آدینه بیست و نهم فروردین 1393 خورشیدی
هجدهم آوریل 2014 میلادی
هجدهم ماه «نیسان» از سال 5774 عبری

 با شادباش عید پسح یهودیان (جشن فطیر)
و عید «پاک» به مسیحیان


راست: یهودیان  بسیاری از غرب برای عید «پسح» به اسرائیل آمده
 و بر «دیوارندبه» بوسه می زنند.
چپ: به مناسبت «آدینه پاک» در آستانه «یکشنبه نور» رستاخیز مسیح،
 زائران مسیحی بسیاری یاد عیسی را گرامی میدارند.

در بولتن خبری آدینه، شنوندگان را مانند همیشه از رویدادهای مهم منطقه و جهان، و بویژه ه خبرهای مهم روز ایران آگاه ساختیم. خبرهای ایران بیشترین زمان از بولتن خبری امروز ما را به خود اختصاص داد. بخش خبری امروز نیز در شصت دقیقه ارائه شد.

(فشرده ای از شماری از گزارش های مهمی را که امروز در رادیو پخش کردیم، در ادامه این صفحه مطالعه می کنید اما برای آگاهی از همه گزارش ها لطفا صدای برنامه را از طریق امکاناتی که در این صفحه در دسترس شماست، بشنوید).

در ادامه طبق معمول هر روز آدینه، شنونده دو برنامه هفتگی نیز بودیم: «داستان های کوتاه ایرانی» با اجرای خانم فرنوش رام که این هفته داستان کوتاه اما واقعی «یاس زردی که در بهار پرپرشد»، نوشته دکتر مسعود نقره کار را در 18 دقیقه خواند. دکتر مسعود نقره کار زندانی پیشین و فعال سیاسیف خود سال ها دربند جمهوری اسلامی ایران بوده و پس از آن نیز موضوع تلخ زندانیان سیاسی و ایام طولانی حبس آنها را از خاطر نبرده و پیوسته از آنها سخن گفته و قلم رانده است. خانم رام برای این برنامه هفتگی، امروز داستان واقعی زندانیان سیاسی اعدام شده در دهه شصت را با نام «یاس زرد که در بهار پرپر شد» از دکتر نقره کار انتخاب کرده بود.


در برنامه این هفته «داستان های کوتاه ایرانی» با تهیه و اجرای فرنوش رام
داستان «یاس زردی که در بهار پرپرشد» نوشته دکتر مسعود نقره کار را شنیدیم.
این داستان واقعی بود.


دکتر مسعود نقره کار
نویسنده داستان واقعی که امروز در برنامه «داستان های کوتاه ایرانی» پخش شد.

برنامه این آدینه «ویژگی های آیین یهود» با اجرای ربای یدیدیا اذراخیان اندیشمند یهودی ایرانی مقیم نیویورک، گفتاری در باره عید «پسح» و آزادگی انسانیت ارائه شد.

(برنامه رادیو اسرائیل را افزون بر همین وبسایت که در آن هستید، می توانید در وبسایت دیگر ما نیز بشنوید:  www.iba.org.il/world  و در آنجا واژه «فارسی» را کلیک کنید).

*          درگذشت گابریل گارسیا مارکز نویسنده بزرگ کلمبیایی که او را مشهورترین شخصیت تاریخ کشور کلمبیا می دانند، و خالق بزرگ ترین و محبوب ترین کتابهای دهه های اخیر بود، موجی از تاثر در میان دوستداران ادبیات در سراسر جهان ایجاد کرده است و حتی باراک اوباما که به کتابخوانی شهرت دارد، به آن واکنش نشان داد و تاکید کرد که مارکز نویسنده محبوبش بود. ایرانی ها و اسرائیلی های دوستدار کتاب نیز شدیداً متاثرشده اند. مارکز برای مردم اسرائیل و ایرانیان کتابخوان به مثابه یک قهرمان بزرگ بود. درگذشت او تیتر اول رسانه های جهان شد. او پنجشنبه در شهر مکزیکو سیتی که حدود سی سال قبل را در آن شهر زندگی کرده بود، در خانه اش در حالی که همسر و دو پسرش شاهد آخرین لحظه های حیات عمر پرمایه و گرانقدر او بودند، درگذشت. 87 سال داشت. مدتی قبل از مرگ، به گفته برادرش دچار بیماری فراموشی شده و دیگر دست به قلم نمی زد.


گابریل گارسیا مارکز
درگذشت این بزرگ ترین نویسنده دهه های اخیر
 خبرهای سیاسی جهان و حتی جنگ سوریه و بحران اوکراین را تحت الشعاع قرارداد.

*        بیست و نهم فروردین، که در ایران «روز ارتش» نامیده می شود، رژه بزرگ نیروهای ارتش در تهران انجام شد. امسال نیز «روز ارتش» در حالی برگزار شد که رژیم جمهوری اسلامی ایران برای سپاه پاسداران اهمیت بیشتری قائل است و درصدد به زاویه راندن نیروهای منظم ارتش ایران بوده است. با وجود این تلاش های حکومت که در 35 سال اخیر در جریان بوده، ارتش بدلیل محبوبیتی که نزد عامه مردم و ملی گرایان دارد، همواره جایگاه خود را حفظ کرده است. مردم ایران فداکاری های ارتش منظم را در رهانیدن کشور از باتلاقی که ندانم کاری های سپاه پاسداران ایران در طول هشت سال جنگ عراق علیه ایران ایجاد می کردند، به خاطر دارند. ایثارگری های نیروهای دریایی و هوایی ارتش ایران در آن جنگ مثال زدنی بود و افسران و درجه داران ارتش با وجود نداشتن امکانات، عملیات خوبی را در طول جنگ انجام دادند تا با نبود برنامه ریزی فرماندهان بی تجربه سپاه پاسداران که محبوب رهبر وقت حکومت بودند، مقابله کنند. مردم ایران حفظ  کشور را در جنگ خونین و طولانی، مدیون ارتش خود و خلبانان نیروی هوایی ارتش می دانند. با وجود این، در سال های پس از جنگ، بیشترین امکانات و بودجه در اختیار سپاه پاسداران و فرماندهان سیری ناپذیر آنها بوده است. در حالی که فرماندهان سپاه پاسداران و بسیج از یک سو در صحنه داخلی به سرکوب مهم ایران و از سوی دیگر به تروریسم در منطقه و جهان مشغول هستند و از جانب سوم بر بیت المال کشور چنگ انداخته و به کارتل هیولایی اقتصادی مبدل شده اند، فرماندهان و درجه داران مظلوم ارتش در تمامی سال های پس از جنگ، در سکوت، با کمترین امکانات، به بازسازی توان نیروی خود، برای تقویت قدرت ملی ایران مشغول بوده اند. مردم ایران در 35 سال اخیر برای ارتش و نظامیان ارتشی احترامی راستین قائل هستند در حالی که اکثر ایرانی ها بشدت خودداری می کنند از این که فرزندانشان را برای دوره سربازی به نیروهای سرکوبگر سپاه و بسیج بفرستند.


رشادتهای خلبانان ارتش در جنگ مثال زدنی بود.

 
ارتش ایران همیشه ملی است
مردم ایران همواره حساب ارتش را از نیروهای سرکوبگر جدا می دانند
و حتی فرزندانشان را به خدمت سربازی در سپاه نمی فرستند

*        امروز در «روز ارتش»، رژه بزرگ نیروهای ارتش در جنوب تهران، در نزدیکی آرامگاه روح الله خمینی برگزار شد. در آغاز انقلاب، اسلامیون هیجانی و انقلابی می خواستند «کمیته ها» را جانشین ارتش کنند و ارتش را منحل کنند. اما حتی خمینی عمق خطر را درک کرد و مانع از انحلال ارتش شد. این در حالی بود که «کمیته ای ها» و دادگاههای انقلاب شیخ صادق خلخالی دهها نفر از افسران ارشد و محبوب ارتش، مانند خسروداد اعدام کرده بودند. با وجود اعدام ها و کنار نهادن شمار زیادی از ارتشی ها در آغاز انقلاب، با حمله صدام حسین به عراق، در شهریور 1358، ارتشی های بسیاری بخاطر دفاع از کشور، به فداکاری پرداختند و متحمل کشته های زیادی نیز شدند زیرا خامنه ای و رفسنجانی و رضایی و دیگر ملایان و انقلابیون کمیته چی تجربه ای جدی برای هدایت جنگ نداشتند. امروز در «روز ارتش»، حسن روحانی رییس جمهوری در مقام ریاست شورای عالی امنیت ملی حکومت به خدمات ارتش در طول جنگ اذعان کرد و آنها را «نماد میهن دوستی» نامید. وی همچنین به این واقعیت تأکید کرد که ارتش (برخلاف سپاه پاسداران) «هرگز در دسته بندی ها و بازی های سیاسی مداخله نمی کند» و (بر خلاف سپاه) «منافع اقتصادی نمی خواهد». در این مراسم، روحانی همچنین گفت: «ایران در مذاکرات (جاری هسته ای) نیز به دنیا اعلام کرد که اهل تجاوز و جنگ نیست؛ به کشوری تجاوز نمی کند و در برابر هر تجاوز ارتش قاطعانه می ایستد».


