام آمریکایی که مامور اجرای تحریم ها علیه رژیم ایران است، می گوید که اگر مردم ایران در سفر به آمریکا با این همه محدودیت روبرو هستند، گناهش به گردن رفتارهای رژیم است.

با پیروی از این منطق، که تیرگی روابط ایران با کشورهای جهان، شستشوی مغزی مردم ایران را آسان تر خواهد ساخت، خمینی از اولین روزی که قدرت را در ایران ربود و بر این سرزمین پاکس مسلط شد، شعار مرگ بر آمریکا را به میان آورد، به این هدف که روابط رژیم جدید ایران با بزرگترین قدرت جهانی، به حداکثر بحران برسد و موجب انزوای ایران در صحنه بین المللی گردد.

در آن روزها، خمینی گفته بود که آرزو داشت که  می توانست دور ایران یک دیوار چین برپا سازد تا ایران کاملا از دنیا جدا باشد و فرهنگ غیراسلامی به آن سرزمین رخنه نکند.

مسلم است که در آن دوران، این خواسته خمینی عملی نبود و امروز نیز با اینترنت و فیس بوک و تلگرام و اینستاگرام و غیره، جنبه خواب و خیال دارد.

برای جناح اصولگرا در حکومت ایران، که در کشورهای اسلامی این گونه افراد را سلفی می نامند، وضع ایده آل آن است که مردم ایران فقیر و ناتوان باشند و کشور در صحنه جهانی کاملا منزوی گردد و آنگاه است که می توان روند اسلامی شدن چامعه را با سرعت پیش برد.

نابراین، هرگاه که کوچکترین احتمالی برای بهبود مناسبات ایران با کشورهای غربی پیش آمده، دست هایی در داخل ایران وارد میدان شده اند که یک بحران تازه و درگیری و ستیز دوباره ایجاد کنند تا با این شعار که دشمن در کنار دروازه کمین کرده، بتوانند به سرکوب مردم ادامه دهند و شکست خود در تامین رفاه شهروندان را توجیه کنند و نیات پلید خویش را لاپوشانی نمایند.

مسلما اگر تحریکات تبلیغاتی خمینی خطاب به شیعیان عراق نبود، صدام حسین به فکر حمله نظامی به ایران نمی افتاد و یک جنگ هشت ساله را به راه نمی انداخت که نیم میلیون نفر از ایرانیان در آن کشته شدند، حدود یک میلیون نفر معلول گردیدند و دو میلیون نفر بی خانمان شدند.

خمینی خود به صراحت علت به راه انداختن این جنگ را افشا کرد و آن را یک نعمت خواند، زیرا به کمک این جنگ بود که توانست دو اصل جهاد و شهادت را در ایرانیان تزریق کند و در راه مذهبی کردن جامعه و نزدیک شدن به ماجرای کربلا به موفقیت هایی دست یابد.

این جنگ به رژیم او امکان داد رقیبان خویش و آنانی را که در به ثمر رسیدن انقلاب ریاکارانه نقش داشتند و اکنون سهم خود را طلب می کنند، سرکوب سازد و یک حکومت یکدست و دیکتاتوری و بدون گروه های دگراندیش به وجود آورد.

مسلما اگر اشغال سفارت آمریکا نبود، دولت واشنگتن ایران را مورد تحریم قرار نمی داد و به صدام حسین در جنگ هشت ساله یاری نمی رساند و این گونه پوزۀ رژیم ایران را به خاک نمی مالید.

ولی حکومت خمینی به اشغال سفارت آمریکا ، که در عرف بین المللی همانند اعلام جنگ علیه یک کشور دیگر است،  دست زد تا خصومتی ایجاد کند که بازگشت پذیر نباشد.

و امروز ملت ایران پیامدهای مصیبت بار آن را در پوست و خون خود احساس می کند و بهای سنگین آن را پرداخته و همچنان می پردازد.

خمینی می گفت» هرچه می کشیم، از دست آمریکای جهانخوار می کشیم. و بر همین وزن می توان گفت که هرچه مردم ایران می کشند از دست این رژیم دشمن سازمی کشد که شیادانه، ملت ایران را قربانی می کند تا به هدف های ناپاک خود برسد.

