پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 خورشیدی
هفدهم آوریل 2014 میلادی
هفدهم ماه «نیسان» از سال 5774 عبری

 با شادباش عید پسح یهودیان (جشن فطیر)
و عید «پاک» به مسیحیان

 

در بولتن خبری پنجشنبه، شنوندگان را مانند همیشه از رویدادهای مهم منطقه و جهان، و بویژه ه خبرهای مهم روز ایران آگاه ساختیم. خبرهای ایران بیشترین زمان از بولتن خبری امروز ما را به خود اختصاص داد. بخش خبری امروز نیز در 62 دقیقه ارائه شد.

(فشرده ای از شماری از گزارش های مهمی را که امروز در رادیو پخش کردیم، در ادامه این صفحه مطالعه می کنید اما برای آگاهی از همه گزارش ها لطفا صدای برنامه را از طریق امکاناتی که در این صفحه در دسترس شماست، بشنوید).

با دو ترانه برنامه را ادامه دادیم: یک ترانه شاد عبری با صدای ربای آبراهام فرید و نیز ترانه «بهارا» از سالار عقیلی به مناسبت عید «پسح» و جشن بهار یهودیان که این روزها برگزار می شود.

سپس شنونده برنامه «راهی بدیار روشنایی»  ویژه گزارشهای پزشکی بودیم که در 14 دقیقه تهیه و تنظیم شده بود. ده توصیه مهم از پروفسور مجید سمیعی جراح برجسته و صاحب نام جهانی برای مراقبت از مغز انسان ها و اینکه هر فردی باید به چه کارهایی در زندگی روز مره خود دست بزند تا مغز بهتر و کارآتری داشته و از آسیب های مختلف در امان بماند، گزارش محوری این برنامه بود. شاید باور نکنید که حتی پرخوری و کم خوابی می تواند به مغز آسیب بزند. لطفا برای یک زندگی سالم تر این برنامه را بشنوید.

 


برنامه هفتگی «راهی بدیار روشنایی» هر پنجشنبه از رادیوی اسرائیل

(برنامه رادیو اسرائیل را افزون بر همین وبسایت که در آن هستید، می توانید در وبسایت دیگر ما نیز بشنوید:  www.iba.org.il/world  و در آنجا واژه «فارسی» را کلیک کنید).

*          پنجشنبه در نهمین روز از ثبت نام دولت ایران از مردم متقاضی گرفتن یارانه نقدی ماهیانه 500ر45 تومانی، در حالی که وضع اقتصادی کشور وخیم تر شده و بهای ارزهای خارجی بشدت افزایش یافته و بورس تهران نیز این هفته نشانه های بحران جدیدی از خود نشان داد و قیمت طلا هم رو به افزایش نهاد، به گفته بسیاری از کارشناسان اقتصادی، بنظر می رسد که بروز بحران سیاسی در مناسبات ایران و آمریکا بر سر ماجرای حمید ابوطالبی دیپلمات منصوب شده از سوی دولت روحانی به عنوان سفیر بعدی ایران در سازمان ملل و مخالفت آمریکا برای دادن روادید ورود او به خاطر دخیل بودنش در گروگان گیری 35 سال پیش دیپلمات های آمریکایی درتهران، بر وضعیت اقتصادی کشور اثرات منفی گذاشته است. کارشناسان اقتصادی می گویند که این اختلاف که چشم انداز مذاکرات هسته ای را می تواند تحت تاثیر قرار دهد، بر نگرانی مردم ایران، بازار بورس و معامله گران آن و نیز در مجموع بر اقتصاد کشور افزوده است. در چنین وضعیتی امروز نوبت ثبت نام از خانواده هایی در وبسایت refahi.ir  بود که رقم سمت راست کد ملی سرپرست خانواده آنها به رقم هشت تمام می شود. از تازه ترین گزارش ها چنین برمی آید که ممکن است در بهترین حالت میان هفت میلیون تا ده میلیون نفر از گرفتن یارانه صرف نظر کرده باشند اما اعلام رقم کلی منوط  بر پایان روند ثبت نام و اعلامیه دولت در این زمینه است.

*          محمد باقر نوبخت معاون امور اجرایی و برنامه ریزی حس روحانی روز چهارشنبه نیز به دادن وعده و وعید به مردم، جهت تشویق آنها به خودداری از ثبت نام در گرفتن یارانه، اقدام کرد. وی گفت برای انصراف دهندگان «امتیازات ویژه ای» در نظر خواهیم گرفت.  در این میان، صدا و سیما مرتب تبلیغ می کند و حتی در زمان پخش فیلم ها در زیرنویس ها می نویسد: «مردم کشور، با صرف نظر کردن از یارانه، به دولت محترم» کمک کنید. اما آنگونه که از فیسبوک و مکالمه های تلفنی مردم ایران با رسانه های فارسی زبانی چون بی بی سی و رادیو فردا برمی آید، بسیاری از مردم ایران می پرسند، چرا دولت ایران به خود اجازه می دهد که حتی در چنین شرایط مالی وخیم کشور، پولی را که حق ملت است به سوریه و حماس و ستادهای روحانیون بدهد و رهبر نظام نیز کارتل کلان 90 میلیارد دلاری داشته باشد و مالیات ندهد اما از مردم بخواهد که از گرفتن یارانه آنهم درحالی که گرانی ها بشدت افزایش یافته است، صرفنظر کنند.

*          به گزارش رادیوی دولتی ایران، دولت روحانی برآورد کرده است که افزایش بهای آب و برق و گاز که در هفته های اخیر اعمال شده و بین بیست تا سی درصد است، «تا شش درصد تورم را بالا برد نه بیشتر». رادیوی تهران که چهارشنبه این ارزیابی را اعلام کرد، استدلالات اقتصادی این امر را اعلام نکرد. این در حالی است که همین گرانی های تازه موجب شده که بورس تهران با کاهش نرخ سهام روبرو شود. کارشناسان اقتصادی در روزهای اخیر گفتند، بخاطر افزایش نرخ سوخت و آب و گاز و برق مصری در واحدهای تولیدی، سهام آنها شدیداً در بازار بورس حافظیه تهران سقوط  کرده و سرمایه گزاران پول خود را از بورس خارج کرده و دوباره به سوی خرید دلار و طلا روی آورده اند. رادیوی تهران درحالی که ارزیابی دولت را در مورد «اثر شش درصدی افزایش نرخ سوخت و آب و برق و سایر حامل های انرژی بر اقتصاد» اعلام می کرد، این را هم تایید کرد که قیمت دلار آمریکا از روز چهارشنبه حتی به بالاتر از 200ر3 تومان صعود کرده است.