رژه امروز ارتش
نیروهای نظامی در «روز ارتش» با حضور روحانی
انقلابیون می خواستند ارتش را منحل کنند اما حتی خمینی خطر انحلال را درک کرد.

*    رییس جمهوری ایران امروز در «روز ارتش»، توان و دلگرمی مذاکره کنندگان هسته ای ایران در گفت و گوها با شش قدرت جهانی (گروه 5+1) را، از جمله ناشی از تکیه به قدرت ارتش نامید و گفت: «اگر امروز نیروهای دیپلماسی شما و افسران میدان صلح (یعنی ظریف و عراقچی و تیم آنها) در مبارزه سیاسی و در مذاکره منطقی با قدرت در صحنه حضور دارند، پشتوانه آنها، رأی مردم و اقتدار نیروهای مسلح و ارتش است».

 
تیم هسته ای ایران
روحانی امروز در «روز ارتش» تیم هسته ایران را «افسران میدان صلح» نامید،
و از جمله گفت: «آنها با تکیه به نیروی ارتش در مذاکره حضور یافته اند».
این توصیف در حالی است که اصولگرایان این تیم را تلویحی خائن می داند.

*        امروز در مراسم رژه «روز ارتش»، «جنگنده های نیروی هوایی و یگان های نمونه ای از نیروهای زمینی، هوایی و دریایی ارتش شرکت کردند. فرمانده کل ارتش، امیر سرلشگر عطاءالله صالحی و نیز سایر بلندپایگان ارتش، گفتند «ارتش آماده مقابله با هر خطر نظامی از خارج است»، و به قول سرلشگر صالحی «پاسخ به هر تجاوز، کوبنده خواهد بود». سرتیپ احمد رضا پوردستان فرمانده نیروی زمینی ارتش سرتیپ دوم کیومرث حیدری جانشین نیروی زمینی ارتش نیز سخنان مشابهی بیان داشتند. امیر دریادار حبیب الله سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش نیز ضمن اعلام خبر «تولید انواع ناوشکن و زیر دریایی» برای ارتش، از حرکت قریب الوقوع ناو گروه سی ام ارتش آگاهی داد. فرمانده قرارگاه پدافند هوایی «خاتم الانبیا»» امیر ارتش فرزاد اسماعیلی از طراحی موشک «صیاد -3» برای سامانه «اس 200» و «نصب موشک جدید بر روی مرصاد» و «هدف قرار دادن ریز پرنده ها» خبر داد.  دهها نفر از وابستگان نظامی کشورهای خارجی تیم تهران امروز در مراسم رژه «روز ارتش» ایران شرکت کردند. در زمان محمود احمدی نژاد گزارشها حاکی بود که بسیاری از این وابسته های نظامی حاضر نبودند در این گونه مراسم شرکت کنند زیرا احمدی نژاد مرتب علیه اسرائیل شاخ و شانه می کشید.

*        شیخ کاظم صدیقی امام جمعه موقت نماز آدینه تهران که امروز ایراد خطبه های نماز را بر عهده داشت، گفت: «مطابق با گفته های رهبری، به  هیچ قیمتی، از دستآوردهای دانشمندان خود در عرصه هسته ای عقب نشینی نخواهیم کرد» و «نه آب سنگین اراک و نه سایت های دیگر اتمی، به هیچ وجه، قابل تعطیلی نیستند». این در حالی است که از مذاکرات اتمی چنین برمی آید که ایران آمادگی دارد کارکرد نیروگاه آب سنگین اراک را بخاطر رسیدن به توافق نهایی، تغییر دهد. شیخ صدیقی که به گفته برخی از تحلیلگران امور ایران، یکی از متحجرترین خطیبان نماز تهران است، در سخنان امروز خود حتی این ادعای من درآوردی و بی پایه و اساس را مطرح کرد که «علت اصلی افزایش تحریم ها علیه ایران، فتنه 88 بود، نه مسئله هسته ای». این شطحیات در حالی است که شاخ و شانه کشیدن های هسته ای رژیم و شعارهای دود کردن اسرائیل از نقشه جهان و انکار هولوکاست و سیاست تروریست پروری حکومت، به برقراری تحریم های فلج کننده علیه رژیم انجامید.

*          بنظر می رسد که سخنان امروز شیخ صدیقی واکنشی به ماجرای انتشار فایل صوتی باشد که در آن صدای عباس عراقچی مقام ارشد مذاکره کننده امور  هسته ای ایران و معاون وزیر امور خارجه شنیده می شود. این فایل صوتی یکی از مهم ترین رخدادهای خبری ایران این روزها در ایران است. به نوشته روزنامه «وطن امروز»، عباس عراقچی در یک سخنرانی در قم در مورد نامه حسن روحانی به رهبر حکومت در خصوص برسمیت شناختن شناختن حق غنی سازی ایران از سوی آمریکا، گفته است که رییس جمهور در این باره «اشتباه» کرده است. روزنامه «وطن امروز»،  از رسانه های نزدیک به سپاه پاسداران ایران، چهارشنبه از قول عراقچی نوشته بود که او گفته است: «در میان مقامات ایرانی بین حق و شناسایی حق یک مقدار قرقاطی شده است». به نوشته «وطن امروز» و سایر رسانه های اصولگرا، عراقچی این سخنان را چندی پیش در یک سخنرانی در قم برای شماری از طلاب حوزه علمیه بیان کرده و فایل صوتی آن تازه منتشر شده است.

*          عباس عراقچی معاون امور حقوقی و بین المللی وزارت امور خارجه و عضو ارشد تیم مذاکره کننده هسته ای در واکنش به انتشار فایل صوتی سخنانش، به رسانه های ایران توصیه کرد که «منافع ملی و احقاق حقوق هسته ای ایران را قربانی اهداف کوتاه مدت سیاسی خود نکنند». آقای عراقچی با «ابراز تعجب از پخش ناقص و تحریف شده سخنانش در یک جلسه خصوصی» گفت: «نگرانم که اینطور بازی با منافع ملی تا کجا می خواهد پیش برود!». او همچنین افزود: «کشورهای قدرتمند جهان با پذیرش ادامه غنی سازی در ایران، حق غنی سازی ایران را تثبیت کرده اند».

 
عباس عراقچی: «بازی با منافع ملی حیرت انگیز است، آن را بس کنید»

*        یک روزنامه آلمانی زبان سوییس نوشته است: «اگر ایران سرانجام به بمب اتم برسد، به قدرت یابی در منطقه راضی نمی شود و به افق های دوردست تر چشم طمع خواهد داشت». (گزارش روزنامه «نوی زوریخه سایتونگ» را از همکارمان دکتر ایرج ربیعی شنیدیم).

*          هیات نمایندگی ایران در وین از سخنان آقای یوکیا آمانو مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی ابراز «تعجب» کرد. آقای آمانو پنجشنبه در تازه ترین اظهارنظر درباره ماهیت برنامه اتمی ایران، گفت: «سیاست های هسته ایران تغییری نکرده است». وی ایران را فرا خواند در همکاری های خود با آژانس برای کمک به این نهاد، جهت روشن کردن ابعاد مبهم برنامه اتمی ایران، سرعت ایجاد کند»، ولی گفت: «تا به حال، جدول زمانی تازه ای برای همکاری از سوی ایران ارائه نشده و تهران پاسخ روشنی نداده است». آقای آمانو در مصاحبه با خبرگزاری رسمی چین، «شین هوا»، در مورد درخواست آژانس از ایران برای بازدید ناظران آژانس از سایت «پارچین» گفت: «ایران نه می گوید بله، نه می گوید نه».

