یکشنبه هشتم شهریور 1394 خورشیدی
سی ام اوت 2015 میلادی
پانزدهم ماه «ایلول» از سال 5775 عبری


نخست وزیر اسرائیل که از ایتالیا دیدن می کند گفت که با استفاده مسالمت آمیز از انرژی هسته ای هیچ مخالفتی ندارد، ولی مشکل آن است که انرژی صلح آمیز به این همه تاسیسات نیازی ندارد و تنها برای تولید بمب هسته ای است که این دستگاه ها مورد لزوم  است. بولتن خبری امشب در59 دقیقه ارائه شد.

(شماری از گزارش های خبری برگزیده امروز را در ادامه این صفحه مطالعه می کنید اما برای آگاهی از متن کامل گزارش ها توصیه می کنیم صدای اخبار را از طریق امکاناتی که در این صفحه در اختیار شما قرار دارد بشنوید).

در برنامه "صدای شما در صدای اسرائیل"، این بار از شنوندگان پرسیدیم که دو سال ریاست جمهوری حسن روحانی را چگونه ارزیابی می کنند. ولی این بار نیز دو شنونده طرفدار رژیم کوشیدند سخن را از این موضوع منحرف کنند و آن را به رفتارهای اسرائیل بکشانند و ادعاهایی مطرح ساختند که در جا به آن ها جواب داده شد.


 "ارزیابی دو سال ریاست جمهوری حسن روحانی"

      

*          نخست وزیر اسرائیل گفت: با بهره گیری ایران از انرژی هسته ای در امور مسالمت آمیز هیچگونه مخالفتی نداریم – ولی مشکل آن است که رژیم ایران در زیر پوشش این برنامه قصد تولید بمب هسته ای دارد. بنیامین نتانیاهو پیش از دیدار با ماتئو رانتسی نخست وزیر ایتالیا در شهر فلورانس، با بیان این سخنان افزود: «توافق هسته ای کنونی، به حکومت اسلامی ایران امکان می دهد برنامه های اتمی خود را برای هد ف های نظامی و جنگی گسترش بخشد». او گفت: «برنامه های اتمی کنونی رژیم ایران با استفاده مسالمت آمیز از انرژی هسته ای ارتباطی ندارد و تنها هدف این برنامه ها رسیدن به بمب هسته ای است.

 
دیدار و گفتگوی دوستانه بین نخست وزیران اسرائیل و ایتالیا در شهر فلورانس

*          نخست وزیر اسرائیل که در چند روز اخیر در ایتالیا به سر می برد شامگاه روز گذشته با ماتئو رانتسی نخست وزیر آن کشور در شهر فلورانس دیدن کرد. از جمله مطالبی که در این دیدار مورد بحث قرار گرفت همکاری های گسترده اسرائیل و ایتالیا در امور تکنولوژی و کشاورزی وعلمی بود. سران دو کشور اوضاع خاورمیانه  و امر مبارزه با ترور را نیز مورد بررسی قرار دادند و نخست وزیر اسرائیل دیدگاه های خود را علیه برنامه های اتمی رژیم ایران به تفصیل بیان کرد.  

*          نتانیاهو به خبرنگاران گفت: «ما هیچ مخالفتی نداریم که ایران از انرژی هسته ای برای امور غیرنظامی بهره برداری کند. ولی شوربختی در این جا است که با رسیدن به توافق وین، حکومت ایران نه فقط همه زیربناهای اتمی را حفظ  می کند، بلکه قادر است حتی آن را بیش و بیشتر توسعه دهد». نخست وزیر اسرائیل گفت: «برای بهره گیری از اتم در امور مسالمت آمیز هیچ نیازی به این همه تاسیسات گسترده اتمی وجود ندارد».  

*          نخست وزیر در توضیح دیدگاه های خویش افزود: «به موجب توافق وین، همه سانتریفوژهای رژیم ایران در جای خود باقی می ماند و حکومت در ظرف 13 سال خواهد توانست هر اندازه و هر تعداد سانتریفوژ را که بخواهد راه اندازی کند و هر اندازه اورانیوم را که مایل باشد غنی کند و غلظت اورانیوم را تا هر درصدی که مایل باشد بالا برد». نتانیاهو گفت: «این وضع به حکومت تروریست پرور اسلامی در ایران، که فتنه گری هایش تا دور دست نیز می رسد امکان می دهد به آستانه یک زرادخانه بزرگ اتمی نزدیک شود».  

*          نخست وزیر افزوده گفت: «در سالیان دراز پیش رو، با برچیده شدن تحریم ها رژیم ایران میلیاردها دلار پول دریافت خواهد کرد و این درآمد را برای عملیات تروریستی و تجاوز کارانه در خاورمیانه، شمال آفریقا و حتی فراتر از آن هزینه خواهد کرد». این سخنان در حالی بیان می شود که پرزیدنت اوباما در یک ارتباط  ویدئویی – اینترنتی با سران جوامع یهودی آمریکای شمالی گفته بود که "برجام" راه های رسیدن حکومت ایران به تسلیحات هسته ای را می بندد. این ارزیابی پرزیدنت اوباما از جانب همه سران اسرائیل و رهبران احزاب صیونیستی کشور رد شده است.  


نخست وزیر اسرائیل: ایران حق استفاده مسالمت آمیز اتمی را دارد و نه بمب اتم

*          پرزیدنت اوباما همچنین گفته بود: «آنانی که اعلام می دارند خواهان رسیدن به یک توافق بهتر هستند، در واقع می گویند که فکر نمی کنند  که ایران باید دارای یک برنامه صلح آمیز هسته ای باشد». نخست وزیر اسرائیل در دیدار با همتای ایتالیایی خود در شهر فلورانس به او گفت که دو کشور می توانند در امور بین المللی و کمک به دیگر کشورها بهترین همکاری ها را با هم داشته باشند. نتانیاهو به ماتئو رانتسی نخست وزیر ایتالیا گفت: «دو کشور ما از طریق همکاری با یکدیگر خواهند توانست کمک های زیادی به کشورهای دیگر جهان بکنند».  