*          روند افزایشی قیمت طلا، سکه و ارز در تهران و شهرهای دیگر ایران ادامه یافت. افزایش نرخ ها از روز چهارشنبه سیر صعودی بیشتری گرفت. در این روز قیمت هر دلار آمریکا با 72 تومان افزایش به نسبت یک روز قبل از آن، به 3200 تومان و هر گرم طلای 18 عیار با 680 تومان نسبت به روز قبل، به یکصد هزار و 770 تومان رسید. هر سکه طلای بهار آزادی طرح جدید، 983 هزار و 600 تومان بود که 2600 تومان نسبت به روز قبل از آن، افزایش نشان می داد. هر یوروی اروپا نیز 4400 تومان معامله میشد که 70 تومان از روز قبل از آن، گران تر بود.

*          تا زمانی که محمود احمدی نژاد دولت را در دست داشت، مراجع تقلید که حامی مهم روی کار آمدن او بودند، گرانی های کمرشکن را نمی دیدند و در حالی که او با بی خردی های خود زیر حمایت همین مراجع تقلید و رهبر نظام، موجب برقراری تحریم های فلج کننده علیه کشور شد و ثروت های باقیمانده ایران را نیز به دست گروه های انحصارگران سپرد، چشم بر واقعیات جامعه بسته بودند. اما حال که هنوز 9 ماه از دولت روحانی نمی گذرد، آیات عظامی که بسیاری از آنها خود و نزدیکان شان به وارد کنندگان کالاهایی مانند شکر مبدل شده و کلان بازرگانان کشور به حساب می آیند، به دولت در خصوص گرانی ها توصیه و هشدار می دهند.

*          آیت الله ناصر مکارم شیرازی مرجع تقلید روز چهارشنبه در قم به دولت روحانی در ارتباط با «گرانی ها» هشدار داد و گفت: «مردم مدام به ما مراجعه می کنند که اخیراً موجی از تورم در جامعه پیدا شده است و آن هم بخاطر بالا رفتن دوباره قیمت آب و برق و گاز و غیره است». شیخ مکارم افزود: «دولت باید به فکر طبقات نیازمند باشد؛ بار تورم بر دوش کارمند و کارگری است که حقوق ثابت دارد نه ثروتمندان؛ دولت فکری به حال گرانی ها بکند و یارانه این افراد باید افزایش یابد». شیخ مکارم شیرازی این را نیز گفت: «دولت باید به فکر جوانان بیکار، حل گرانی و اشتغال و معضل ازدواج جوانان باشد؛ این که تنها عده کمی برای مسائل، فکر و برنامه ریزی کنند، درست نیست....».

*          شیخ نوری همدانی یک مرجع تقلید دیگر هم روز چهارشنبه به دولت روحانی گفت: «چرا بر قیمت ها نظارتی نمی شود؛ چرا اقتصاد پیشرفت نمی کند؟». گفتنی است: مراجع تقلیدی مانند مکارم شیرازی و نوری همدانی خود شان بار سنگین مالیاتی بر دوش دولت و حکومت هستند. آنها پول های کلان از رژیم برای حمایت از نظام می گیرند و به کسی هم عوارض و مالیاتی نمی دهند. آنها در زمان عملکردهای بدور از خرد احمدی نژاد که موجب پاشیده شدن خاک سیاه بر سر اقتصاد ایران شد، سکوت کرده و از او حمایت می کردند.

*          حسین شریعتمداری، سخنگوی رهبر رژیم نیز در روزنامه «کیهان تهران» از اینکه دولت روحانی سعی دارد مردم را از گرفتن یارانه منصرف کند، انتقاد کرد. این عضو سپاه پاسداران و بازجوی اوین که با حمایت از سیاست های هسته ای، سیاست های سرکوبگرانه داخلی و سیاست خارجی تهاجمی حکومت، در برقراری تحریم علیه نظام سهم غیرمستقیم داشته، یکباره در قالب «دلسوز نیازمندان» ظاهر شد و روز چهارشنبه در سرمقاله روزنامه «کیهان» نوشت: «چرا باید خانواری که در تنگی معیشت بسر می برد، سهم خود از بیت المال را برای تأمین بنزین و آب و برق و سایر امکانات عمومی خانوارهای بی نیاز هزینه کند و خود از این مواهب که متعلق به همگان است، غیر از پیآمدهای ناگوار و خسارت بار آن، مانند هوای آلوده ترافیک سنگین، تحمل کم آبی و غیره سهمی نداشته باشد؟». این در حالی است که آقای شریعتمداری و شیخ مکارم شیرازی و شیخ نوری همدانی که در روزهای اخیر یکباره «دلسوز» وضع اقتصادی کشور شده اند، از «نظریه» بنیانگزار رژیم حمایت می کردند که گفته بود: «اقتصاد مال خر است» و «مردم مسلمان انقلابی» در صورت نیاز روزه می گیرند.

*          حسن روحانی در پایان سفر دو روزه خود به استان محروم سیستان و بلوچستان چهارشنبه شب به تهران بازگشت. او چهارشنبه صبح را در شهر زابل (مرکز سیستان) در شمال استان گذراند و پس از چند ساعت، به جنوبی ترین نقطه استان در بندر چابهار رسید و در هر دو جا، در سخنرانی هایی، وعده هایی بدون پشتوانه به مردم محروم و خسته و مأیوس بلوچ را تکرار کرد. روحانی در این سفر چند بار گفت که «امنیت سیستان و بلوچستان باید بدست خود مردم استان تأمین شود». این در حالی است که رژیم بخشی از مردم محروم و فقیر بلوچ را به خیانت و جدایی طلبی و حتی به تروریسم متهم می کند.