*          سخنان آقای آمانو در مورد لزوم ایجاد سرعت از سوی ایران در همکاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی، در حالی بیان شد که دو دیپلمات چهارشنبه به خبرگزاری «آسوشیتدپرس» گفتند ایران نیمی از اورانیوم بیست درصد غنی شده خود را رقیق کرده است. به گفته این دیپلمات ها، که نامشان برده نشده بود، قرار است آژانس بین المللی انرژی اتمی در روزهای آینده در گزارش جدید خود تأیید کند که به دلیل رقیق شدن ذخایر اورانیوم غنی شده ایران، امکان دستیابی ایران به سلاح هسته ای ضعیف تر شده و این امر نشانگر آن است که دولت ایران پا به پای مذاکراتش با گروه 5+1 به تعهدات خود عمل کرده است.  


آمانو: «سیاست های هسته ایران تغییری نکرده است»

*          یک زمین لرزه با قدرت پنج و یک دهم ریشتر صبح پنجشنبه مناطق وسیعی از استان بوشهر در اطراف تنها نیروگاه اتمی ایران را لرزاند. این نخستین بار نیست که زمین لرزه در بوشهر روی می دهد؛ در فروردین ماه سال گذشته، زمین لرزه ای با شدت شش و یک دهم ریشتر استان بوشهر را تکان داد که دست کم 37 نفر کشته و بیش از 900 مجروح بر جای نهاد و هشداری بود به مقامات جمهوری اسلامی که هرگاه زمین لرزه شدیدتری روی دهد بعید نیست که فاجعه ای بزرگ و چه بسا تلفات سنگین به همراه آورد. بدون تردید مردم استان بوشهر نیز نگران هستند، چرا که در صورت تکرار زمین لرزه ها، و نشت احتمال تشعشعات هسته ای، ممکن است جان هزاران تن را به خطر بیاندازد. هنوز درباره پیامدهای زلزله جدید در استان بوشهر گزارش های دقیقی در دست نیست اما گفته شد که احتمال می رود کارشناسانی از سوی آژانس بین المللی انرژی اتمی برای بررسی دقیق نیروگاه اتمی بوشهر به ایران سفر کنند تا از نزدیک تحقیقاتی در این مورد انجام دهند و اطمینان یابند که در زمین لرزه آسیب هایی به نیروگاه وارد نیامده باشد.

 
رآکتور بوشهر: زلزله پنجشنبه بوشهر مردم را از عواقب نشت هسته ای نگران تر کرد

*        یک دادگاه آمریکا پنجشنبه به مصادره یک ساختمان 36 طبقه در نیویورک رأی داد. این ساختمان متعلق به دولت ایران است که از جمله دفاتر «بنیاد علوی» در آن قرار دارد. دادگاه آمریکا حکم کرد که از محل فروش این ساختمان به خانواده های قربانیان بمب گذاری 31 سال پیش بیروت در لبنان و بمب گذاری 18 سال پیش در منطقه «الخبر» عربستان، غرامت مالی پرداخت شود. ساختمان 36 طبقه را پادشاه ایران برای بنیاد پهلوی خریداری کرده بود، که در منطقه اعیانی منهتن نیویورک واقع است و بعداً رژیم ایران آنرا به «بنیاد علوی» تغییر نام داد.

 

*        مقامات فرودگاهی در ایران گزارش فرود آمدن یک هواپیمای آمریکایی در تهران را تکذیب کردند. تا زمانی که روزنامه «نیویورک تایمز» در شماره آدینه خود از حضور یک فروند هواپیمای کوچک آمریکایی در فرودگاه «مهرآباد» تهران خبر نداده بود، خبرگزاری ها و دهها وبسایت به اصطلاح خبری رژیم ایران به چنین خبری اشاره نکرده بودند. اما پس از آن که «نیویورک تایمز» این امر را مطرح کرد، رسانه های اصولگرا دلیل دیگری برای شاخ و شانه کشیدن برای روحانی و دولتش یافتند تا مشکوک شوند که چه رازی پشت فرود این هواپیمای کوچک است. «نیویورک تایمز» نوشته بود، این هواپیما متعلق به بانک آمریکایی «یوتا» است و علامت «وی آی پی» دارد. یعنی «شخصیت هایی» را حمل می کند. آقای حمید بابایی مسئول مطبوعاتی ایران در سازمان ملل از دلیل آمدن این هواپیما اظهار بی اطلاعی کرده بود اما بعداً مقامات تهران این امر را رد کردند.

*        حکم دادگاه نیویورک برای مصادره برج بنیاد علوی تنش میان آمریکا و ایران را افزایش می دهد. دولت واشنگتن در روزهای اخیر تاکید کرد که «شایسته نیست برای گروگان گیر سفارت آمریکا ویزا صادر کنیم». سخنگوی وزارت خارجه آمریکا درباره عدم صدور روادید برای آقای حمید ابوطالبی سفیر پیشنهادی ایران در سازمان ملل گفت، دولت اوباما این تصمیم را «به خاطر نقش ابوطالبی در اشغال غیرقانونی سفارت آمریکا در حادثه 35 سال پیش ایران» گرفته است. در این میان، یک مقام سازمان ملل گفته است، کمیته مشاوره حقوقی سازمان به منظور رسیدگی به عواقب تصمیم آمریکا مبنی بر عدم صدور ویزا برای آقای ابوطالبی، با هیأت ایرانی دیدار خواهد کرد. همزمان، روسیه به حمایت از ایران اقدام کرد و در بیانیه ای که از سوی وزارت خارجه روسیه صادر شد، تاکید کرد که «خودداری آمریکا از صدور روادید برای نماینده ایران در سازمان ملل نقض تعهدات واشنگتن است».

 
حمید ابوطالبی
روسیه از «حق» ایران برای اعزام ابوطالبی حمایت کرد.

*          دولت آمریکا اعلام کرد که 450 میلیون دلار دیگر از پولهای بلوکه شده ایران را بخاطر پایبندی دولت ایران به تعهداتش آزاد کرده است. عباس عراقچی نیز این امر را تایید کرد و گفت پول به حساب بانک مرکزی واریز شده است. خبرگزاری «رویترز» نیز پنجشنبه گزارش داده بود که ژاپن دو قسط  دیگر از پول نفت خریداری شده در گذشته از ایران را به حساب دولت تهران واریز کرد. سخن از دو قسط  در مجموع یک میلیارد دلاری بود. این اقساط  پرداخت شده از سوی ژاپن بدین مفهوم است که ایران تا کنون دو میلیاردر 550  میلیون دلار از پول های بلوکه شده خود را، براساس توافق موقت ژنو، دریافت کرده است. اما در روزهای گذشته مقامات ایران و نیز دولت آمریکا اذعان کردند که «حتی یک دلار از این پول ها به داخل ایران انتقال نیافته بلکه در حساب های دولت ایران در خارج می ماند، زیرا بانک های بسیاری در جهان هنوز از بیم تحریم از سوی آمریکا حاضر به هیچ نوع معامله و انتقالی با ایران نیستند.  


رویترز: دو قسط دیگر ژاپن برای پول نفت هم واریز شد
اما پولی به ایران نرسیده است.
بانک های «دوم» از انتقال پول ها به ایران می ترسند.

*          روزنامه «دنیای اقتصاد» در آخرین شماره خود نوشت: «در حالی که اکثر صرافان و دلالان بر وجود ارز در بازار آزاد ایران تأکید می کنند، اما بسیاری از صرافی های میدان فردوسی و خیابان استانبول نرخی برای دلار اعلام نمی کنند و تمایلی به خرید و فروش دلار ندارند و در پاسخ به این سئوال که دلیل اعلام نکردن نرخ و خرید و فروش نکردن دلار چیست؟، یا سکوت می کنند یا به نوسان شدید در بازار اشاره کرده و می گویند منتظر به ثبات نسبی رسیدن بازار هستند». در این میان سقوط نسبی بازار بورس تهران این هفته بسیاری از سرمایه گزاران خرد و کلان ایران را نگران کرد تا آنها از خود بپرسند که این وضعیت به کجا خواهد رسید؟  این پرسشی است که این روزها هزاران هزار ایرانی از خود می پرسند؛ آنها ایرانیانی هستند که شاید اندوخته و آخرین پس انداز زندگی شان را در اوضاع و احوال نابسامان اقتصادی ایران در بورس تهران سرمایه گذاری کرده بودند تا شاید سودی ببرند. (در پاسخ به این پرسش تحلیلی را از کوروش رادمنش تحلیلگر امور اقتصادی برای نهادهای اروپایی در بخش بولتن مشروح خبری روز پنجشنبه رادیو اسرائیل شنیدیم). 