*          نخست وزیر اسرائیل از استقبال گرم دولت ایتالیا که در شهر فلورانس از وی به عمل آمده بود سپاسگزاری کرد و گفت: دیدار دو ماه پیش آقای رانتسی از اسرائیل در گسترش مناسبات دو کشور بسیار موثر بود. ماتئو رانتسی نخست وزیر ایتالیا دیدار با همتای اسرائیلی خود را بسیار سودمند خواند و از لزوم تحکیم روابط دو کشور سخن گفت. نخست وزیر اسرائیل عملیات جنایتکارانه "داعش" را که به نام اسلام انجام می شود به شدت محکوم دانست. وی افزود: ظاهرا وحشیگری های داعش است که افکار عمومی جهان را به خود معطوف داشته است. ولی یک حکومت اسلامی دیگر نیز وجود دارد که خطر آن کمتر از داعش نیست و آن، حکومت اسلامی ایران است که می خواهد بمب اتمی بسازد. نخست وزیر اسرائیل در دیدار با همتای ایتالیایی خود سخنان خود را بازگو کرد که در آن گفته بود: ما با استفاده مسالمت آمیز ایران از انرژی هسته ای مخالفتی نداریم – ولی شوربختی در آن است که رژیم ایران این برنامه ها را برای تولید بمب هسته ای می خواهد.  

*          یک مقام مسئول در حکومت اسلامی ایران اعلام داشت که به رهبر ارکستر سمفونیک آلمان اجازه ورود به ایران داده نخواهد شد – زیرا او تابعیت اسرائیلی نیز دارد. سخن از موسیقدان بزرگ دانیل بارنباوم است که در ازای ابراز همبستگی با فلسطینی ها دارای شهروندی فلسطینی نیز می باشد و همچنین تابعیت آرژانتینی و شهروندی آلمانی دارد. بارنباوم به پیکار در حمایت از فلسطینی ها شهرت دارد و تا کنون چند بار در شهر رام الله مرکز حکومتی رژیم خودگردان فلسطینی کنسرت دوستی برگزار کرده است.

 
دانیل بارنباوم موسیقیدان بزرگ و تلاشگر صلح که رژیم ایران او را مردود دانست

*          علیرغم این سوابق، در تهران حسین نوش آبادی سخنگوی وزارت ارشاد اسلامی امروز گفت: برای آن که ارکستر سمفونیک آلمان بتواند در یک اقدام فرهنگی به تهران سفر کند باید رهبر ارکستر آن تغییر یابد. نوش آبادی گفت: «فرد پیشنهاد شده به لحاظ ملیت و هویت به رژیم صهیونیستی منتسب است». یادآوری می شود که دانیل بارنباوم یک یهودی است. قرار بود این کنسرت حدود شش هفته دیگر برگزار شود.  

*          در اورشلیم خانم میری رگب وزیر فرهنگ و ورزش اسرائیل امروز این تصمیم را محکوم دانست و گفت: جای تاسف بسیار است که به جای آن که آلمان به حکومت اسلامی ایران پاسخ نه بدهد، رژیم ایران بود که به یک هنرمند بین المللی و  دارای شهرت جهانی، به علت شهروندی اسرائیلی او پاسخ رد داد. خانم میری رگب گفت که اصولا ارکستر سمفونیک آلمان نمی بایست به فکر اجرای کنسرت در حکومت اسلامی ایران بیافتد – و افزود که مخالفت خود را پیشتر به آگاهی وزیر فرهنگ آلمان رسانده بود.   

*          رهبران احزاب اوپوزیسیون در پارلمان اسرائیل امروز قصد دولت آقای نتانیاهو را مورد انتقاد شدید قرار دادند و او را متهم ساختند که با این کار می خواهد رادیو و تلویزیون ملی اسرائیل را که با استقلال کامل کار می کند، به زیر سلطه  دولت درآورد.

*          رییس مجلس شورای اسلامی علی لاریجانی که برای شرکت در یک همآیش جهانی به نیویورک رفته است، در سخنانی گفت که رژیم اسلامی ایران خواهان نابودی اسرائیل است. این سخنان بلافاصله با واکنش رییس "کنست" (پارلمان اسرائیل) روبرو شد که او نیز برای حضور در همآیش بین المللی رؤسای پارلمان های کشورهای مختلف جهان به نیویورک رفته است. علی لاریجانی در بخشی از اظهارات خود گفته بود: «هدف جمهوری اسلامی ایران پایان دادن به موجودیت حکومت جعلی صهیونیستی است».  

*          رییس پارلمان اسرائیل در دیدار با دبیرکل سازمان ملل در واکنش به سخنان لاریجانی گفت: من به عنوان فرزند یهودیانی که فاجعه هولوکاست را تجربه کرده اند، بر این باورم که فردی که این گونه سخن بر زبان می آورد، واقعا در پی نابودی اسرائیل است و ما سخنان او را جدی می گیریم. رییس پارلمان اسرائیل افزوده گفت: رژیم اسلامی ایران مجبور نیست اسرائیل را دوست داشته باشد، ولی همزمان حق ندارد اسرائیل را به نابودی تهدید کند.

 *          از مجموعه ارزیابی هایی که در روزهای اخیر در واشنگتن انتشار یافته چنین برمی آید که پرزیدنت اوباما در کارزار سیاسی تصویب توافق نامه اتمی وین در مسیر پیروزی قرار دارد و توانسته است موافقت بخش بزرگ از اعضای حزب دموکرات در گنگره را جلب کند. در این ارزیابی ها آمده است که گرچه اکثریت جمهوریخواه می تواند توافق هسته ای را رد کند – ولی از اکثریتی برخوردار نخواهد بود که نگذارد پرزیدنت اوباما تصمیم کنگره را وتو کند. 