روحانی در پایان سومین سفر استانی خود در 9 ماه اخیر به تهران بازگشت
یک نماینده بانفوذ مجلس می گوید: دانایی فر خودش جاسوس «جیش العدل» بوده است.
این درحالی است که روحانی با همسر و طفل شیرخواره دانایی فر ملاقات کرد.

*          همزمان با سفر روحانی به سیستان و بلوچستان و دیداری که با خانواده گروهبان دانایی فر انجام داد، یک نماینده تندروی مجلس مدعی شد که حکومت «قرائنی» دارد که نشان می دهد دانایی فر با «جیش العدل» همکاری داشته و زنده است. سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس چهارشنبه گفت: «قرائنی داریم که آقای دانایی فر در قید حیات است»، و افزود: «اکنون این قرائن به سند و شواهد نزدیک شده و ممکن است که دانایی فر به پاکستان پناهنده شده باشد». این ادعا درحالی است که احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی گفته بود: «خبر جدیدی از وضعیت پنجمین مرزبان ایرانی ربوده شده نداریم» و سخنگوی وزارت کشور نیز گفته بود منبع ادعای نقوی بر وزارت کشور پوشیده است. این ادعای نقوی در حالی بیان شد که حسن روحانی سه شنبه شب در سفر به استان سیستان و بلوچستان با همسر جمشید دانایی فر مرزبان ربوده شده دیدار کرد. خانم الهام طفل یک ماهه خود را نیز در آغوش داشت. او برای شنیدن سخنرانی روحانی به محل رفته بود.

*          هنگام حضور روحانی در سیستان و بلوچستان، گروهی از مأموران جیره خوار حکومتی که هر روز با عنوانی دیگر با اتوبوس و هواپیما به تهران و اصفهان و شهرهای مختلف برده می شوند تا در تظاهرات مورد نظر اصولگرایان شرکت کنند، این بار در دانشگاه زاهدان تجمع کرده و خود را «بسیجی» می نامیدند. این مأموران چند منظوره رژیم این بار خود را «دانشجوی ارزشی» معرفی کرده و زمانی که روحانی سه شنبه شب در دانشگاه زاهدان سخنرانی می کرد، پلاکارد بر سر دست گرفته و به طعنه به او نوشته بودند: «آقای حقوقدان! اینجا دانشگاه است، پادگان نیست». این حقوق بگیران که عکس های آنها نشان می دهد در هر تجمعی از این قبیل در سفارت بریتانیا، تظاهرات روزهای گذشته اصفهان، حمله به کاروان اتومبیل روحانی در زمان بازگشت او از نیویورک به تهران شرکت دارند، این بار در دانشگاه زاهدان مدعی بودند که بخاطر «دفاع» از خون مصطفی احمدی روشن علیه روحانی تظاهرات می کنند. احمدی روشن یکی از کارمندان برنامه هسته ای حکومت بود که ترور شد. اصولگرایان حال بخاطر کشته شدن این افراد در برنامه هسته ای، از روحانی و دولت او زهرچشم می گیرند. مأموران حکومتی در پلاکاردهای خود نوشته بودند: «هیچ کس حق ندارد بر سر انرژی هسته ای معامله کند»؛ «ما به مذاکرات اتمی خوش بین نیستیم».

*          حسن روحانی دیشب در زاهدان تأکید کرد که او  به مذاکرات اتمی خوش بین است، و به گفته وی، «می توان ظرف شش ماه به توافق نهایی اتمی دست یافت». مأموران چند منظوره رژیم در حالی به زاهدان برای تظاهرات علیه روحانی منتقل شده بودند که در سفر او، حتی شیخ مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی امام جمعه اهل سنت زاهدان نتوانست برای استقبال از رییس جمهوری سخنرانی کند. روحانی نیز به نوبه خود مراقب بود که حتی روی شیخ عبدالحمید را به عنوان یکی از مستقبلین نبوسد.

*          در همین حال، خبر رسید که دختر آقای روحانی که پدر را در سفر به سیستان و بلوچستان همراهی می کرد، در منزل مولوی عبدالحمید حاضر شد تا به او و خانواده نارویی تسلیت بگوید چرا که احمد نارویی داماد مولوی عبدالحمید در یک تصادف مشکوک در تلاش برای آزادی مرزبانان ربوده شده، کشته شد.

*          رییس دفتر حافظ منافع ایران به وزارت خارجه مصر احضار شده است. رسانه های عربی گزارش دادند که در پی ارتباط و دیدارهای میان کادر سیاسی جمهوری اسلامی در مصر با برخی از رهبران و فعالان اخوان المسلمین مصر، دولت قاهره رییس دفتر حفاظت از منافع ایران در قاهره را احضار کرد. براساس این گزارش ها، مقامات حکومت مصر به مجتبی امانی رییس دفتر حافظ منافع ایران در قاهره گفتند که از تحرکات و دیدارهای او و سایر اعضای دفتر ایران در مصر، و به ویژه دیدارها با برخی از نیروهای وابسته به اخوان المسلمین خشنود نیستند. مصر در آستانه برگزاری انتخابات مجلس و ریاست جمهوری است و اخوانی ها را تروریست اعلام کرده است.

*          شعارهای گروهی «مرگ بر انگلیس، مرگ برانگلیس» روز چهارشنبه در صحن مجلس شورای اسلامی ایران طنین افکن شد. شماری از نمایندگان جناح اصولگرای حکومت، با کنار گذاشتن همه مشکلات و دغدغه هایی که باید به آنها رسیدگی کنند، با سر دادن َشعار «مرگ بر انگلیس»، می خواستند خشم خود را از بلوکه شدن حساب برخی از مقامات رژیم  در بریتانیا نشان دهند. بریتانیا این هفته پانزده نفر از مقامات رژیم را بخاطر سرکوبگری ها به طور نمادین مورد تحریم قرار داد. این در حالی است که آقای مجید تحت روانچی مقام ارشد وزارت خارجه ایران روز چهارشنبه گفت: «روابط ایران با انگلیس فعلاً قدم به قدم در حال جلو رفتن است». آقای تخت روانچی افزود: «کاردار غیرموقت ایران نیز هفته آینده راهی انگلیس می شود».