اکنون چند ماهی است که به شیوه ترورهای سیاسی در اروپا بازگشته اند و می خواهند به این وسیله مخالفات خود را نابود کنند. ولی هدف واقعیشان آن است که نگذارند اروپا ساز و کاری برای دور زدن تحریم ها بیابد و وضع اقتصادی ایران بهبهود پیدا کند و شاید مردم بتوانند زندگی بهتری داشته باشند و آنگاه ممکن است فیلشان یاد آمریکا بیفتد.

از دیدگاه جناح تندرو رژیم، که سپاه پاسداران آن را تحت نظر خامنه ای مدیریت می کند، روابط نظام با کشورهای خارجی، همیشه باید در سطح بحرانی باقی بماند تا بتوان همچنان از وجود دشمن سخن گفت و با این ادعا به سرکوب مردم ادامه داد و عدم مدیریت را توجیه کرد و بحران اقتصادی را اجتناب ناپذیر خواند.

رژیم ایران ادعا می کند که اتهامات دانمارک و هلند و آلبانی و فرانسه و دیگر کشورها در مورد توطئه های تروریستی رژیم ایران در اروپا، زائیده خیالپروری های اسرائیل بوده و حقیقت نداشته است

واقعیت آن است که در همه موارد یاد شده، سرویس امنیت خارجی اسرائیل (موساد) مهمترین اطلاعات را در اختیار فرانسه و هلند و دانمارک و آلبانی قرار داده است. حتی نخست وزیر آلبانی به صراحت تائید کرد که موساد اسرائیل بود که اطلاعات اساسی را در اختیار آن کشور قرار داد.

ولی این ادعای رژیم که “کار کار صیهونیست هاست” از جانب هیچ یک از کشورهای اروپایی قابل قبول نیست، زیرا کار، کار جناح سرکوبگر رژیم ایران است که می خواهد آن کشور فقیر بماند، شهروندان ایران همیشه در رنج باشند و ایرانیان در جهان منفور گردند و گذرنامه ایرانی بی اعتبار باشد

و ایرانیان را به کشورهای دیگر راه ندهند.

از دیدگاه آنان، تنها با این شیوه است که می توانند به حکومت خود ادامه دهند و برنامه های شیطانی خود را عملی سازند و در راه رسیدن به ارزوی بزرگ خود، که همانا تسلط بر جهان اسلام و باقی ماندن در کرسی قدرت باشد، امیدوار بمانند.

ولی در همین روزها از زبان همه دست اندرکاران جناح رقیب می شنویم که با نگرانی بسیار هشدار می دهند که آش خیلی شور شده و این خطر که مردم به خیابان ها بریزند و بخواهند بساط ستم و سرکوب را برچینند بسیار زیاد است.

اورشلیم، شنبه بیست و دوم دیماه خورشیدی، دوازدهم ژانویه ۲۰۱۹

6 دیدگاه‌

  1. قدرت مافوق و برتر از شیطان بزرگ وارد “”صحنه بین المللی و صفحه روزگار”” شده است و در حال ابراز وجود و قدرت نمائی و گسترش مرزها از فرات تا نیل است مصطلح کربلا تا قدس!

    «شیطان بزرگ اصطلاحی است تبلیغاتی که نظام جمهوری اسلامی ایران به طور عمومی اما غیر رسمی بر کشور آمریکا اطلاق می‌کند.»

    «این اصطلاح نخستین بار پس از تسخیر سفارت آمریکا توسط بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران، سید روح الله خمینی بکار برده شد.»