*          اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان دموکرات در کنگره در روزهای اخیر اعلام کرده اند که به جانبداری از توافق وین رای خواهند داد. پرزیدنت اوباما در برنامه ارتباط  ویدیوئی – اینترنتی با سران سازمان های یهودی گفت که علیرغم اختلاف نظرهای موجود، روابط  ایالات متحده با اسرائیل همچنان مستحکم باقی خواهد ماند. رییس  جمهوری ایالات متحده گفت که وی از ماهیت فتنه گرانه حکومت اسلامی ایران به خوبی آگاهی دارد. پرزیدنت اوباما گفت: هدف مشترک دولت های واشنگتن و اورشلیم آن است که حکومت ایران نتواند همچنان به حزب الله لبنان جنگ افزار برساند.

آگاهان سیاسی می گویند: در حالی که لحن سخنان ماه گذشته پرزیدنت اوباما در انتقاد از پایمردی نخست وزیر اسرائیل علیه برنامه اتمی رژیم ایران بسیار شدیداللحن بود، او در برنامه ویدیوئی اینترنتی روز گذشته لحن بسیار دوستانه و ملایمی نسبت به اسرائیل و سران آن داشت. 

 
قطار افسانه ای گنجیه های ربوده شده یهودیان که 70 سال از سرنوشتش خبری نبود

*          رسانه های همگانی اروپا در واکنش به این خبر که قطار گنج های نازی  پس از 70 سال بالاخره در لهستان پیدا شده است، جنبه تکان دهنده تری از فاجعه هولوکاست و کشتار شش میلیون نفر یهودی در جنگ جهانی دوم را آشکار می سازد. از پایان جنگ جهانی دوم این شایعه پراکنده شده است که نازی ها گنجیه های گرانبهای نقاشی های هنری و جواهرات و زینت آلات را که از یهودیان به غارت برده بودند، در قطاری پنهان کرده بودند  که قرار بود به برلین برسد – ولی هرگز نرسید. 

*          با گذشت 70 سال از جنگ جهانی دوم، این قطار افسانه ای در حومه یکی از شهرهای لهستان توسط  یک لهستانی و یک آلمانی شناسایی شد. علت آن که کسی در این مدت قطار را نتوانسته بود پیدا کند آن بود که این قطار وارد تونلی شد که هرگز از آن تونل خارج نگردید و به مرور زمان این تونل بسته شد و ظاهرا مساله قطار گنج فراموش گردید. گفته می شود که مقامات اتحاد شوروی و آلمان شرقی همه محتویات داخل این قطار را به غارت برده بودند. 

*          در همان حال که گروه های ترور فلسطینی تهدید می کنند که جنگ علیه اسرائیل را دوباره از غزه به  راه خواهند انداخت، خبرنگاران از داخل غزه خبر می دهند که اوضاع اقتصادی همچنان وخیم تر می شود و دولت حماس بر سرکوبگری خود می افزاید و این دوعامل باعث شده که هر روز تعداد بیشتری از اهالی غزه می کوشند به اسرائیل فرار کنند و در این کشور پناه بگیرند. اسرائیل در خط مرزی غزه یک جدار سیمی – الکترونی بر پا ساخته که از رخنه یابی تروریست ها جلوگیری می کند. ولی اخیرا ده ها مورد رخ داده که افراد غیرنظامی از غزه تلاش کرده اند از زیر جدار یا بالای آن خود را به خاک اسرائیل برسانند و تقاضای پناهندگی کنند – گرچه خود می دانند که زندانی خواهند شد و در پایان آن باید به غزه برگردند.

 
کارکنان رادیو و تلویزیون ملی اسرائیل، امروز علیه بسته شدن آن تظاهرات کردند

*          تصمیم دولت اسرائیل برای تجدید سازمان دادن اساسی نهاد رادیو و تلویزیون ملی کشور امروز با تظاهرات و اعتصاب های کوتاه در برخی از سازمان های کشوری روبرو شد. دولت اسرائیل از سال گذشته طرحی را به اجرا گذاشته که برای انجام یک تجدیدنظر اساسی در سازماندهی نهاد رادیو و تلویزیون ملی، این نهاد بسته شود و بلافاصله نهاد تازه ای آغاز به کار کند که با هزینه کمتر و کارمندان کمتری بتواند اداره شود. اجرای این تصمیم  ممکن است باعث برکناری یک سوم و شاید نیمی از کارمندان و برنامه ریزان شبکه های رادیویی و تلویزیونی ملی شود که با اقدامات اعتراضی گسترده کارمندان روبرو شد.  

*          اتحادیه کل کارگران اسرائیل نیز از خواسته های دست اندرکاران برنامه های رادیو و تلویزیون ملی جانبداری می کند و به دولت اخطار کرده که حق برکناری کارمندان را ندارد. امروز لایحه ای در پارلمان اسرائیل در این باره مورد بحث قرار گرفت. در اعتراض به برنامه های دولت، اتحادیه کل کارگران (هیستدروت) امروز فرودگاه بین المللی بن گوریون را به مدت یک ساعت بست و همه پروازها متوقف شد. همچنین گفته شده است که چند سازمان و نهاد ملی دیگر نیز به حمایت از کارکنان رادو و تلویزیون دست به اعتصاب می زنند. آخرین گزارش حکایت از آن دارد که قصد برکناری چند صد تن از  کارمندان رادیو و تلویزیون منتفی شده است.

 
اعتصاب یک ساله در فرودگاه بین المللی، رفت و آمد مسافران هوایی را مختل کرد

تفسیر سیاسی هفته
نوشته: منشه امیر



آب سنگین اراک و یا آب آشامیدنی برای مردم؟
 

یک روزنامه اسرائیلی خطاب به رهبران حکومت اسلامی ایران که این همه به قدرت خود می نازند، توصیه کرده و نوشته بود: «به جای آن که به کار تولید آب سنگین برای کوره اتمی اراک باشید، بیائید آب آشامیدنی برای ملت ایران تامین کنید».