*          رییس دستگاه قضایی رژیم ایران شیخ آملی لاریجانی که در هتاکی کردن به غرب ید طولایی دارد و هر بار که سخن می گوید، با بی احترامی کردن، ماهیت خود را نشان می دهد، در آستانه روزی که رژیم ایران بخاطر تولد فاطمه زهرا آن را به «روز زن اسلامی» تغییر داده است، خشمگینانه غرب را در «خصوص نقش زن» مورد توهین قرار داد و سران آمریکا را «مشتی گاوچران بی تمدن که حالا برای دنیا و زنان تعیین تکلیف می کنند و از بلاد اسلام می خواهند با زن چگونه رفتار کند»، نامید. گفتنی است که برادران لاریجانی در ابراز سخنان خشمگینانه علیه غرب، در حالی که خودشان به کلان ثروتمندان کارتل و زمین خواران بزرگ کشور ثروتمند ایران مبدل شده و به اتهامات گسترده مطرح شده در این زمینه پاسخی نمی دهند، سابقه طولانی دارند.

*          براساس گزارش «خبرگزاری دیده بان حقوق بشر کردستان»، حکم اعدام دو زندانی سیاسی کرد «قطعی» شده است. این دو زندانی سیاسی مصطفی سلیمی (ایوبی) و محمد عبداللهی نام دارند. این درحالی است که ماجرای بخشایش قاتل جوانی که فرزند یکی از فوتبالیست های به نام و قدیمی مازندران را کشته بود، زبان به زبان نقل می شود و خبرگزاری «ایسنا» با انتشار عکس های لحظه به لحظه از این «بخشش در ملاء عام» که بامداد روز سه شنبه در شهرستان «نور» در استان مازندران، و تنها لحظه ای قبل از اعدام قاتل فرزند این خانواده داغدار رخ داد، این خانواده دلرحم را به ایرانیان و جهانیان معرفی کرد تا نشان رحمت و پاکدلی ایرانی باشند.


                    در بامداد روز سه شنبه در شهرستان «نور» در استان مازندران طناب دار آماده بود


محکوم را می آورند


جوان محکومی که قتل کرده به بالای صندلی برده می شود و او فریاد عفو می دهد


گردن جوان را درون طناب می کنند


مادر محکوم درپایین عکس فریاد می زند و عفو می خواهد


«عمو غنی» فوتبالیست مشهور قدیمی شهر «نور» (دست راست) و همسر داغدارش می آیند.
«عمو غنی» و همسر غیر از فرزند هفده ساله، پسرک یازده ساله شان بهتاش را هم ده سال قبل از دست داده بودند


آخرین لحظه ها برای جوان محکوم است


اما مادر جوان مقتول که شش سال است داغ دیده، به جلو می رود و از خشم سیلی به صورت محکوم می زند
هیچکس نمی داند لحظه ای بعد مادر داغدار، محکوم را عفو می کند و می بخشد و طناب دار را از گردنش برمی دارد


مادر جوان رهاشده از اعدام به پای «عموغنی» و همسرش می افتد تا پای آنها را ببوسد.

«این بود بخشایش خانواده عمو غنی در شهرستان پرنور نور»
امید که در غم فرزندشان صبور و توانا باشند و نمونه ای از رئوفت ایرانی گردند.

 

رنگین کمان
برنامه هفتگی فرنوش رام با گزارشهای فرهنگی، هنری، ادبی و اجتماعی


دولت آبادی: تلاش بیهوده خشکه مقدس ها در جلوگیری از گسترش هنر و ادبیات

نوشته: فرنوش رام

محمود دولت آبادی نویسنده معاصر ایرانی تلاش خشکه مقدس ها در رژیم ایران برای جلوگیری از گسترش هنر و ادبیات را کوششی عبث دانسته و از آن انتقاد کرده است.

وی در آستانه ی نوروز با حضور در دو گردهمآیی ادبی، یکی در تالار شمس در زمان اعطای جایزه داستان بیهقی و دیگری در محلی در زندان قصر که به قهوه خانه ای برای ادیب دوستان مبدل شده است، گفت «علاقه به هنر و ادبیات  و فرهنگ ایران و این سرزمین، به رغم همه مشکلات همواره پویا خواهد ماند و کسانی که می خواهند جلوی این امر مقدس را بگیرند، کوشش بیهوده می کنند».

دولت آبادی که خود چندی پیش تحلیل «وزیری امیر حسنک» را بر اساس تاریخ ابوالفضل بیهقی ارائه کرد، در گردهمآیی برای اعطای جایزه به بیهقی خوانان جوان کشور، یادآور شد «کار بزرگی که فردوسی دراسطوره پهلوانی و تاریخ انجام داد، بیهقی در تاریخ و نثر کرد».

به گفته او، «خواندن تاریخ بیهقی به ایرانیان کمک می کند که بدانند کجای تاریخ بوده و حال به کجا رسیده اند (منظور؛ به کجا سقوط کرده اند).

دولت آبادی تاکید دارد که «بیهقی به تاریخ نگاه جزمی نداشته است؛ در عین مشاهدات، روابط انسانی را بازگو می کند و در عین نوشتن مناسبات انسانی، تداعی های خود را نیز می نویسد؛ همانگونه که در ادبیات منثور ما نیز رواج دارد».

به گفته دولت آبادی، ادبیات ایران در سالهای گذشته در دوره «فترت» خود به سر می برد و او نیز مانند بسیاری دیگر، فکر نمی کرد که باردیگر ادبیات در میان جوانان کشور شناخته و ارج نهاده شود، و در آن، کوشش و پیگیری و فراگیری متداوم صورت گیرد ولی زمانی که حال می بیند که جوانان ایران حتی به خواندن اثر ابوالفضل بیهقی روی آورده اند، دلشاد و مسرور می شود.