بورس تهران به کجا می رود؟

*        مشاور رسانه ای روحانی می گوید نه دختر حسن روحانی با خانواده و بستگان امام جمعه سنی زاهدان دیدار کرده نه مشاور روحانی در امور زنان. گفتنی است، همزمان با پایان سفر حسن روحانی به استان سیستان و بلوچستان اعلام شده بود که دختر آقای روحانی که پدر را در این سفر همراهی می کرد، با خانواده های مولوی عبدالحمید و احمد نارویی دیدار کرد. در حالی که خانم روحانی از سوی خانم شهیندخت مولاوردی معاون رییس جمهور در امور زنان و همسر استاندار سیستان و بلوچستان همراهی می شد، با خانواده مولوی عبدالحمید و احمد نارویی دیدار کرد تا درگذشت مولوی احمدی نارویی را تسلیت گفت. مولوی احمد نارویی معاون مولوی عبدالحمید روز بیست و ششم اسفند سال گذشته بر اثر تصادف در گذشت و بسیاری گفتند که این تصادف «مشکوک» است و عوامل اصولگرا در حکومت در ایجاد این تصادف نقش داشته اند. آن حادثه در جاده چشمه زیارت بخش مرکزی زاهدان اتفاق افتاده بود. مولوی نارویی خود امام جمعه مسجد مکی و معاون امور مالی حوزه علمیه مکی زاهدان بود. آقای علی مطهری پیش از این گفته بود که داماد مولوی عبدالحمید در راه بازگشت از رایزنی برای آزادی مرزبانان ایرانی درگذشته است. در پایان سفر  روحانی نیز اعلام شد که انجمن دانشگاه سیستان و بلوچستان در نامه ای به روحانی تاکید کرده است: «اتحاد ملی در گرو برطرف ساختن کدورت ها و رفع حبس ها و حصرها است».


دختر و مشاور روحانی به خانواده های نارویی و عبدالحمید اسماعیل زهی تسلیت گفت؟
مشاور رسانه ای روحانی می گوید: نه.

*          در حالی که گروهی اندک از مأموران حکومتی در زمان سخنرانی روحانی در دانشگاه زاهدان با نام «دانشجوی بسیجی و ارزشی» علیه او تظاهرات می کردند، گزارش ها از تهران حاکی است که نهادهای اطلاعاتی رژیم، شماری از دانشجویانی را که چند روز پیش در زمان سخنرانی سعید جلیلی در دانشگاه امیرکبیر تهران، شعار آزادی موسوی و کروبی را سر داده بودند، تحت تعقیب قرار داده اند. این دانشجویان دانشگاه امیرکبیر به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شده اند. آنها دوشنبه که آقای جلیلی اصولگرا و بازنده انتخابات ریاست جمهوری سال قبل، به دانشگاه امیرکبیر رفته بود، در کنار درخواست برای آزادی موسوی و کروبی، آزادی زندانیان سیاسی را نیز در شعارهایی مطرح کردند.

*        به گزارش «خبرگزاری دیده بان حقوق بشر کردستان»، سمکو خورشیدی زندانی سیاسی کرد روز پنجشنبه 28 فروردین در زندان دیزل آباد کرمانشاه اعدام شد. سمکو خورشیدی در هشتم فروردین ماه 1390، در یکی از اتوبان های اطراف تهران، توسط  نیروهای امنیتی بازداشت شد. او به خاطر عضویت در یک حزب کردی به «محاربه» متهم و به اعدام محکوم شد.     

*        گزارش های رسیده از تهران حاکی است که در پی حمله مأموران زندان ها به بند 350 زندان اوین که در روز پنجشنبه رخ داد، حال سه تن از مجروحان که به بیمارستان منتقل شده اند وخیم است. «گزارشگران بدون مرز» و «عفو بین الملل» با صدور بیانیه هایی رخداد خشونت بار روز پنجشنبه در زندان اوین را قویاً محکوم کردند. خانواده های زندانیان سیاسی این زندان مخوف این حادثه را تایید کردند. گزارش ها از تهران حاکی است که روز پنجشنبه میان نیروهای گارد ضد شورشی و  زندانیان بند 350 زندان اوین درگیری های شدیدی روی داد و شماری از زندانیان سیاسی زندان اوین مجروح شدند. پایگاه خبری «کلمه» در این مورد نوشته بود، در این درگیری، عماد بهاور، عضو جوان و محبوس نهضت آزادی شدیداً مورد ضرب و شتم قرار گرفت و یک تن دیگر مجروح شده و جمجمه اش شکست. همزمان، براساس گزارش ها، آرش محمد حامد و آیت مهر علی بیگو زندانیان سیاسی در زندان مرکزی تبریز از روز سه شنبه 26 فروردین  ماه سال جاری در عتراض به آزار و اذیت علیه انواده های زندانیان سیاسی از سوی نهادها و ارگان های امنیتی جمهوری اسلامی دست به اعتصاب غذا زده اند. زندانیان سیاسی اعلام کرده اند که در اعتراض به تهدید ها، احضارها و دستگیری اعضای خانواده های زندانیان سیاسی و همچنین در اعتراض به عدم موافقت برای انتقال زندانیان سیاسی به شهر محل سکونت شان و اینکه بازرسی و تفتیش در منازل زندانیان بطور خشونت آمیز ادامه دارد و عوامل رژیم به ایجاد رعب و وحشت در منازل زندانیان سیاسی پرداخته و زندانها نیز به زندانیان سیاسی مرخصی نمی دهند، دست به اعتصاب غذا زده اند. هر دو زندانی در زندان مرکزی تبریز در پیام کوتاهی که از این زندان به بیرون فرستاده اند، اینگونه رفتارها با زندانیان و اعضای خانواده ها را نقض آشکار حقوق بشر دانسته و خواستار پایان دادن به این عملکرد شده اند. در همین حال، گزارش ها از شهرستان قم، حاکی است که در شب چهارشنبه به بامداد پنجشنبه در حمله سیصد تن از افراد نیروی انتظامی ،بیش از یکصد نفر از جوانان قم دستگیر و زندانی شدند. 


در پشت درهای بسته مخوف ترین زندان ایران، زندانیان سیاسی را شدیدا کتک زدند.
رفتارغیرانسانی زندانبانان در اوین مادران زندانیان سیاسی را پریشان کرد.

*          صدها نفر از مردم در منطقه «مهرشهر» کرج روز آدینه برای دومین روز پی در پی علیه قطع درختان باغی که در گذشته کاخ شاهزاده شمس در آن قرار داشت، اعتراض کردند و گفتند بنیاد مستضعفان و دانشگاه علامه طباطبایی با سهل انگاری هزاران درخت از این باغ بزرگ را قطع کرده اند.

*        برای نخستین بار پس از حدود چند ماه سکوت نسبی، مردم استان چهار محال و بختیاری  در خصوص انتقال آب استانشان به استان اصفهان اعتراض کردند. روز پنجشنبه گردهمآیی بزرگ و اعتراضی مردم چهار محال و بختیاری برای بیان ناخشنودی از حفر تونل بهشت آباد و گلاب که آب این استان را به اصفهان منتقل می کند، در بازار بزرگ شهر کرد گرد آمدند. در برخی از گزارشها از وجود پنج هزار تا ده هزار تظاهرکننده سخن رفت. نماینده شهر کرد در مجلس نیز در این باره به رسانه های ایران گفت، مردم چهار محال و بختیاری از مسئولان کشور به ویژه وزیر نیرو انتظار دارند «جلوی زیاده خواهی ها و اعمال غیرقانونی استان اصفهان را بگیرند». رسانه های ایران نیز تایید کردند که روز پنجشنبه هزاران تن از مردم شهرکرد در اعتراض به انتقال آب سرچشمه کارون به استان اصفهان در محدوده بازار شهر کرد دست به تظاهرات زدند. منابع خبری گفتند، نارضایتی های گسترده از گرانی سرسام آور آب و کمبود آب، مردم شهر کرد را به شدت خشمگین کرده است. هزاران تظاهر کننده پس از تجمع در محدوده بازار شهر کرد، به سوی خیابان های مرکزی شهر کرد پیاده روی کردند و در برابر ساختمان استانداری استان دست به تجمع زدند. در ماههای اخیر، تجمع و تظاهرات مشابهی نیز در استان های خوزستان و چهارمحال و بختیاری برگزار شد و درگیری هایی نیز رخ داد و چند نفری نیز از کشاورزان کشته و زخمی شده بودند. اما وضعیت آب حتی در استان آذربایجان غربی به مرحله بحران جدی رسیده است و معاون استانداری این استان نیز روز پنجشنبه گفت، «بسیار زود به مرحله جیره بندی آب در شهرهای استان می رسیم».  