این جمله بیانگر خوی سران حکومت ایران و مرام آنان است که یکی از فرماندهان سپاه پاسداران جسارت کرده و می گوید: «حفظ سوریه برای ما از حفظ  خوزستان مهم تر است».

آقای محمد جواد ظریف در سفر به اصفهان می گوید که از دیدارهای خود از سوریه و عراق و لبنان این برداشت را دارد که شیعیان جهان از توافق اتمی ایران با قدرت های جهانی احساس غرور و قدرت می کنند – و می افزاید: «ما به آنها (در مذاکرات اتمی) امتیازات کمی دادیم و امتیازات بسیار زیادی گرفتیم».

به عبارت دیگر وزیر خارجه حکومت اسلامی ایران می گوید که شیعیان جهان احساس غرور می کنند از این که رژیم ایران در مذاکرات اتمی کم داده و زیاد گرفته است.

از آقای ظریف باید پرسید که توافق اتمی چه ربطی به شیعیان دنیا دارد که آن ها احساس غرور و افتخار کنند؟ مبادا بمب اتمی شیعه زیر این نیم کاسه پنهان شده که به گفته ظریف شیعیان دنیا این همه ابراز خرسندی می کنند؟

آیا شیعیان جهان همچنین خرسند هستند که رژیم کنونی، زیر شعارهای دینی شیعی، ملت ایران را به حضیض عقب ماندگی و ذلت کشانده است؟

*     *     *

در کنار مساله اتمی ایران، معضل دلخراش هجوم سیل آسای مهاجران خاورمیانه و آفریقا و خاور دور به کشورهای اروپایی قرار دارد که هر روز شدیدتر و وخیم تر می شود و تاکنون قربانیان زیادی گرفته است.

حتما می پرسید بین برنامه های اتمی ایران و مساله آوارگان کشورهای عقب مانده چه  وجه تشابهی وجود دارد؟

پیش از آن که به این پرسش پاسخ دهیم، فراموش نکنید که ایران هم میلیون ها آواره و پناهنده در کشورهای دنیا دارد – و تنها در ترکیه ده ها هزار نفر ایرانی نگون بخت در انتظار اجازه مهاجرت به یکی از کشورهای غربی هستند.

چه استعدادهای شگرف ایرانی که در این مهاجرت و آوارگی به بیراهه می رود و تلف می شود!

*     *     *

پس، چه شباهتی بین آب سنگین کوره اراک و معضل پناهجویان نگون بخت آسیایی و آفریقایی وجود دارد؟

جنبه مشترک آن است که رژیم ایران با دستآویز قرار دادن باورهای دینی و در پیش گرفتن یک ایدئولوژی بیگانه پرست و غیر ایرانی، می خواهد پایه های حکومت خود را تحکیم بخشد و آنچه برایش اهمیت ندارد بهایی است که ملت ایران باید در برابر این زیاده خواهی ها بپردازد -  و همزمان، دیکتاتوری و سرکوب در کشورهای آفریقایی، و سوء مدیریت و فساد مالی آنان، موجب بدبختی و درماندگی ملت های آن کشورها می گردد – همان فساد مالی و سوء مدیریتی که در ابعاد گسترده می توان در داخل ایران نیز مشاهده کرد.

*     *     *

یک نکته مشترک مهم دیگر نیز بین محنت ملت ایران و ذلت ملت های آفریقایی و دیگر کشورهای عقب مانده وجود دارد و آن اختناق و نبود دموکراسی است.

وقتی آزادی بیان نباشد، دیکتاتوری برقرار می گردد و استبداد، فساد مالی و فساد اخلاقی به دنبال می آورد و از پیشرفت و تعالی جلوگیری می کند و موجب عقب ماندگی و ناداری می شود.

به دستگاه رهبری بسیاری از کشورهای آفریقایی بنگرید –مشاهده خواهید کرد که همه این دیکتاتورها انسان های فاسدی هستند که همیشه سود خود را بالای منافع ملی قرار داده اند و آنچه برایشان اهمیت نداشته و ندارد بهزیستی مردمان است – و نیک بختی و رفاه آنان!

به کشورهای پیشرفته دنیا بنگرید. اکثر آن ها ممالکی هستند که از ثروت های طبیعی  و نفت و گاز بهره چندانی نبرده اند و عمدتا در نواحی سردسیر قرار دارند و زندگی در محیط  اقلیمی آن جا آسان نیست. در مقابل، بسیاری کشورهای عقب مانده را می بینید که منابع سرشار طبیعی دارند ولی مردمان آن ها در فقر زندگی می کنند.

فرق عمده این دو، شیوه مردمسالاری و دموکراسی است که در یکی به وفور وجود دارد و در دومی تنها به آن تظاهر می شود، ولی در عمل چیزی به نام مردمسالاری در آن ها موجود نیست.

در حکومت اسلامی ایران علنا از ولایت فقیه سخن می گویند – و "ولی" کسی است که مردم صغیر را سرپرستی می کند و از دیدگاه حکومت اسلامی، مردم ایران صغیر هستند و حق اظهارنظر ندارند و قطعا حق نظارت به کارهای حکومت ایران را هم ندارند و دهانشان را باید ببندند و زبان از انتقاد فرو نشانند.

در چنین جامعه ای، آنچه که رشد می کند فساد است و آن فساد عقب ماندگی می آورد.

*     *     *

هستند آنانی که می گویند این انتقاد بی مورد است – زیرا ایران در سی و چند سال حکومت اسلامی پیشرفت های زیادی داشته است. به برج های مسکونی مجلل در شمال تهران نظر افکنید. بینید که تا دل کوه را ساختمان کرده اند. به اتوبان های بزرگ و شبکه جاده های اتومبیل روی ایران بنگرید و ببینید که چقدر گسترده شده است.

هر پیشرفتی باعث افتخار است. ولی در کنار آن، کاستی ها را در ایران امروز جستجو کنید و ببینید که فقر تا چه حد ریشه دوانیده و تولیدات داخلی تا چه حد پایین آمده و فساد و فحشا تا چه حد گسترده شده است.