به باور دولت آبادی، در آخرین سالهای حکومت پیشین و سپس در دوره اول جمهوری اسلامی ایران، ادبیات فارسی امروزی وارد دوره فترتی شد ک دستکم بیست و پنج سال طول کشید.

به گفته این نویسنده بزرگ ایران، هشت سال جنگ سهمگین ایران و عراق، ادبیات فارسی معاصر را مورد ضربه جدی قرار داد و تازه وقتی جنگ تمام شد، به توصیف وی: «گیجی پس از آن شروع شد».

دولت آبادی یادآور می شود که در این دوره فترت، در جمهوری اسلامی ایران، ادبیات کلاسیک از جوانهای کشور «به طرز بی رحمانه ای» پنهان نگاهداشته شده و جوانان عاشق ادبیات، دیدند که پشت سرشان خالی است و دربرابر آنها، انواع و اقسام فلسفه ی ادبیات را علم کرده اند.

دولت آبادی می گوید «جوان های با استعدادی در کشور وجود دارند که می توانند این استعداد خود را در ادبیات نشان دهند اما شرایط و دوره فترت 25 ساله اثرات (منفی) خود را نهاده است...ولی با این حال، امروز بار دیگر تجربه هایی آغاز شده است که باید دیگر به بار بنشیند، اما زمان می برد»، چرا که به گفته وی، «وقتی به ممنوعیت انتشار آثار نویسندگان خارج از ایران و محدود شدن چاپ و ترجمه ی ادبیات کلاسیک جهان به فارسی، سرکشی جوانی هم اضافه شود، حاصل چیزی جز وضع (اسف بار) کنونی در عرصه ادبیات نمی تواند باشد».

محمود دولت آبادی به تازگی از مطبوعات ایران نیز که حرفهای او را نادرست بازتاب می دهند، ابراز «خستگی و آزردگی» آشکار کرده بود؛ اشاره اش بویژه به حضور در مراسمی در چند ماه پیش در تهران بود که حسن روحانی نیز در آن شرکت کرد و به حمایت دولت آبادی از رییس جمهوری نظام تعبیر شد اما خود دولت آبادی در این باب، توضیحات زیادی داد و تاکید کرد که نخواسته بود از روحانی حمایت کند مگر آنکه او براستی در تامین وعده های فریبایش در راه آزادی بکوشد.

دولت آبادی در آستانه نوروز همچنین با حضور در یک قهوه خانه متعلق به زندان قصر در تهران در جمع دوستداران ادبیات و نویسندگان سخن گفته و افزوده بود «امیدوارم که روزی همه زندان ها به مکانی برای زندگی مبدل شود».

محمود دولت آبادی نویسنده رمان های قوی «کلیدر» «زوال کلنل»، «جای خالی سلوچ» و «روزگار سپری شده مردم سالخورده»، 74 ساله (زاده امرداد 1319 خورشیدی)، از کارگری در شهر سبزوار به بازیگری  در صحنه تئاتر تهران و آنگاه به نویسندگی و ادبیات روی آورد و بیش از پنجاه سال است که قلم می زند.

او با وجود سفرهای متعدد به خارج از ایران، در سخت ترین سالهای سرکوبگری جمهوری اسلامی نیز نخواست که کشورش را ترک کند.

جمله معروف محمود دولت آبادی این است: «نوشتن برای من همواره با درد و رنج همراه بوده است».


محله «عودلاجان» یکی از قدیمی ترین محله های یهودیان در تهران بازسازی می شود

نوشته: فرنوش رام


محله عودلاجان دوباره وعده مرمت و بازسازی گرفت
شهرت محله عودلاجان در جنوب تهران به وجود هزاران یهودی در آن بود

محله «عودلاجان» در جنوب تهران یکی از قدیمی ترین محله های پایتخت که اکنون از فقیرترین نقاط این کلانشهر هیولایی محسوب می شود، تا گذشته ای نه چندان دور، یکی از مهم ترین محله های یهودیان ایرانی بود که در این کشور باستانی زندگی می کردند.

خبرگزاری «ایرنا» این روزها در گزارشی با عنوان «شاید بهار عودلاجان نیز فرا رسیده است»، به نقل از مسئولان طرح مرمت بافت تاریخی «عودلاجان»، ابراز امیدواری کرده است که با آمدن بهار، شاید زمستان این منطقه به پایان برسد و این ناحیه سرانجام پس از قول دادن های مکرر مسئولین، احیاء شود.

هرچند که در گزارش «ایرنا» هیچ اشاره ای به هزاران نفر از ساکنان یهودی این منطقه و حضور سالهای طولانی آنها در این بخش از تهران قدیمی نشده است، اما این گزارش در خصوص از سرگیری تلاش ها برای احیای این منطقه، دل ما را نیز شادمان کرد.

این گزارش تاکید دارد که «پس از دو سال ناکامی در طرح مرمت و احیای این بافت تاریخی، اداره میراث فرهنگی تهران پاییز گذشته در نشستی با شرکت کارشناسان، راههای بازگرداندن سرزندگی به این منطقه را بررسی کرده است».

باید بگوییم که محله «عودلاجان» در نقشه کنونی کلانشهر هیولایی تهران، منطقه دوازدهم پایتخت به حساب می آید، که مناطقی از ابتدای بازارچه تا سه راه جواهری و سرای حاجیان تا خیابان پانزدهم خرداد کنونی را دربر می گیرد. یعنی از غرب به خیابان ناصرخسرو، از شرق به ری، از شمال به امیر کبیر و از جنوب به خیابان پانزده خرداد یا بوذرجمهری قدیم وصل می شود و سه محله اصلی امامزاده یحیی، پامنار و ناصرخسرو را در برمی گیرد.

خیابان «چراغ برق» و محله های ارگ، دولت، سنگلج در این منطقه از «عصر ناصری» رشد  کرد.

منطقه یهودی نشین «عودلاجان» به دلیل وجود بناهای تاریخی متعدد در آن، بسیار غنی است.


یکی از خانه های زیبا و مرغوب اعیانی بازمانده در محله عودلاجان

اما برخی املاک و مغازه های بازارچه «عودلاجان» برای  برخی بازاریان و کسبه محل کارکرد انبار را دارد و در دو سال گذشته، اکثر کسبه بازارچه «عودلاجان» نتوانسته اند مغازه های خود را برای خرید و فروش باز کنند.