هزاران نفر از مردم شهر کرد در استان چهار محال و بختیاری
در اعتراض به انتقال آب به اصفهان، روز پنجشنبه
 در بازار شهر تظاهرات و سپس در خیابانهای شهر راهپیمایی کردند.

*          در حالی که میلیونها نفر از مردم ایران برای دریافت 500ر45 تومان یارانه نقدی ماهیانه یک بار دیگر باید تحقیر و ثبت نام در یک روند پر زحمت را به جان بخرند، الیاس نادران یک نماینده مجلس گفت چند وزیر در همین دولت، وزیران صاحب ثروت های صدها میلیاردی هستند و هر یک از آنها ممکن است «800 میلیارد تا هزار میلیارد تومان ثروت داشته باشند». الیاس نادران چهارشنبه شب در یک برنامه تلویزیونی تهران (برنامه «ثریا») گفت: «اگر وزیران میلیاردی حاضر هستند دارایی هایشان را اعلام کنند، پس شما هم از مردم بخواهید درآمد خود را خبر بدهند و اگر آنها حاضر به اعلام دارایی شان نیستند، چرا توقع انصراف مردم از یارانه و ارائه اطلاعات اقتصادی خود را دارند؟». گفتنی است: روز چهارشنبه نیز هشت نماینده مجلس در نامه ای نوشته بودند دولت باید به حساب ثروتمندان سربکشد تا آنها را وادار به دادن مالیات نماید.  


صادقی محصولی تنها وزیر میلیاردی نبوده است.
نادران: «چند وزیر با ثروت های هشتصد تا هزار میلیارد تومانی داریم».

*          گرانی انواع مایحتاج اساسی در آخرین روزهای فروردین خود را بیشتر نشان می دهد. خبرگزاری «دانشجو» از تهران امروز در گزارشی با عنوان «ارزانی سیب زمینی نیز به یک رؤیا مبدل شده است»، نوشت: «مسئولان خودشان معترف هستند که سیب زمینی به قیمت ماههای گذشته را باید فراموش کرد». هر کیلو سیب زمینی به چهار هزار تومان و حتی بیشتر افزایش یافته است. کم آبی زمین ها در این گرانی نقش دارد زیرا کشت سیب زمینی، به آب زیادی نیاز دارد. حسن محمدی مسئول اتحادیه سیب زمینی کاران ایران گفت حتی واردات چند هزار تن بذر برای تأمین نیاز کشور به سیب زمینی کارساز نخواهد بود. به گفته او، غالب سیب زمینی مصرفی مردم، کهنه و محصول سال گذشته است.


سیب زمینی هم مدت هاست «عزیز» شده است.
مسئولان: «سیب زمینی به قیمت چند ماه پیش، خواب و خیال است».
 اتحادیه سیب زمینی کشور: «اکثر سیب زمینی مصرفی، محصول سال گذشته و کهنه است»
.

*          رسانه های استان خوزستان از اخراج 500 نفر از کارکنان شرکت ساخت تلفن همراه در ایران در هشر آبادان خبر دادند. یک مقام ارشد کارگری در استان البرز نیز گفت، به زودی بیکاری به اصلی ترین معضل استان مبدل می شود.این درحالی است که این استان از صنعتی ترین نواحی کشور بود. همزمان، کارگران می گویند: شرکت ها و پیمانکاران چینی که در مراکز نفتی در میدان های نفتی آزادگان و یادآوران مشغول به کار هستند، قراردادهای ناعادلانه و ستمگرانه ای با کارگران ایرانی منعقد می کنند و با آنان برخوردهای غیرانسانی دارند.

*          علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی پنجشنبه در جمع خبرنگاران در تهران برای نخستین بار در خصوص مرگ ایرانشناس برجسته آمریکایی واکنش نشان داد و گفت: دولت جدید وصی ریچارد فرای نیست و اطلاعی از مکان دفن وی ندارم و کسی که به عنوان وصی او تعیین شده، برود و وصیتش را عملی کند». 

*          خانم مسیح علی نژاد خبرنگار زبده ایرانی مقیم انگلیس که خود مازندرانی است، با خانم حسین زاده یک گفت و گوی جالب انجام داد که آن را امروز به نقل از وبسایت خانم علی نژاد پخش کردیم. ماجرای بخشایش قاتل جوانی که فرزند یکی از فوتبالیست های به نام و قدیمی مازندران را کشته بود، زبان به زبان نقل می شود و خبرگزاری «ایسنا» با انتشار عکس های لحظه به لحظه از این «بخشش در ملاء عام» که بامداد روز سه شنبه در شهرستان «نور» در استان مازندران، و تنها لحظه ای قبل از اعدام قاتل فرزند این خانواده داغدار رخ داد، این خانواده دلرحم را به ایرانیان و جهانیان معرفی کرد تا نشان رحمت و پاکدلی ایرانی باشند. «بلال» جوان 25 ساله ای که سه شنبه این هفته تا پای چوبه داررفت ولی والدین عبدالله حسین زاده او را که محکوم به اعدام بخاطر قتل عبدالله شده بود، بخشیدند، در اولین مصاحبه شرکت کرد و از لحظات پرهیجان بامداد سه شنبه در شهرستان «نور» سخن گفت. «بلال» شش سال قبل عبدالله حسین زاده فرزند 17 ساله عبدالغنی حسین زاده فوتبالیست محبوب شهرستان «نور» را با ضربه چاقو به شاهرگ عبدالله کشته شده بود. آن دو یک دعوای لفظی کرده و «بلال» با کشیدن چاقو، جوان مظلوم 17 ساله را کشت. اما «بلال» بامداد روز سه شنبه از سوی عبدالغنی حسین زاده و همسرش، لحظه ای که طناب دار دور گردنش بود، بخشیده بود. مادر عبدالله طناب دار را از گردن «بلال» باز کرد و مردم «عمو غنی» را تشویق کردند. پدر و مادر و خواهران «بلال» از شوق به پای «عمو غنی» و همسرش افتادند تا پای آنها را ببوسند. مردم شهرستان «نور» و خانواده «بلال» در هفته ها و روزها و بویژه در آخرین ساعات پیش از اعدام، به خانواده «عمو غنی» التماس می کردند که «بلال» را ببخشند. مردم در پای چوبه دار نیز برای دلرحم کردن «عمو غنی» یکصدا فریاد می زدند: «یاحسین، یا حسین». «بلال» که قبل از قتل، جوشکار بوده، به وبسایت «فرارو» گفت: در خواب دیده بود که «عمو غنی» او را می بخشد و طناب دار را از گردنش برمی دارد. مادر عبدالله، مقتول مظلوم، هم سه شنبه گفت پسرش به خوابش آمده و گفته که قاتل را ببخشد. خانم حسین زاده نیز در اولین مصاحبه نیز گفته است: «حالا که بخشش کرده است، آرام است».


                    در بامداد روز سه شنبه در شهرستان «نور» در استان مازندران طناب دار آماده بود


محکوم را می آورند


جوان محکومی که قتل کرده به بالای صندلی برده می شود و او فریاد عفو می دهد


گردن جوان را درون طناب می کنند


مادر محکوم درپایین عکس فریاد می زند و عفو می خواهد


«عمو غنی» فوتبالیست مشهور قدیمی شهر «نور» (دست راست) و همسر داغدارش می آیند.
«عمو غنی» و همسر غیر از فرزند هفده ساله، پسرک یازده ساله شان بهتاش را هم ده سال قبل از دست داده بودند


آخرین لحظه ها برای جوان محکوم است


اما مادر جوان مقتول که شش سال است داغ دیده، به جلو می رود و از خشم سیلی به صورت محکوم می زند
هیچکس نمی داند لحظه ای بعد مادر داغدار، محکوم را عفو می کند و می بخشد و طناب دار را از گردنش برمی دارد


افسر انتظامی که قراربود مسئول برنامه خشن اجرای حکم اعدام باشد
«عموغنی» را می بوسد؛ آری. حتی نیروهای انتظامی نیز از اجرای این احکام خونین دل هستند.


مادر جوان رهاشده از اعدام به پای «عموغنی» و همسرش می افتد تا پای آنها را ببوسد.