میزان پیشرفت و سازندگی را همیشه باید با دیگر کشورها مقایسه کرد. کره جنوبی یک دهم و حتی شاید یک صدم امکانات طبیعی ایران را ندارد. نفت و آهن و مس ندارد و از خیلی چیزهای دیگر نیز محروم است. ولی در سایه دموکراسی و رهبری شایسته، کره جنوبی که تا 36 سال پیش بسیار از ایران عقب تر بود، امروز ده ها برابر از رژیم ایران پیشی گرفته است.

این که در ایران یک طبقه مستکبر ومرفه به وجود آمده که همگی آقازاده هستند و از ثروت ملی تغذیه می کنند، این که آنان با اتومبیل های گران قیمت در رفت و آمد هستند و در برج های مسکونی اعیانی زندگی می کنند و بستنی صد دلاری می خورند، نمی تواند نشان رفاه همه مردمان باشد.

روزی که خمینی به روی کار آمد، با این استدلال که صاحبان کارخانه ها و افراد مبتکر و مرفه، پول خود را از استثمار ملت ضعیف به دست آورده اند، بر همه ثروت آن ها مالک شد و آن را به آخوندهای دولتی و آقازاده های آنان بخشید. و امروز می بینیم که همین قشر حکومتی، با سوء استفاده بیرحمانه از قدرت و امکانات خویش، شیرۀ ملت ایران را مکیده و همانند زالو فربه شده و خدایی می کند.

*     *     *

در کشورهای آفریقایی نیز وضع کم و بیش مشابهی برقرار است و آنانی که از راه کودتای نظامی و یا تقلب در انتخابات ریاست جمهوری به روی کار آمدند، خون مردم را می مکند و خود از همه امکانات برخوردار هستند و ثروت های افسانه ای اندوخته و می اندوزند.

می توان ادعا کرد که در آن کشورها، از ابتدا فرهنگ دموکراسی وجود نداشته که رشد مردمسالاری را امکان پذیر سازد. ب

بدون فرهنگ دموکراسی، مردمسالاری نه به وجود می آید، و نه می تواند رشد کند.

در مقایسه با همه کشورهای خاورمیانه، در ایران همیشه زمینه برای برقراری دموکراسی آماده بوده است. ایرانیان نخستین ملت خاورمیانه بودند که در یکصد و ده سال پیش به پا خاستند و با به  راه انداختن انقلاب مشروطیت می خواستند مردمسالاری واقعی در کشور به وجود آورند.

سی و شش سال پیش نیز، آن مردمانی که به خیابان ها آمدند و شعار "یا مرگ یا آزادی" سر دادند، همانایی بودند که با دل باختن به وعده های خمینی، در انتظار برقراری دموکراسی پایدارتر و پر محتواتری در ایران بودند – که فریب خوردند و سخت به بیراهه کشانده شدند – ولی این واقعیت از حق آنان برای رسیدن به مردمسالاری و رفاه ذره ای نمی کاهد.

*     *     *

امروز ملت ایران زیر بار خودکامگی آنانی که با شعار دین به صحنه آمده بودند کمر خم کرده است و هر روز شمار بیشتری از مردمان مایوس ترک وطن می کنند و رهسپار دیار غربت می شوند – به این امید که در کشورهای بیگانه بتوانند زندگی کم مصیبت تری داشته باشند.

هجرت ایرانیان از کشور و موج پناهجویان آفریقایی و آسیایی متوقف نخواهد شد – تا هنگامی که رهبران واقعا دلسوز – و واقعا شایسته به روی کار آیند و پایه های دموکراسی را پی ریزی کنند و شهروندان را با ارزش های مردمسالاری آشنا سازند و خود نیز از قدرت طلبی دوری جویند و رفاه مردمان را بر نفس اماره خویش مسلط سازند.

امروز، پناهجوی ایرانی و سوری و بنگلادشی و یمنی و لیبیایی و نیجریایی، به امید یافتن زندگی بهتر، خیلی آسان جان خویش را به خطر می اندازند و حکومت ایران آب سنگین برای کوره اتمی اراک تولید می کند ولی قادر به تامین آب آشامیدنی برای تشنه زبانان نیست.

اورشلیم: شنبه 7 شهریور ماه 1394 – 29 اوت 2015

راهی به دیار روشنایی
مجله هفتگی رادیو اسرائیل در امور نوآوری، پزشکی و تندرستی

 
این مجله روزهای پنجشنبه درنیم ساعت سوم برنامه رادیو اسرائیل پخش می شود.

 تهیه و اجرا: فرنوش رام

متن برنامه پخش شده، 5 شهریور 1394 خورشیدی، 27 اوت 2015

 

آیا دارو و درمان «طبیعی» همیشه سلامتی در پی دارد؟
 

طب جایگزین و استفاده از دارو و شیوه های درمانی موسوم به «طبیعی» را همه ما انجام می دهیم. ما انسانهای شرقی بزرگ شده در دامان خانواده های سنتی، با تاریخ غنی و پربار و آموخته های بسیار از والدین و اجدادمان، قدر طبیعت و درمان هایی را که به بشریت هدیه کرده است، از نخستین روزهایی که خود را به یاد می آوریم یاد گرفته ایم.

اما این گفته که می گویند دارو و درمان «طبیعی» اگر فایده نداشته باشد، دستکم ضرری هم ندارد، درست است؟

برخی از گیاهانی که ما آنها را برای درمان «طبیعی» و خانگی به کار می بریم می توانند عوارضی برای ما داشته باشند، که در این گزارش به آنها می پردازیم. این گزارش را از نشریه پزشکی خانوادگی اسرائیلی «کلالیت» در یکی از تازه ترین شماره های آن برایتان ترجمه کرده ام:

در آغاز این گزارش در نشریه پزشکی اسرائیلی به این امر اشاره شده است که همراه کردن مصرف برخی از این گیاهان به عنوان داروهای «طبیعی» با داروهای استانداردی که پزشک خانوادگی یا پزشکان متخصص به ما داده اند، می تواند اثرات مخربی در پی آورد. با وجود این، بسیاری از ما زمانی که نزد پزشک عمومی یا پزشک متخصص می رویم نمی گوییم که از چه دوا و درمان های «طبیعی» و گیاهانی برای کاهش درد، استفاده ی پیشاپیش کرده ایم.