گزارش «ایرنا» نیز به این امر اشاره کرده و می گوید بازارچه «عودلاجان» در شب ها پاتوق معتادان شده و امنیت و سامانی ندارد؛ امری که رفت و آمد و زندگی ساکنان کنونی آن را با مخاطراتی روبرو کرده و طبیعی است که تا این امر سامان نیابد، روز «عودلاجان» نیز بازسازی نخواهد شد- حتی اگر ظاهراً مدرن سازی گردد.

باید بگوییم که یهودیان ایرانی به یاد بزرگان خود و والدینشان که روزگاری در محله «عودلاجان» زندگی می کردند، یک وبسایت دیدنی درست کرده اند با نشانی:

www.7dorim.com

7dorim در زبان عبری به معنی هفت نسل است. زمانی که وارد این وبسایت می شوید،  صدای آواز سنتی با صدای خواننده یهودی روح الله دردشتی به گوش می رسد. روح الله دردشتی درآخرین سالهای عمر خود در اسرائیل زندگی می کرد و با رادیو اسرائیل نیز مصاحبه هایی برای یادگار در تاریخ ضبط کرد.


کنیسای «عزرا یعقوب» یکی از چند کنیسای باقیمانده از یهودیان در محله «عودلاجان» برقرار هستند.
شمار یهودیان در ایران و تهران بشدت پایین آمده است .
اما همچنان محلهای باستانی و مذهبی آنان حفظ می شود.

نشریه «میراث» در تهران چندی پیش در مطلبی با نام «همسایه ی یهودی» نوشته بود: «سالهای زیادی از حضور پر رنگ هموطنان و همسایگان یهودی مان در محله ی عودلاجان نگذشته است. با وجودی که تاریخ فاصله ی عمیقی بین ما (منظور؛ مسلمانان) و آنان (منظور؛ یهودیان ایرانی) انداخته است، هنوز هم در محله ی عودلاجان، نقش و نگاری از حضور کلیمیان وجود دارد. بناهای بازمانده، مردمان قدیمی و وقایعی که سینه به سینه نقل می شود، این قوم را در کنار مان زنده نگاه می دارد».

نشریه «میراث» افزوده بود: «کثرت هموطنان یهودی در  راسته ی بازارچه ی عودلاجان، این محله را به منطقه یهودیان تهران شهرت داده بود. حضور و همزیستی مسلمان و یهودی در کنار هم، بخش مهمی از تاریخ تهران است و نباید فراموش کرد که همسایگان یهودی با دانش و درایت اقتصادی خود سال های پر رونقی را برای عودلاجان رقم زده بودند».

نشریه «میراث» یادآور شده بود که مهم ترین اثر بازمانده از یهودیان در این محله، کنیساهای آنان است که ارزش اجتماعی، گردشگری و فرهنگی بسیاری دارد و از جمله می توان به کنیسای «عزرا یعقوب» اشاره کرد، که اکنون در خیابان پانزده خرداد، بازارچه ی عودلاجان، کوی حکیم، پلاک شانزده واقع است.

دو کنیسای  دیگر یهودیان در این محله، کنیسای «حکیم آشر» و «ملا حنینا» است. کنیسای «حییم» در این منطقه نیز یکصد و سی سال قدمت دارد.

گفتنی است که در کنار یهودیان، زرتشتی های اندکی نیز در گذشته در این محله زندگی می کردند اما زرتشتی های پایتخت نیز مانند یهودیان و مسیحیان بسیاری، ایران را ترک کرده اند.

برخی ازمشاهیر تاریخ معاصر ایران، مانند خاندان قوام الدوله و مستوفی و نخستین وزیر فرهنگ دوره پهلوی، حسن مدرس نماینده مجلس و شخصیت دوران مشروطیت در «عودلاجان» ساکن بوده اند. «خانه مدرس»، «باغ ملک الشعرا»، «کاخ گلستان» و «بنای مسعودیه» نیز در این منطقه قرار دارند.

خانه های پراتاق این محله از تهران در عرف عوام به «خانه قمر خانم» معروف بوده است. یعنی خانه هایی که اتاق های وسیع بسیاری دراطراف یک حیاط بزرگ با  حوض های اکثراً وسیع داشته و معمولا در هر یک از اتاق ها یا هر دو اتاق، یک خانواده با چندین و چند فرزند و حتی مادربزرگ ها و پدربزرگ ها با هم، زندگی می کرده اند.

«عودلاجان» تا اواسط دوره پهلوی جایگاه اجتماعی داشت اما در  دهه چهل خورشیدی، مردم آن با بهبود وضع اقتصادی و از جمله یهودیان، اندک اندک این محله را ترک کردند و به سوی محله های بهتر شهر کوچ کردند.




منشه امیر یکی از یهودیان زاده شده در محله قدیمی «عودلاجان» در جنوب تهران

آقای منشه امیر یکی از یهودیان ایرانی زاده شده در محله «عودلاجان» است که ایام کودکی و نوجوانی خود را در خانه ای در کوچه «تکیه رضا قلی خان» سپری کرد. او با والدینش در یکی از همان خانه های قدیمی با حوضی بزرگ و اتاقهایی که هریکی دو تای آن متعلق به خانه اجاره نشینی یک خانواده یهودی بود، زندگی می کرد و همانجا تحصیل کرد و فرانسه آموخت و از آنجا به روزنامه کیهان تهران به سرپرستی زنده نام مصطفی مصباح زاده راه یافت.

هفت سال پیش، در سال 1386 خورشیدی، بنا به تصمیم وزارت آموزش و پرورش اسرائیل، در پی سخنرانی منشه امیر، روزنامه نگار ایرانی الاصل در اورشلیم، مدارس اسرائیل موضوع سابقه محله های قدیمی تهران را در کتاب های درسی قرار داند تا نوجوانان اسرائیلی با محله های قدیمی پایتخت ایران آشنا شوند.