  2. باز هم ضرب المثلی به زبان آلمانی بنویسم که می گوید: کسیکه در دمکراسی می خوابد در دیکتاتوری از خواب بر می خیزد۰ اگر در همان دو سال یا چند ماهی که به اصطلاح از انقلاب سال ۱۹۷۹ می گذشت و دمکراسی نیم بندی در ایران بود مردم خیلی جدی چون موجی در مقابل این نظام می ایستادند و آنرا سرنگون می کردند, امروز کشور به این روز نمی افتاد۰ در مورد فاشیسم قرن بیستم خوانده ایم: فرانکو در اسپانیا, ناسیونال سوسیالیست ها در آلمان, موسیلینی در ایتالیا و استالینیسم در شوروی ولی امروز با فاشیسم قرن بیست و یکم روبرو هستیم که با حمله ارتش روسیه به افغانستان و انقلاب اسلامی در ایران شروع شد۰ آنزمان در رسانه های گروهی غربی جهان را به خوب و بد تقسیم می کردند که مثلا روسها بد و جهادگران (مجاهدین) در افغانستان را خوب می دانستند۰ تا اینکه به امروز رسید که گروههای تروریستی بدتر مانند داعش القاعده طالبان جمهوری اسلامی حزب الله و گروههای تروریستی دیگر روی کار آمدند که همه فاشیستی و دارای رفتار آن هستند و چنان است که اسد با آن همه جنایت که انجام داده و آدم کشته در مقایسه با داعش خوب به حساب می آید۰ رژیم جمهوری اسلامی هم جزئی از فاشیسم قرن ۲۱ است و چه جنایت هایی را که انجام نداده۰ آنچه این رژیم انجام می دهد همان رفتار فاشیستی است و ایکاش مردم ما (اکثریت آنها) در آنزمان به خواب نمی رفتند سر خود را بالا می گرفتند و نه می گفتند, نه اینکه سکوت کرده و سر را به پائین می گرفتند,اگر اینطور می شد ما امروز این وضع را نداشتیم۰ مثالی از جنایت نازی ها بنویسم که شبیه آنرا جمهوری اسلامی هم انجام داده:
    در سال ۱۹۴۴ گروهی از SS ها ماموریت داشتند که از بلژیک به فرانسه بروند در بین راه هنگامیکه قطار آنها از روستایی در فرانسه رد می شد مورد حمله پارتیزانها قرار گرفت و سه واگن از ریل بیرون رفت ولی هیچکدام آسیبی ندیدند۰ آنها دست به حمله تلافی جویانه زدنند پارتیزانها که فرار کردند ولی SS ها به خانه های روستایی رفتند و مردان خانواده را از تختخواب بیرون کشیدند و تعداد ۸۶ نفر را که هیچ کاره بودنند تیر باران کردند۰ جمهوری اسلامی هم کسانی که در درگیری خیابانی مسلحانه به آنها ضربه می زدند نمی توانستند پیدا کنند به جای آن کسانیکه یک اعلامیه خوانده بودند و به زندان افتاده بودند می گرفتند و به جوخه های اعدام می سپردند۰ مثال زیاد است چون فاشیست ها رفتار یکسانی دارند۰

  3. آقای امیر چرا آمریکا این حکومت را آورد و حالا چرا این قدر بهش وقت و فرصت می دهد چرا هنوز سه ماه دیگر نفت سرمایه مردم ایران را می توانند به چند کشور بفروشند مگر اقای ترامپ چند سال دیگر می خواهد بماند چرا آقای اسماعیل بخشی باید ان قدر ازار وشکنجه ببیند