تراژدی و بخشایش: دومادر
یکی مادر مقتول و یکی مادر قاتل
اما هر دو زن مظلوم قربانی هستند.
مادر بلال سمت چپ که از عطوفت مادر عبدالله هیجان زده است، با او مانند خواهر گریه می کند

«این بود بخشایش خانواده عمو غنی در شهرستان پرنور نور»
امید که در غم فرزندشان صبور و توانا باشند و نمونه ای از رئوفت ایرانی گردند.
(
گزارش بخشایش تحسین برانگیز:
نوشته: فرنوش رام)

*          با تشدید بحران اوکراین، روز پنجشنبه وزیران خارجه قدرت های جهانی نشست چهارجانبه ای را در ژنو برای بررسی این معضل جدید صحنه بین المللی، برگزار کرده و اعلام کردند به توافقی دست یافتند که امید به حل نسبی این بحران را ایجاد کرده است. این توافق در حالی بدست آمد که تا قبل از این نشست، مقامات آمریکایی با بدبینی گفته بودند در انتظار بروز تحولی مهم در نشست ژنو نیستند. باراک اوباما چهارشنبه گفته بود «تحریم بیشتری در انتظار روسیه است، و تصمیم های پوتین در بلند مدت برای خود روسیه هم بد تمام خواهد شد». اما ظاهراً پوتین از این خط و نشان کشیدن های اوباما، که از نظر روسیه شیر بی یال و دوم را شکم است، باکی ندارد. اوباما گفته بود: «روسیه توان مقابله با آمریکا را ندارد» و «بی ثبات کردن اوکراین تبعات جدی برای مسکو خواهد داشت». جان کری وزیر خارجه آمریکا با رسیدن به ژنو گفته بود: روسیه باید از حمایت و کمک به جدایی طلبان اوکراین دست بردارد. همزمان، آلمان از طرح نظامی «ناتو» در پاسخ به بحران اوکراین حمایت کرده بود. دولت آلمان اعلام کرد برای کمک به «ناتو»، یک کشتی پشتیبانی و شش جنگنده خود را در این طرح مشارکت می دهد. دبیر کل «ناتو» چهارشنبه گفت این پیمان نظامی در پاسخ به بحران اوکراین و تجاوز روسیه، گام های نظامی بیشتری برمی دارد».

 
اوباما به پوتین: روسیه توان مقابله با آمریکا (در بحران اوکراین) را ندارد.

*          شعله خشم آقای کارلوس کی روش از آفریقای جنوبی تا اصفهان زبانه کشید. او از شهر کیپ تاون به خط و نشان کشیدن برای تیم های فوتبال ایران اقدام کرد زیرا بی طاقت شده است. پس از لجبازی تیم سپاهان اصفهان که حاضر نشد فوتبالیست های عضو تیم ملی را برای شرکت در اردوی آماده سازی تیم با کاروان راهی آفریقای جنوبی کند، آقای کی روش شش نفر از فوتبالیست های سپاهان را از تیم ملی اخراج کرده است. روزنامه های آفریقای جنوبی با تمسخر کاروان ده نفره ایران که با عنوان پرطمطراق «آماده سازی برای جام جهانی»! به کیپ تاون رفته، پرسیده اند آیا این تیم کشوری است که می خواهد در جام جهانی شرکت کند؟ رسانه های ایران نیز نوشتند آقای کی روش در شب قبل از رفتن کاروان بشدت عصبانی بود و ساعتها از اتاق هتل آزادی بیرون نیامد.


کارلوس کی روش از لجبازی تیم های محلی بی طاقت شد.
شعله خشم او در حالی که در آفریقای جنوبی است، تا اصفهان زبانه کشید.
رسانه های آفریقای جنوبی هم شوربختانه به ما ایرانیان خندیدند
تا این گفته تقویت شود که ایرانی برود به کُشتی برسد که ورزش «تک نفره» است
زیرا کار تیمی برایش سخت است.

 

رنگین کمان
برنامه هفتگی فرنوش رام با گزارشهای فرهنگی، هنری، ادبی و اجتماعی


دولت آبادی: تلاش بیهوده خشکه مقدس ها در جلوگیری از گسترش هنر و ادبیات

نوشته: فرنوش رام

محمود دولت آبادی نویسنده معاصر ایرانی تلاش خشکه مقدس ها در رژیم ایران برای جلوگیری از گسترش هنر و ادبیات را کوششی عبث دانسته و از آن انتقاد کرده است.

وی در آستانه ی نوروز با حضور در دو گردهمآیی ادبی، یکی در تالار شمس در زمان اعطای جایزه داستان بیهقی و دیگری در محلی در زندان قصر که به قهوه خانه ای برای ادیب دوستان مبدل شده است، گفت «علاقه به هنر و ادبیات  و فرهنگ ایران و این سرزمین، به رغم همه مشکلات همواره پویا خواهد ماند و کسانی که می خواهند جلوی این امر مقدس را بگیرند، کوشش بیهوده می کنند».

دولت آبادی که خود چندی پیش تحلیل «وزیری امیر حسنک» را بر اساس تاریخ ابوالفضل بیهقی ارائه کرد، در گردهمآیی برای اعطای جایزه به بیهقی خوانان جوان کشور، یادآور شد «کار بزرگی که فردوسی دراسطوره پهلوانی و تاریخ انجام داد، بیهقی در تاریخ و نثر کرد».

به گفته او، «خواندن تاریخ بیهقی به ایرانیان کمک می کند که بدانند کجای تاریخ بوده و حال به کجا رسیده اند (منظور؛ به کجا سقوط کرده اند).

دولت آبادی تاکید دارد که «بیهقی به تاریخ نگاه جزمی نداشته است؛ در عین مشاهدات، روابط انسانی را بازگو می کند و در عین نوشتن مناسبات انسانی، تداعی های خود را نیز می نویسد؛ همانگونه که در ادبیات منثور ما نیز رواج دارد».

به گفته دولت آبادی، ادبیات ایران در سالهای گذشته در دوره «فترت» خود به سر می برد و او نیز مانند بسیاری دیگر، فکر نمی کرد که باردیگر ادبیات در میان جوانان کشور شناخته و ارج نهاده شود، و در آن، کوشش و پیگیری و فراگیری متداوم صورت گیرد ولی زمانی که حال می بیند که جوانان ایران حتی به خواندن اثر ابوالفضل بیهقی روی آورده اند، دلشاد و مسرور می شود.

به باور دولت آبادی، در آخرین سالهای حکومت پیشین و سپس در دوره اول جمهوری اسلامی ایران، ادبیات فارسی امروزی وارد دوره فترتی شد ک دستکم بیست و پنج سال طول کشید.

به گفته این نویسنده بزرگ ایران، هشت سال جنگ سهمگین ایران و عراق، ادبیات فارسی معاصر را مورد ضربه جدی قرار داد و تازه وقتی جنگ تمام شد، به توصیف وی: «گیجی پس از آن شروع شد».

دولت آبادی یادآور می شود که در این دوره فترت، در جمهوری اسلامی ایران، ادبیات کلاسیک از جوانهای کشور «به طرز بی رحمانه ای» پنهان نگاهداشته شده و جوانان عاشق ادبیات، دیدند که پشت سرشان خالی است و دربرابر آنها، انواع و اقسام فلسفه ی ادبیات را علم کرده اند.

دولت آبادی می گوید «جوان های با استعدادی در کشور وجود دارند که می توانند این استعداد خود را در ادبیات نشان دهند اما شرایط و دوره فترت 25 ساله اثرات (منفی) خود را نهاده است...ولی با این حال، امروز بار دیگر تجربه هایی آغاز شده است که باید دیگر به بار بنشیند، اما زمان می برد»، چرا که به گفته وی، «وقتی به ممنوعیت انتشار آثار نویسندگان خارج از ایران و محدود شدن چاپ و ترجمه ی ادبیات کلاسیک جهان به فارسی، سرکشی جوانی هم اضافه شود، حاصل چیزی جز وضع (اسف بار) کنونی در عرصه ادبیات نمی تواند باشد».

محمود دولت آبادی به تازگی از مطبوعات ایران نیز که حرفهای او را نادرست بازتاب می دهند، ابراز «خستگی و آزردگی» آشکار کرده بود؛ اشاره اش بویژه به حضور در مراسمی در چند ماه پیش در تهران بود که حسن روحانی نیز در آن شرکت کرد و به حمایت دولت آبادی از رییس جمهوری نظام تعبیر شد اما خود دولت آبادی در این باب، توضیحات زیادی داد و تاکید کرد که نخواسته بود از روحانی حمایت کند مگر آنکه او براستی در تامین وعده های فریبایش در راه آزادی بکوشد.

دولت آبادی در آستانه نوروز همچنین با حضور در یک قهوه خانه متعلق به زندان قصر در تهران در جمع دوستداران ادبیات و نویسندگان سخن گفته و افزوده بود «امیدوارم که روزی همه زندان ها به مکانی برای زندگی مبدل شود».

