چرا سرکوب و کشتار آبان ۹۸؛ نتیجه ای نداد؟ 

قربانیان آبان ۹۸

حکومت ایران در عرض شش روز از ۳۰۰ تا ۱۵۰۰ تن را در آبان ۹۸ کشت؟  ولی آیا ؟ این کشتار بی‌سابقه که به ظاهر اعتراضات را سرکوب کرد، توانسته خشم نهفته معترضان را نیز پایان دهد؟

در آبان ماه سال گذشته،  بسیاری از شهرهای بزرگ و کوچک ایران صحنه اعتراضات مردم بود؛ اعتراضاتی که با سه برابر شدن یک‌شبه قیمت بنزین آغاز شد اما به سرعت ارکان رژیم ایران  را هدف گرفت.

در آن روزها مردم با اعتراضات مسالمت آمیز شروع کردند و شعارها از اعتراض به وضعیت اقتصادی به سمت اعتراضات سیاسی کشیده شد، معترضین خیابانی  شعار سرنگونی حکومت  را سر دادند و عکس‌های روح الله خمینی و خامنه‌ای را پاره کردند.

رویترز در این گزارش به استناد از  سه منبع نزدیک به بیت رهبری نوشته بود که  دستور کشتار مردم مستقیما از سوی علی خامنه‌ای صادر شده است.

به گزارش این خبرگزاری ، علی خامنه‌ای، در این ایام ، بسیار مضطرب و نگران سقوط حکومت بود به طوری که با  چهره‌ای نگران و نابردبار در انظار عمومی حاضر شد. او کارکنان ارشد امور امنیتی و دولت را گرد خود جمع کرد و فرمانی با این مضمون صادر کرد: «جمهوری اسلامی در خطر است. هر کاری می‌توانید انجام دهید تا به این غائله پایان داده شود. شماها این اختیار را از سوی من دارید».

اگر چه کشتار و سرکوب معترضان در حکومت ایران  بی‌سابقه نیست. اما آنچه کشتار آبان ۹۸ را از سایر سرکوب‌ها جدا می‌کند، ابعاد کمی و کیفی آن است. در سال ۸۸  اوج قساوت نیروهای نظامی آنجا متبلور شد که خودروی نیروی انتظامی از روی پیکر تظاهرکنندگان رد شد و معترضان را از روی پل عابر پیاده به پایین پرتاب کردند.

در آبان ۹۸ اما تا بدانجا پیش رفتند که با هلی‌کوپتر به مردم شلیک کردند و معترضانی را که از ترس تانک‌های نظامی در نیزار پنهان شده بودند به گلوله بستند.

بسیاری از کشته‌شدگان اصلا  تظاهرکننده نبوده و در راه بازگشت از سر کار یا خرید روزانه به خانه هدف گلوله قرار گرفتند

بسیاری با شلیک مستقیم گلوله به سر یا سینه کشته شده‌اند. بسیاری از کشته‌شدگان اصلا  تظاهرکننده نبوده و تنها از محل شلوغی‌ها رد می‌شده‌اند.

خبرگزاری رویترز در گزارش ویژه خود تعداد کشته‌شدگان آبان ۹۸ را ۱۵۰۰ نفر عنوان کرده بود

بر اساس  آخرین گزارشی که سازمان عفو بین‌الملل در روز ۲۶ آبان ۹۹ منتشر کرد، حداقل ۲۳ تن از کشته‌شدگانی که توسط این نهاد نام و مشخصاتشان ثبت شده، کمتر از ۱۸ سال سن داشته‌اند.

اما چرا خامنه‌ای دستور کشتار را در چنین حد و اندازه‌ای صادر کرد؟ شلیک مستقیم از کمر به بالا یعنی دستور قتل.

رضا علیجانی تحلیلگر سیاسی دلیل این دستور خامنه ای را هشدارهایی می‌داند که به طور مشخص پس از اعتراضات دی ماه ۹۶ از سوی نهادهای امنیتی درباره احتمال شورش‌های خیابانی داده شده است.

به گفته علیجانی این نگرانی‌ها به حدی جدی است که حتی نمکی، وزیر بهداشت که حوزه او امنیتی نیست گفته بود: «گزارش‌های امنیتی برای ما می‌آید. این ‌که دوستان از فقر و تهیدستی به سمت طغیان می‌روند، جدی است. رییس جمهوری و نیروهای امنیتی باید به معیشت و عدم شکل‌گیری طغیان فکر کنند.»

یکی از دلایل تعطیل نکردن کسب و کارها در زمان شیوع کرونا نیز ترس از شورش‌های خیابانی در اثر گرسنگی بود.

حسن روحانی نیز پیشتر  گفته بود: «اگر بر اثر کورونا مشاغل و اصناف را تعطیل کنیم، چند وقت دیگر با اعتراضات خیابانی ۳۰ میلیون گرسنه روبه‌رو خواهیم شد.»

 

اما آیا صدور حکم کشتار یا قتل عام معترضان هزینه‌ای برای رژیم هزینه نداشت؟ آیا خامنه‌ای در زمان صدور این حکم به عواقب و هزینه‌های احتمالی آن فکر کرده است؟

رضا علیجانی در این باره به اصل «حفظ نظام از اوجب واجبات است» اشاره کرده و گفت: بر اساس این اصل و باز به نقل از خمینی «برای حفظ نظام حتی می‌توان نماز را هم تعطیل کرد».

او در ادامه افزود:  حفظ نظام برای خامنه ای مهم است ، حتی مصلحت مردم هم نه، بلکه مصلحت نظام را در نظر می‌گیرند. بنابراین هزینه زیاد مهم نیست. وظیفه، دفاع از نظام است، به هر قیمتی که باشد».

رضا علیجانی در پاسخ به این سوال که آیا نظام با این کشتار به هدفش رسیده است؟گفت: در کوتاه مدت بله، اما این دستیابی به هدف از دید او موقت است: «تاریخ نشان داده که اینگونه سرکوب‌ها باعث انباشت خشم و نفرت می‌شوند. جامعه ایران هم به لحاظ رفتار شناسی سیاسی در طول تاریخ همیشه به گونه‌ای بوده که آرام به نظر می‌رسیده اما در زیر این آرامش نوعی  تراکم خشم و نارضایتی وجود داشته، مثل فنری که جمع می‌شود و ناگهان می پرد.»

بنابراین درست است که در کوتاه مدت این اعتراضات را خاموش کردند اما بر خشم و نفرت متراکم و بر فشردگی فنر در حال انفجار افزوده‌اند.