در این گیاهان نیز مواد محرکی وجود دارند که ما میزان استفاده از آن را نمی دانیم و هر چه بیشتر از آن مصرف می کنیم به این امید که هرچه زودتر خوب شویم - در حالی که برای قرص و شربتی که پزشکان به ما می دهند بیشترین میزان مصرف را قید می کنند. لذا برخی از گیاهان با مصرف بیش از اندازه می توانند به ماده سم زا در بدن ما مبدل شوند.

در آمریکا دیده ایم که مصرف ماده گیاهی که Echinacea نامیده می شود و از فرهنگ آمریکای لاتین برگرفته شده است، به تازگی هر چه بیشتر از سوی مردم به عنوان ماده ای گیاهی برای تقویت مصونیت بدن و مقابله با عفونت و جلوگیری از ورود ویروس ها به راههای تنفسی مورد استفاده قرار می گیرد و حتی آن را برای درمان بیماران ایدزی توصیه می کنند. اما استفاده ی سر خود از این گیاه در صورتی که فرد داروی کاهش کلسترول مصرف می کند، می تواند کار کبد را مختل کند و حتی می تواند از کارآیی داروهایی که برای بیماری های موسوم به «خودایمنی» («اوتو ایمیون») مانند سرطان پوست ملانوما داده می شود، بکاهد.

در درمان «طبیعی» از گل های بودار گیاه Feverfew برای سردردهای میگرنی و دردهای مفاصل استفاده می شود. Feverfew را در فارسی «چشم گاو» یا «گل مینا» می گویند که گل ساده و کوچک خودرویی با برگهای سفید است.

در ایران گل مینا یا گل چشم گاوی در شمال کشور رویش فراوانی دارد و از آن از قدیم الایام مادربزرگ های ما برای درمان دردهای پیش از شروع قاعدگی دختران و زنان، دردهای ناحیه پستان و حتی درمان بی اشتهایی شدید در کسانی که مبتلاء به بیماری مالیخولیا شده اند، استفاده کرده اند. بیشترین استفاده از پماد درست شده از گل مینا برای درمان آلرژی و پوستی است.

اما مصرف خودسر پماد و روغن گل مینا برای لب و دندان و نیز جهاز هاضمه (سیستم گوارشی) می تواند اثرات زیان باری داشته باشد.

بیشترین خطر مصرف خودسر پماد و روغن و جوشانده گل مینا برای لخته شدن خون است که می تواند سرعت لخته شدن خون را کاهش دهد.

سیر عزیزی که از دیرباز بیشترین مصرف را در خورد و خوراک ما دارد و در دو سه دهه اخیر نیز در غرب هرچه بیشتر مورد استفاده است، در درمان «طبیعی» به عنوان یکی از بهترین هدایای خداوندی در مقابله با عفونت و برای کاهش سطح کلسترول بد در خون و چربی ها در خون استفاده می شود.

سیر سرشار است از اسید فولیک و ویتامین سی و کلسیم و آهن و منیزیم و پتاسیم و مقداری «روی» و ویتامین های ب 1، ب 2 و ب 3، که از هزاران سال قبل از آن برای تصفیه خون و کاهش فشار خون استفاده شده است. سیر ترکیبات حاوی گوگرد دارد که سیستم ایمنی بدن ما را تحریک کرده و می گویند که ظرفیت بالایی نیز در نابودی تومورهای سرطانی دارد.

سیر برای درمان فراموشی و دمانس یا آلزایمر نیز مفید است و موجب از بین رفتن هاله ای در سر می شود که به آلزایمر منجر می شود. برطرف کننده سرفه و سرماخوردگی و گرفتگی سینه است و از همه مهمتر برای همه ما این واقعیت است که سیر با آنتی اکسیدان قوی خود رادیکال های آزاد را که موجب پیری می شود، خنثی می کند.

روزانه مصرف یک حبه سیر را توصیه می کنند اما زیاده روی در مصرف سیر باعث سرگیجه، کاهش فشار خون و ایجاد آلرژی و حساسیت می شود و مصرف بیش از حد حتی می تواند در مواردی استثنایی خود به خونریزی منجر شود.

از داروهای گیاهی دیگر نیز می توان نام برد که خواص بسیاری دارند اما مصرف خودسرانه آنها به عنوان دارو و درمان «طبیعی» و آمیخته کردن آنها با داروهایی که پزشکان به ما می دهند، می تواند اثرات زیانباری برای سلامتی داشته باشد.

 

معتاد کارم!

من نیز مانند ژاپنی ها که آنها را معتادان کار می نامند، سالها معتاد به کار زیاد بوده ام. از مرخصی ها به ندرت استفاده کرده و همیشه در آخر سال، روزهای مرخصی ام را در بخش کارگزینی اداره مان خط  زدند چون از آن استفاده کافی نکرده بودم. هنوز نیز در روزی که می دانم فردایش سرکار نخواهم آمد ناخود آگاه دچار درد شانه و کتف و حتی سردرد می شوم. به کار زیاد درشرایط زیر فشار در اتاق اخبار و استودیوها اعتیاد یافته ام. اما این کار برای گرفتن اضافه کاری نیست. بسیاری از ما از اوان کودکی بخاطر خصلت های طبیعی مان و خصلت هایی که از خانواده و اطرافیان آموخته ایم به کار و غرق شدن در انجام وظیفه ای که به ما محول شده غرق می شویم و با جان و دل کار کرده و از خود مایه می گذاریم. پزشکان بسیاری در ایران در این امر سرآمد دیگر پزشکان بوده اند. برای همین خصلت است که در آمریکا پزشکان وفادار ایرانی توانسته اند اعتبار بسیاری بیابند.