محمود دولت آبادی نویسنده رمان های قوی «کلیدر» «زوال کلنل»، «جای خالی سلوچ» و «روزگار سپری شده مردم سالخورده»، 74 ساله (زاده امرداد 1319 خورشیدی)، از کارگری در شهر سبزوار به بازیگری  در صحنه تئاتر تهران و آنگاه به نویسندگی و ادبیات روی آورد و بیش از پنجاه سال است که قلم می زند.

او با وجود سفرهای متعدد به خارج از ایران، در سخت ترین سالهای سرکوبگری جمهوری اسلامی نیز نخواست که کشورش را ترک کند.

جمله معروف محمود دولت آبادی این است: «نوشتن برای من همواره با درد و رنج همراه بوده است».


محله «عودلاجان» یکی از قدیمی ترین محله های یهودیان در تهران بازسازی می شود

نوشته: فرنوش رام


محله عودلاجان دوباره وعده مرمت و بازسازی گرفت
شهرت محله عودلاجان در جنوب تهران به وجود هزاران یهودی در آن بود

محله «عودلاجان» در جنوب تهران یکی از قدیمی ترین محله های پایتخت که اکنون از فقیرترین نقاط این کلانشهر هیولایی محسوب می شود، تا گذشته ای نه چندان دور، یکی از مهم ترین محله های یهودیان ایرانی بود که در این کشور باستانی زندگی می کردند.

خبرگزاری «ایرنا» این روزها در گزارشی با عنوان «شاید بهار عودلاجان نیز فرا رسیده است»، به نقل از مسئولان طرح مرمت بافت تاریخی «عودلاجان»، ابراز امیدواری کرده است که با آمدن بهار، شاید زمستان این منطقه به پایان برسد و این ناحیه سرانجام پس از قول دادن های مکرر مسئولین، احیاء شود.

هرچند که در گزارش «ایرنا» هیچ اشاره ای به هزاران نفر از ساکنان یهودی این منطقه و حضور سالهای طولانی آنها در این بخش از تهران قدیمی نشده است، اما این گزارش در خصوص از سرگیری تلاش ها برای احیای این منطقه، دل ما را نیز شادمان کرد.

این گزارش تاکید دارد که «پس از دو سال ناکامی در طرح مرمت و احیای این بافت تاریخی، اداره میراث فرهنگی تهران پاییز گذشته در نشستی با شرکت کارشناسان، راههای بازگرداندن سرزندگی به این منطقه را بررسی کرده است».

باید بگوییم که محله «عودلاجان» در نقشه کنونی کلانشهر هیولایی تهران، منطقه دوازدهم پایتخت به حساب می آید، که مناطقی از ابتدای بازارچه تا سه راه جواهری و سرای حاجیان تا خیابان پانزدهم خرداد کنونی را دربر می گیرد. یعنی از غرب به خیابان ناصرخسرو، از شرق به ری، از شمال به امیر کبیر و از جنوب به خیابان پانزده خرداد یا بوذرجمهری قدیم وصل می شود و سه محله اصلی امامزاده یحیی، پامنار و ناصرخسرو را در برمی گیرد.

خیابان «چراغ برق» و محله های ارگ، دولت، سنگلج در این منطقه از «عصر ناصری» رشد  کرد.

منطقه یهودی نشین «عودلاجان» به دلیل وجود بناهای تاریخی متعدد در آن، بسیار غنی است.


یکی از خانه های زیبا و مرغوب اعیانی بازمانده در محله عودلاجان

اما برخی املاک و مغازه های بازارچه «عودلاجان» برای  برخی بازاریان و کسبه محل کارکرد انبار را دارد و در دو سال گذشته، اکثر کسبه بازارچه «عودلاجان» نتوانسته اند مغازه های خود را برای خرید و فروش باز کنند.

گزارش «ایرنا» نیز به این امر اشاره کرده و می گوید بازارچه «عودلاجان» در شب ها پاتوق معتادان شده و امنیت و سامانی ندارد؛ امری که رفت و آمد و زندگی ساکنان کنونی آن را با مخاطراتی روبرو کرده و طبیعی است که تا این امر سامان نیابد، روز «عودلاجان» نیز بازسازی نخواهد شد- حتی اگر ظاهراً مدرن سازی گردد.

باید بگوییم که یهودیان ایرانی به یاد بزرگان خود و والدینشان که روزگاری در محله «عودلاجان» زندگی می کردند، یک وبسایت دیدنی درست کرده اند با نشانی:

www.7dorim.com

7dorim در زبان عبری به معنی هفت نسل است. زمانی که وارد این وبسایت می شوید،  صدای آواز سنتی با صدای خواننده یهودی روح الله دردشتی به گوش می رسد. روح الله دردشتی درآخرین سالهای عمر خود در اسرائیل زندگی می کرد و با رادیو اسرائیل نیز مصاحبه هایی برای یادگار در تاریخ ضبط کرد.


کنیسای «عزرا یعقوب» یکی از چند کنیسای باقیمانده از یهودیان در محله «عودلاجان» برقرار هستند.
شمار یهودیان در ایران و تهران بشدت پایین آمده است .
اما همچنان محلهای باستانی و مذهبی آنان حفظ می شود.

نشریه «میراث» در تهران چندی پیش در مطلبی با نام «همسایه ی یهودی» نوشته بود: «سالهای زیادی از حضور پر رنگ هموطنان و همسایگان یهودی مان در محله ی عودلاجان نگذشته است. با وجودی که تاریخ فاصله ی عمیقی بین ما (منظور؛ مسلمانان) و آنان (منظور؛ یهودیان ایرانی) انداخته است، هنوز هم در محله ی عودلاجان، نقش و نگاری از حضور کلیمیان وجود دارد. بناهای بازمانده، مردمان قدیمی و وقایعی که سینه به سینه نقل می شود، این قوم را در کنار مان زنده نگاه می دارد».

نشریه «میراث» افزوده بود: «کثرت هموطنان یهودی در  راسته ی بازارچه ی عودلاجان، این محله را به منطقه یهودیان تهران شهرت داده بود. حضور و همزیستی مسلمان و یهودی در کنار هم، بخش مهمی از تاریخ تهران است و نباید فراموش کرد که همسایگان یهودی با دانش و درایت اقتصادی خود سال های پر رونقی را برای عودلاجان رقم زده بودند».

نشریه «میراث» یادآور شده بود که مهم ترین اثر بازمانده از یهودیان در این محله، کنیساهای آنان است که ارزش اجتماعی، گردشگری و فرهنگی بسیاری دارد و از جمله می توان به کنیسای «عزرا یعقوب» اشاره کرد، که اکنون در خیابان پانزده خرداد، بازارچه ی عودلاجان، کوی حکیم، پلاک شانزده واقع است.

دو کنیسای  دیگر یهودیان در این محله، کنیسای «حکیم آشر» و «ملا حنینا» است. کنیسای «حییم» در این منطقه نیز یکصد و سی سال قدمت دارد.

گفتنی است که در کنار یهودیان، زرتشتی های اندکی نیز در گذشته در این محله زندگی می کردند اما زرتشتی های پایتخت نیز مانند یهودیان و مسیحیان بسیاری، ایران را ترک کرده اند.

برخی ازمشاهیر تاریخ معاصر ایران، مانند خاندان قوام الدوله و مستوفی و نخستین وزیر فرهنگ دوره پهلوی، حسن مدرس نماینده مجلس و شخصیت دوران مشروطیت در «عودلاجان» ساکن بوده اند. «خانه مدرس»، «باغ ملک الشعرا»، «کاخ گلستان» و «بنای مسعودیه» نیز در این منطقه قرار دارند.

خانه های پراتاق این محله از تهران در عرف عوام به «خانه قمر خانم» معروف بوده است. یعنی خانه هایی که اتاق های وسیع بسیاری دراطراف یک حیاط بزرگ با  حوض های اکثراً وسیع داشته و معمولا در هر یک از اتاق ها یا هر دو اتاق، یک خانواده با چندین و چند فرزند و حتی مادربزرگ ها و پدربزرگ ها با هم، زندگی می کرده اند.

«عودلاجان» تا اواسط دوره پهلوی جایگاه اجتماعی داشت اما در  دهه چهل خورشیدی، مردم آن با بهبود وضع اقتصادی و از جمله یهودیان، اندک اندک این محله را ترک کردند و به سوی محله های بهتر شهر کوچ کردند.