وزارت آموزش و پرورش اسرائیل به دنبال سخنرانی منشه امیر در باره «عودلاجان» محله زادگاه او در جنوب تهران، تصمیم گرفت که در کتاب های درسی مدارس اسرائیل، درسی را با عنوان محله های قدیمی ایران و تهران در موضوع های کتاب های درسی مدارس این کشور قرار دهد.

این مقاله را در رادیو فردا در باره زندگی منشه امیر در کودکی و نوجوانی در محله «عودلاجان» مطالعه کنید:

http://www.radiofarda.com/content/f4_Israel_lesson_Tehran_district/439437.html

 

همزمانی عید «پسح» و عید «پاک» و حال و هوای اورشلیم در این دو عید

نوشته: فرنوش رام


راهپیمایان مسیحی «قواسین» یا «مارکزمن»
 در راهپیمایی عید پاک در کلیسای قبر حضرت عیسای مسیح در اورشلیم

امسال نیز مسیحیان جهان همزمان با یهودیان دنیا، دو عید  مهم «پاک» و «پسح» را در تقارن زمانی با یکدیگر برگزار می کنند. هر سال، همزمان شدن این دو عید بزرگ، حال و هوایی ویژه به اماکن تاریخی اورشلیم، سایر نقاط مذهبی و باستانی اسرائیل و کرانه باختری مانند شهر بیت اللحم و ناصره می دهد.

از آنجا که عید «پسح» در شب پانزدهم ماه عبری «نیسان» آغاز می شود، جشن بهار و آزادی نیز نام دارد و در این روزها، مسیحیان کاتولیک و پروتستان، آیین های عید «پاک» را در اماکن شرق اورشلیم و شهر بیت اللحم برگزار می کنند.

آدینه ای که پشت سرگذاشتیم، «جمعه پاک» بود و شنبه نیز «شنبه نور» که یک روز پیش از عید «پاک» است، که به باور مسیحیان، عروج مسیح است و لذا دسته های راهپیمایان مسیحی موسوم به «کمانداران» (که عربها آنها را «قواسین» و در انگلیسی «مارکزمن» می نامند) در محله های شرق اورشلیم به حرکت درمی آیند.

راهپیمایان مسیحی در حرکت خود در شرق باستانی اورشلیم به «کلیسای قبر» می رسند؛ جایی که روح عیسای مسیح در پی مصلوب شدن در روز آدینه، بر اساس باور مسیحیان در روز یکشنبه به آسمان عروج می کند؛ چه بسا که در کتاب مقدس مسیحیان «عهد جدید» (نیو تستامنت) آمده است که مسیح سه روز پس از به صلیب کشیده شدن، به آسمان عروج نمود.

در سراسر دنیای مسیحی نیز عید «پاک» با نشانه های آن، از جمله تخم مرغ ها و گردهمآیی های اعضای خانواده ها در کلیساها و میهمانی های خانوادگی در حال برگزاری است و تعطیلات روز دوشنبه نیز روز آسوده دیگری برای کارمندان و مراکز دیگر را هدیه کرده بود.

امسال آیین های عید «پاک» از سوی مسیحیان فلسطینی در حالی برگزار شد که با بن بست در روند  صلح اسرائیلی- فلسطینی، ولی با شادی فلسطینی ها در پذیرش «دولت مستقل فلسطین» از سوی نهادهای بین المللی وابسته به سازمان ملل متحد همراه بود.

همچنین در این روزها، هزاران نفر از یهودیان فرانسه و آمریکا برای گذراندن عید «پسح»، که یهودیان ایرانی به آن جشن «فطیر» نیز می گویند، به اسرائیل آمده  و هتل های اورشلیم و شهرهای دیگر، از این مسافران خارجی پر شده است. اکثر آنان را خانواده های مذهبی و سنتی در میان یهودیان ساکن کشورهای  غربی تشکیل می دهند.

 

رنج بهاییان: پدر اعدام شد؛ سی سال بعد؛ فرزندان و عروس ها در زندان

تنظیم از: فرنوش رام


تندیس «مادر» (عکس زینتی است)
نامه یک بهایی به مادر مظلومش از زندان رجایی شهر کرج

در روزهای گذشته رییس دستگاه قضای بدور از عدالت ایران، شیخ آملی لاریجانی، و معاون او، شیخ ابراهیم رییسی، مدعی شدند که بهاییان در ایران تحت ظلم نیستند و کسی از آنان از حقوقی محروم نشده و هر بهایی که محاکمه شده است، به ادعای آنها «جاسوس» بوده است.

آملی لاریجانی و رییسی با مطرح کردن چنین ادعاهای کذبی، پیرو گوبلز هستند که این دست راست هیتلر نیز بر این باور ابلهانه بود که «هر چه دروغ بزرگ تر تحویل خلق بدهید، باورش برای آنها آسان تر است».

گوبلز در قرن گذشته این تراوشات مغز بیمار خود را فریاد می زد اما ملایان در دنیای مدرن امروزی که آگاهی انسانها بشدت افزایش یافته است، به زعم خود، در تلاش خوراندن تبلیغات جعلی به مردم هستند، هرچند که خود نیز می دانند  کسی این ادعاهای آنها را باور نمی کند.

 


زنده یاد رحیمیان پدر خانواده که در سال 1362 بخاطر دیانت بهایی اعدام شد
همسرش جسد را سال بعد در گورستان خاوران یافت
سی سال بعد، دو پسر او از جمله کامران رحیمیان و  عروس ها در زندان رژیم هستند
در عکس نوه ای که هم مادر و هم پدرش در زندان اوین و رجایی شهر هستند دیده می شود
آملی لاریجانی با گستاخی هفته گذشته گفت: هر بهایی که محاکمه شده جاسوس بوده است.
سران حکومت با این دروغ گویی ها پیروی از گوبلز را اثبات می کنند.
 

آه مادر؛ مادر مظلوم خانواده؛ سی سال دربدری و سرگشتگی در جستجوی جسد شوهر؛ برگرداندن اموال و سرکشی به فرزندان و عروس ها در زندان و تیمارخواری نوه ها.