اعتیاد بسیاری از ما به کار برای درآمد و تحت تاثیر قرار دادن روسا نیست. این عادت را بویژه در مردان ژاپنی نیز بسیار زیاد می بینند. در فرهنگ غرب که هرچه بیشتر تفریح و استفاده از اوقات فراغت را در سرلوحه زندگی انسان ها گذاشته است، نگاه کردن به اعتیاد و وفاداری شدید کارمندان ژاپنی به محل کارشان، آموزه هایی دارد.

اما در کشورهای عربی خاورمیانه چنین نیست. ساعت ها مردان جوان و میانسالی را بی کار و عاطل و باطل می بینیم که با قلیانی در دست در یک جا می نشینند و حتی تکانی به خود نمی دهند. کاهلی و بیعاری در بسیاری از این سرزمین های خاورمیانه ی عربی یک رسم و عادت است که هریک از شما که به این کشورها سفر کرده باشید، متوجه این واقعیت تلخ در این کشورها مانند مصر و لیبی و عراق شده اید.

این گزارش برای این افراد نیست بلکه توصیه به کسانی است که معتاد کار هستند و عبارت «ورک هولیک» برای آنها درست شده است.

توماس ادیسون مخترع برق که زندگی کل بشریت را برای ابد تغییر داد، گفته بود موفقیتش در این بود که ساعت در اتاق کارش نگذاشته بود و روزانه گاه بیش از 20 ساعت برای اختراع هایش کار می کرد. کار زیاد فردی مانند توماس ادیسون اثرات بی نظیر خود را بر زندگی همه ما گذاشت.

اما افراد عادی که به کار معتاد هستند باید نگران وضع سلامتی خود باشند. نتیجه یک تحقیق بزرگ که به تازگی در نشریه معتبر پزشکی The Lancet منتشر شده است، می گوید که میان کار زیاد با افزایش احتمال ابتلاء به سکته مغزی رابطه مستقیمی وجود دارد.

پروفسور «میکا کی بی ماکی» از دانشگاه بریتانیایی نیز به این نشریه گفته است که کار اعتیادگونه به نارساییهای قلبی و سیستم خونی منجر می شود.

نتیجه گیری های این تحقیقات با استفاده از وضع سلامتی هزاران نفر تنظیم شده است.

از 17 تحقیق در چند کشور از جمله اسرائیل، که در آن نزدیک به 530 هزار نفر چه زن و چه مرد برای مدت بیش از هفت سال مورد مطالعه و نظر بوده اند، استفاده شده است.

نتیجه این بوده: کسانی که بین 41 تا 48 ساعت در هفته کار کرده اند، ده درصد احتمال بیشتری برای ابتلاء به سکته مغزی داشته اند. 48 ساعت کار در هفته یعنی هشت ساعت در شش روز هفته.

کسانی که 49 تا 54 ساعت در هفته کار کردند، یعنی 9 ساعت کار در شش روز هفته، احتمال ابتلایشان به سکته مغزی 27 درصد بود و کسانی که 55 ساعت یا بیشتر در هفته کار کردند، احتمال سکته مغزی و نارسایی قلب خود را به میزان 33 درصد افزایش دادند.

فشار خون بالا و نیز کلسترول بالا یکی دیگر از نتایج کار زیاد و اعتیاد به کار است.

این واقعیت که بسیاری از کارهای ما در قرن بیست و یکم به حالت نشستن و با فشار زیاد و در شرایطی است که حتی از آینده آن هم اطمینانی نداریم، یک ترکیب خطرناک برای سلامتی است. فشاری که بر ما وارد می شود را هرگز والدین ما تجربه نکرده اند. پدر و مادرهای ما در کار عادی خود در سرزمین هایی مانند ایران مورد احترام بوده اند و با وجود تعداد زیاد فرزندان درهر خانواده سنتی، در محیط سنتی کار و زندگی خود، مورد رقابت کاری زیاد نبودند.

زندگی ما در غرب و دنیای مدرن و رقابت های شدید کاری، بویژه برای جوانان در دانشگاهها و مراکز کاری و بی آیندگی و احتمال اخراج از کار، گاه فرد را به این جهت می کشاند که برای ثابت کردن حیاتی بودن خود در این محل کار، خویش را به روسایش «ثابت» کند.

تلفن های همراه ما به کامپیوتری مبدل شده که با آن حتی در هرجایی که هستیم در حال انجام کارهای اداری خود هستیم. حتی اگر در ساحل دریا باشیم و چه بسا در حمام کردن باید به پیامک و ای میل این یا آن همکار و رییس و یا مشتری پاسخ بدهیم. این کارهای پرفشار همه ما انسان های قرن بیست و یکم را بیشتر در معرض چاقی، و بیماری های خونی و قلبی و مغزی قرار داده است.

این توصیه های کوچک برای کسانی که کار زیاد می کنند را مطرح می کنیم:

هر یکی دو ساعت چند دقیقه از دفتر و صندلی خود دور شوید و به حیاط اداره یا خیابان کنار مغازه و محل کار خود سرکی بکشید و هوایی دیگر تنفس کنید و به مردم چشم بدوزید و از خود و کار بدرآیید.

تمرین مدیتیشن انجام دهید؛ تنفس عمیق بکشید. غذای روزانه را در کنار کامپیوتر اداره مصرف نکنید.

تلفن های همراه را برای دقایقی از خود دور کنید.

اما باید بگوییم که کسانی نیز که خود را به کاهلی و تنبلی و حتی بیعاری عادت می دهند، نه تنها مانند معتادان به کار در معرض بیماری های مختلف هستند بلکه به افسردگی و بیماری های روحی و روانی زیادی مبتلاء می شوند.