  4. دیدگاه دیگری
    گوته می گوید:” با شناخت، شک و تردید هم رشد می کند”. با گذشت زمان که ملت ایران به آموخته های خود می افزایند و بیشتر این رژیم را می شناسند، در گفتگو با هم بیشتر سوال خواهند کرد و به این رژیم شک می کنند. این رژیم که خود بخشی از فاشیسم قرن بیست و یکم است رفتاری بهتر از این نمی تواند داشته باشد. کارشان از همان ابتدا سرکوب، ترور و دروغ بوده و هست. ما که در اروپا زندگی می‌کنیم، وقتی در ذهن خود سری به میهن و آنچه در اینجا در زمان گذشته اتفاق افتاده مقایسه می کنیم، می توانیم چیزی به آموخته های خود بیفزایم. نازی ها در سال ۱۹۳۳ نژاد پرستی را هدف اصلی خود قرار دادند. ما هم قشری که خود را نژاد برتر می دانند (سیدها) داریم. آدلف هیتلر دو هفته ای بود که بر سر قدرت آمده بود که دفتر صدر اعظم [مرکز قدرت] آتش گرفت. یک هلندی به نام Marinus van der Lubbe که در آلمان زندگی می کرد و ایده مارکسیستی داشت را به این دلیل که دست به این کار زده دستگیر کردند و در محاکمه او را مجبور به اعتراف کرده که او در سال ۱۹۳۴ اعدام شد. هدف نازی ها از این کار، سرکوب و دستگیری مخالفان و خفقان بود که در دهه ۱۹۸۰ وقتی کارشناسان این موضوع را بررسی کردند، به این نتیجه رسیدند که او بی گناه بود. چون او یک خارجی بوده و محل را نمی شناخته دیگر اینکه کار یک تن نبوده و چندین تن در آن دست داشته اند که نازی ها آنجا را خود به آتش کشیدند. رژیم اسلامی هم کار هایی از این نوع انجام داده قبل از اینکه روی کار بیایند سینما رکس آبادان را به آتش کشیدند تا کارکنان شرکت نفت را وادار به اعتصاب کنند و بتوانند زودتر به قدرت برسند. دیگر اینکه انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی که آنرا به گردن یک نفر و یک گروه انداختند ولی کارشناسان گفته اند که دست کم دو روز وقت نیاز بوده تا بمب ها را کار بگذارند که کار خودشان بوده تا بتوانند با داشتن بهانه مردم را بیشتر سرکوب کنند. اگر ایران روزی آزاد شد مردم این چیزها را می توانند بخوانند. کتابی به نام را می شود رایگان از اینترنت دانلود کرد و خواند. پس از رفتن آنها هزاران جنایت رو خواهد شد.

  5. رژیم جبار جنایتکار فاشیست اسلامی ، کشور ایران را اشغال کرده است. جنایتکاران اشغالگر برای بقای خود از هیچ جنایتی رویگردان نیستند و اروپا آنان را حمایت می کند. بیاد داشته باشیم که فاشیسم نخست در اروپا پا گرفت. نکته قابل تامل این است که عده زیادی از وابستگان جنایتکار رژیم به آزادی به آمریکا می روند و حتی شهروند آن کشور می شوند. وجدان های
    اگاه بشریت روزی باید جوابگو باشند که چگونه جنایتکار انی چون ظریف و صدها عامل جنایت دیگر چون یزدی جنایتکار شهروند آمریکا شدند.
    اسراییل تنها کشوری است که هرگز با فاشیست سیاه اسلامی اشغالگر ایران مماشات ننموده است.
    پاینده ایران و پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان ایران.

  6. اقای خاوری روز های ۲۲بهمن،قدرس و…هر سال در صف اول تظاهرات بود،بعد با خیال راحت رفت کانادا،اگر یک فرد معمولی درخواست اقامت آمریکا داشته باشد فقط کافیه یک عکس با چفیه در صف اول تظاهرات روز قدس یا ۲۲بهمن داشته باشد دیگه با اقامت آمریکا باید خداحافظی کند.خانم معصومی ابتکار در اشغال سفارت آمریکا نقش مهمی داشت حالا پسرش در آمریکا و خودش آزادانه در کشور های اروپایی بعنوان نماینده ایران!!!!!امثال خاوری و ابتکار در حکومت ایران زیاد هستند!نه داداش،اصولگرایان چنین چیزی نمیخواهند.این آمریکاست که چنین حکومت و چنین اوضاعی برای ایران میخواهند.اصولگرا و…موج سوار چنین شرایطی هستند.چطور سخنرانی اقای خمینی ۴۰سال قبل ۳سوته به ایران میرسید حالا با این امکانات پیشرفته و سرعت انتشار اخبار شونصدتا اپوزیسیون عجیب و غریب داریم که جز گیج کردن مردم و ممانعت از بوجود آمدن یک رهبری واحد برای مردم کار دیگری نمیکنند.

Comments are closed.