(آری. این است حکایت بهاییان ایران). از محروم شدن شان از تحصیل و کار در ادارات دولتی دیگر نگوییم که «اظهر من الشمس» است).

از نامه کامران رحیمیان یک زندانی سیاسی که پدر خود او نیز سی سال پیش در اوایل بهار اعدام شده بود:

نامه به مادر:

مادرم! سی سال از تاریخ وصیت نامه پدر می گذرد؛ وصیت نامه ای که همان چند خط کوتاهش هم نیمه کاره رها شده بود و جمله آخر نیز خط خورده بود. در آن به ما فرزندان توصیه کرده بود تا از تو، مادر، حرف شنوی داشته باشیم؛ به تو احترام بگذاریم و از تو مراقبت کنیم.

مادر! پدر رفت و تو ماندی؛ او رفت برای راهش و اعتقادش؛ تو ماندی در راهت و با اعتقاداتت؛ نمی دانم اگر حق انتخاب داشتی رفتن را انتخاب می کردی یا ماندن را. جنس کار او گذشتن از زندگی بود و چشم بستن بر دنیا و خانواده، و جنس کار تو، پذیرش مشکلات بود و ساختن دنیا و خانواده.

چه توصیفی می تواند سنگینی این سی سال را بر دوش تو، مادر، بیان کند و یا گویای نقش تو در میان ما باشد. از سنگینی تجاربی مانند وقتی که در بهار 62 از خانه مان اخراج مان کردند و تنها اجازه دادند یک چمدان کوچک برای سه نفرمان برداریم و تو نیمی از این چمدان را به گذاشتن کتاب های من اختصاص دادی، و یا سال ها کار شبانه ات و پرستاری از بیماران در خانه هایشان و کارهای دیگری که برای امرار معاش و کسب درآمدی برای خانواده ما می کردی؟ از کدام بگویم؟.

مادرم! سال 62 را به دنبال خبری از پدر به زندان های گوهردشت و اوین می رفتی و بخشی از آن سال را هم در پی مصادره اموال با بی خانمانی گذراندی تا در فروردین 63 که پیکر پدر را در خاوران آرمیده یافتی.

مادر، پس از گذشت سی سال، تمامی سال گذشته، سال 92 را برای دیدار با یکی از عروس هایت به اوین رفته ای و برای دیدن من و برادر به گوهردشت کرج آمده ای و بر سر مزار عروس دیگرت فرشته به خاوران می روی و باز برای نگهداری دو نوه ات خانه را رها می کنی.

مادر! یک جمله ساده می گویی که یک شنبه ها باید با عروسم در اوین ملاقات کنم؛ چهارشنبه ها با نوه ها به ملاقات پسرانم در زندان گوهردشت برنامه داریم؛ دایم بین این زندان ها «هروله» می کنی.

وقتی با نوه هایت به ملاقات ما می آیی و با تلفن در کابین ها با یکدیگر از پشت تیغه شیشه ای کمی صحبت می کنیم، تو می ایستی و ما را نگاه می کنی. می دانم چه در دلت می گذرد.

مادر! تو از سال 62 تا 92 برای احقاق حقت بارها به شورای عالی قضایی تا دادستانی و ریاست مجلس و معاونت ریاست جمهوری مراجعه کرده ای...و از هیچکدام نتیجه نگرفته ای.

مادر!  تو این راه سی ساله را با ایمانت و برای اعتقادت به دیانت بهایی پیمودی و اگر قرار شود در پایان این سی سال، مثل بازنشستگی با ملاک این دنیایی، به شرایط تو رسیدگی شود، حداقل کاری که دولتمردان ایران می توانند انجام دهند این است که با اعطای کامل حقوق شهروندی، بدون هیچ استثناء و اگر و مگر، به تو و همه ایرانیان با هر دین و مذهبی و با هر قومیتی، مرهمی شوند برای همه کاستی هایت.

مادر! به نشان احترام برای تمام این سی سال تنهایی و محرومیت و این حمایت و مهرِ بی کرانت، هیچ کاری نمی توانم بکنم مگر نوشتن همین یادداشت از زندان رجایی شهر (یا همان گوهردشت کرج)، که بگویمت: سپاس مادر رنج کشیده بهایی ایرانی.

کامران رحیمیان زندانی بهایی

چهاردهم فروردین 1393
زندان رجایی شهر کرج


محمد نوری زاد فعال حقوق بشر که خود از مدافعان نظام بود اما حال از رژیم برگشته
بر پای فرزند خانواده رحیمیان که پدربزرگش را رژیم بخاطر دیانت بهایی اعدام کرد
و هم پدر و هم مادرش در زندان رژیم هستند، بوسه می زند.
(عکس سال گذشته از وبسایت آقای نوری زاد درتهران برگرفته شده است>

 

                                 پادکست رادیو اسرائیل (فایل صوتی برنامه)

  در جستجو ( Search) در ابتدا پادکست را پیاده کنید سپس App Store در بخش جستجوی پادکست، عبارتRadio Israel in Persian      یا    Radio Israel یا کلمه ساده Radis  و یا به فارسی «رادیو» یا «رادیو اسرائیل » را جستجو کنید.

  جوانان عزیز، پادکست برنامه های روزانه رادیو اسرائیل را به دوستان خود در هر جای جهان توصیه کنید.

  آسان ترین، با کیفیت ترین و بی دغدغه ترین راه برای شنیدن برنامه رادیو اسرائیل، که در خدمت شماست.

- امکانی جدید برای شنیدن برنامه رادیو اسرائیل: اگر از دستگاه GLWIZ در هر جای جهان، و یا از اپلکیشین آن و یا برنامه نرم افزاری آن در کامپیوتر استفاده می کنید، به بخش Radio در GLWIZ رفته و «رادیو جهانی» را انتخاب کنید که چهار بار، در شبانه روز (از جمله از ساعت 18:30 شامگاه به وقت ایران) برنامه رادیو اسرائیل را پخش می کند.

Share

اشتراک گذاری:

چاپ   بالای صفحه


© Radio Israel

نقل اخبار رادیو اسرائیل، با ذکر منبع و بدون تحریف و سانسور مجاز است