درد بسیار برای آن دسته ای است که بعد از بازنشسته شدن به روند افسردگی فرو می افتند و برای زندگی شان نظمی ندارند چرا که کار و نظم پیشین که سم حیات بخش زندگی شان بوده از دستشان رفته و یکباره به انواع بیماری ها مبتلاء می شوند. برای همین است که بیشترین مراجعه کنندگان به پزشکان نیز کسانی هستند که به تازگی بازنشسته شده اند.

 

تغییرات ژنتیک حتی در فاصله یک نسل
 در کسانی که متحمل فشارهای سخت جنگی یا مشابه می شوند

 

در اسرائیل و آمریکا که هنوز گروهی از آخرین بازماندگان هولوکاست، فجایع دوران هیتلری در کشتار و آزار و راندن یهودیان، زندگی می کنند و آخرین سالهای کهولت خود را می گذرانند، این هفته گزارشی علمی مورد توجه بسیار قرار گرفت؛ تحقیقی که می گوید، تغییرات ژنتیک که از وارد شدن لطمه و آسیب های عمیق روحی و روانی به بازماندگان هولوکاست ایجاد شده، حتی از طریق ژنتیک به فرزندان آنان منتقل شده است.

این تحقیق را بیمارستان «ماونت سینای»، یک بیمارستان مهم پایه گذاری شده از سوی یهودیان در نیویورک آمریکا، انجام داده است.

به طرزی غیر قابل باور، تحقیق بروی تنها 32 نفر از بازماندگان هولوکاست که اکنون سالخورده هستند و مقایسه آنها با بیماری های ژنتیک فرزندان و نسل سوم شان نشان داد که حتی در فاصله یک نسل، لطمات عمیق روحی وارد شده به این افراد که تجربه تلخ حضور در اردوگاهای کار آلمان نازی را داشته اند، به نسل بعدی شان منتقل شده و تغییرات ژنتیک در پی آورده است. نسل دوم آنها بیشتر مبتلاء به بیماری های روحی بودند و استرس و فشار شدید را حتی در حالی که در غرب زندگی به ظاهر آسوده ای داشته اند، حس کرده اند.

اکنون که خاورمیانه ی ما مملو از جنگ های هولناک است و هر روز هزاران انسان آواره می شوند و ما این هفته ها شاهد عبور زمینی صدها هزار زن و مرد و کودک با پای پیاده از سرزمین های مختلف برای رسیدن به اروپا هستیم یا می بینیم که انسانها برای رسیدن به کشوری آسوده تر چگونه خطرات ناشی از حضور در کشتی ها و قایق ها و راههای سخت را تحمل می کنند و مدت های طولانی در اردوگاههای محصور نگاهداری می شوند، باید گفت که این شرایط  بیچارگی و آوارگی نیز اثرات بسیار مخربی بر روح و روان نسل های بعدی آنها دارد. در سرزمین هایی مانند عراق و افغانستان که مردم آن ها چند دهه طولانی شاهد جنگ و کشتار و تحقیر و دربدری هستند، این اثرات باید بعدها بررسی شود. در ایران که مردم آن تجربه تلخ جنگ هشت ساله را داشتند، شاید بتوان این تحقیق را نیز اکنون که یک نسل از آن فاجعه دور شده ایم، انجام داد.

 

اوج تابستان خشونت را افزایش می دهد

  


روز گذشته همه ما صحنه های کشته شدن خبرنگار و فیلمبردار شبکه تلویزیونی آمریکایی را با 14-15 گلوله شلیک شده از اسلحه یکی از خبرنگاران اخراجی دو سال پیش همین شبکه در ایالت ویرجینیا دیدیم. معلوم می شود که هر سال در ماه اوت میزان خشونت اجتماعی، دستکم در آمریکا، بشدت افزایش می یابد. آیا ارتباطی میان گرمای هوا با تشدید حس خشونت در جامعه وجود دارد؟ بنظر می رسد که پاسخ آری است.

در گذشته می گفتند که فصل بهار بدلیل حالات مختلفی که در افراد ایجاد می کند و بویژه در افرادی که موجب آلرژی است، فصل بداخلاقی است.

یک تحقیق اجتماعی بزرگ در ایران نیز که همین فروردین گذشته منتشر شد، تاکید داشت که خشونت های اجتماعی و درگیری و نزاع خیابانی در ایران در فصل های بهار و تابستان بسیار بیشتر است. در این تحقیق بیکاری و عصبیت ناشی از آن در میان جوانان به عنوان یکی از دلایل اصلی عصبیت های خیابانی در ایران مورد توجه قرار گرفته بود. این دقیقاً همان دلیلی است که روز گذشته خبرنگار اخراجی شبکه آمریکایی به خاطر آن همکاران خود را کشت و خود نیز بعد از یکی دو ساعت خودکشی کرد.

جرم شناسان همواره توجه کرده اند که اقلیم و آب و هوا تاثیرات فراوانی بر کمیت و کیفیت جرایم و خشونت اجتماعی دارد.

 

یک آگاهی برای کتاب خوانان و افراد علاقمند به حقایق تاریخی و سیاسی

 


کتاب سیاسی- تاریخی مهمی که توسط خانم فرنوش رام به فارسی ترجمه شده است با نام «دروغی که هرگز نخواهد مرد»،
به رایگان برای مطالعه شما در این وبسایت و نیز در وبلاگ ادبی «با رنگین کمان» آثار و نوشته های فرنوش رام در دسترس شما قرار دارد. در سمت راست این صفحه بر روی آیکون این کتاب یا آیکون «با رنگین کمان» کلیک کنید.


همچنین کتاب معتبر و مهم یهود، اسرائیل و ایران، تهیه و تدوین آقای منشه امیر در این وبسایت برای مطالعه شما در دسترس است. به روی آیکون این کتاب در دست راست این صفحه کلیک کنید.

Share

اشتراک گذاری:

چاپ   بالای صفحه


© Radio Israel

نقل اخبار رادیو اسرائیل، با ذکر منبع و بدون تحریف و سانسور مجاز است