منشه امیر یکی از یهودیان زاده شده در محله قدیمی «عودلاجان» در جنوب تهران

آقای منشه امیر یکی از یهودیان ایرانی زاده شده در محله «عودلاجان» است که ایام کودکی و نوجوانی خود را در خانه ای در کوچه «تکیه رضا قلی خان» سپری کرد. او با والدینش در یکی از همان خانه های قدیمی با حوضی بزرگ و اتاقهایی که هریکی دو تای آن متعلق به خانه اجاره نشینی یک خانواده یهودی بود، زندگی می کرد و همانجا تحصیل کرد و فرانسه آموخت و از آنجا به روزنامه کیهان تهران به سرپرستی زنده نام مصطفی مصباح زاده راه یافت.

هفت سال پیش، در سال 1386 خورشیدی، بنا به تصمیم وزارت آموزش و پرورش اسرائیل، در پی سخنرانی منشه امیر، روزنامه نگار ایرانی الاصل در اورشلیم، مدارس اسرائیل موضوع سابقه محله های قدیمی تهران را در کتاب های درسی قرار داند تا نوجوانان اسرائیلی با محله های قدیمی پایتخت ایران آشنا شوند.

وزارت آموزش و پرورش اسرائیل به دنبال سخنرانی منشه امیر در باره «عودلاجان» محله زادگاه او در جنوب تهران، تصمیم گرفت که در کتاب های درسی مدارس اسرائیل، درسی را با عنوان محله های قدیمی ایران و تهران در موضوع های کتاب های درسی مدارس این کشور قرار دهد.

این مقاله را در رادیو فردا در باره زندگی منشه امیر در کودکی و نوجوانی در محله «عودلاجان» مطالعه کنید:

http://www.radiofarda.com/content/f4_Israel_lesson_Tehran_district/439437.html

 

همزمانی عید «پسح» و عید «پاک» و حال و هوای اورشلیم در این دو عید

نوشته: فرنوش رام


راهپیمایان مسیحی «قواسین» یا «مارکزمن»
 در راهپیمایی عید پاک در کلیسای قبر حضرت عیسای مسیح در اورشلیم

امسال نیز مسیحیان جهان همزمان با یهودیان دنیا، دو عید  مهم «پاک» و «پسح» را در تقارن زمانی با یکدیگر برگزار می کنند. هر سال، همزمان شدن این دو عید بزرگ، حال و هوایی ویژه به اماکن تاریخی اورشلیم، سایر نقاط مذهبی و باستانی اسرائیل و کرانه باختری مانند شهر بیت اللحم و ناصره می دهد.

از آنجا که عید «پسح» در شب پانزدهم ماه عبری «نیسان» آغاز می شود، جشن بهار و آزادی نیز نام دارد و در این روزها، مسیحیان کاتولیک و پروتستان، آیین های عید «پاک» را در اماکن شرق اورشلیم و شهر بیت اللحم برگزار می کنند.

آدینه ای که پشت سرگذاشتیم، «جمعه پاک» بود و شنبه نیز «شنبه نور» که یک روز پیش از عید «پاک» است، که به باور مسیحیان، عروج مسیح است و لذا دسته های راهپیمایان مسیحی موسوم به «کمانداران» (که عربها آنها را «قواسین» و در انگلیسی «مارکزمن» می نامند) در محله های شرق اورشلیم به حرکت درمی آیند.

راهپیمایان مسیحی در حرکت خود در شرق باستانی اورشلیم به «کلیسای قبر» می رسند؛ جایی که روح عیسای مسیح در پی مصلوب شدن در روز آدینه، بر اساس باور مسیحیان در روز یکشنبه به آسمان عروج می کند؛ چه بسا که در کتاب مقدس مسیحیان «عهد جدید» (نیو تستامنت) آمده است که مسیح سه روز پس از به صلیب کشیده شدن، به آسمان عروج نمود.

در سراسر دنیای مسیحی نیز عید «پاک» با نشانه های آن، از جمله تخم مرغ ها و گردهمآیی های اعضای خانواده ها در کلیساها و میهمانی های خانوادگی در حال برگزاری است و تعطیلات روز دوشنبه نیز روز آسوده دیگری برای کارمندان و مراکز دیگر را هدیه کرده بود.

امسال آیین های عید «پاک» از سوی مسیحیان فلسطینی در حالی برگزار شد که با بن بست در روند  صلح اسرائیلی- فلسطینی، ولی با شادی فلسطینی ها در پذیرش «دولت مستقل فلسطین» از سوی نهادهای بین المللی وابسته به سازمان ملل متحد همراه بود.

همچنین در این روزها، هزاران نفر از یهودیان فرانسه و آمریکا برای گذراندن عید «پسح»، که یهودیان ایرانی به آن جشن «فطیر» نیز می گویند، به اسرائیل آمده  و هتل های اورشلیم و شهرهای دیگر، از این مسافران خارجی پر شده است. اکثر آنان را خانواده های مذهبی و سنتی در میان یهودیان ساکن کشورهای  غربی تشکیل می دهند.

 

رنج بهاییان: پدر اعدام شد؛ سی سال بعد؛ فرزندان و عروس ها در زندان

تنظیم از: فرنوش رام


تندیس «مادر» (عکس زینتی است)
نامه یک بهایی به مادر مظلومش از زندان رجایی شهر کرج

در روزهای گذشته رییس دستگاه قضای بدور از عدالت ایران، شیخ آملی لاریجانی، و معاون او، شیخ ابراهیم رییسی، مدعی شدند که بهاییان در ایران تحت ظلم نیستند و کسی از آنان از حقوقی محروم نشده و هر بهایی که محاکمه شده است، به ادعای آنها «جاسوس» بوده است.

آملی لاریجانی و رییسی با مطرح کردن چنین ادعاهای کذبی، پیرو گوبلز هستند که این دست راست هیتلر نیز بر این باور ابلهانه بود که «هر چه دروغ بزرگ تر تحویل خلق بدهید، باورش برای آنها آسان تر است».

گوبلز در قرن گذشته این تراوشات مغز بیمار خود را فریاد می زد اما ملایان در دنیای مدرن امروزی که آگاهی انسانها بشدت افزایش یافته است، به زعم خود، در تلاش خوراندن تبلیغات جعلی به مردم هستند، هرچند که خود نیز می دانند  کسی این ادعاهای آنها را باور نمی کند.

 


زنده یاد رحیمیان پدر خانواده که در سال 1362 بخاطر دیانت بهایی اعدام شد
همسرش جسد را سال بعد در گورستان خاوران یافت
سی سال بعد، دو پسر او از جمله کامران رحیمیان و  عروس ها در زندان رژیم هستند
در عکس نوه ای که هم مادر و هم پدرش در زندان اوین و رجایی شهر هستند دیده می شود
آملی لاریجانی با گستاخی هفته گذشته گفت: هر بهایی که محاکمه شده جاسوس بوده است.
سران حکومت با این دروغ گویی ها پیروی از گوبلز را اثبات می کنند.
 

آه مادر؛ مادر مظلوم خانواده؛ سی سال دربدری و سرگشتگی در جستجوی جسد شوهر؛ برگرداندن اموال و سرکشی به فرزندان و عروس ها در زندان و تیمارخواری نوه ها.

(آری. این است حکایت بهاییان ایران). از محروم شدن شان از تحصیل و کار در ادارات دولتی دیگر نگوییم که «اظهر من الشمس» است).

از نامه کامران رحیمیان یک زندانی سیاسی که پدر خود او نیز سی سال پیش در اوایل بهار اعدام شده بود:

نامه به مادر:

مادرم! سی سال از تاریخ وصیت نامه پدر می گذرد؛ وصیت نامه ای که همان چند خط کوتاهش هم نیمه کاره رها شده بود و جمله آخر نیز خط خورده بود. در آن به ما فرزندان توصیه کرده بود تا از تو، مادر، حرف شنوی داشته باشیم؛ به تو احترام بگذاریم و از تو مراقبت کنیم.

مادر! پدر رفت و تو ماندی؛ او رفت برای راهش و اعتقادش؛ تو ماندی در راهت و با اعتقاداتت؛ نمی دانم اگر حق انتخاب داشتی رفتن را انتخاب می کردی یا ماندن را. جنس کار او گذشتن از زندگی بود و چشم بستن بر دنیا و خانواده، و جنس کار تو، پذیرش مشکلات بود و ساختن دنیا و خانواده.

چه توصیفی می تواند سنگینی این سی سال را بر دوش تو، مادر، بیان کند و یا گویای نقش تو در میان ما باشد. از سنگینی تجاربی مانند وقتی که در بهار 62 از خانه مان اخراج مان کردند و تنها اجازه دادند یک چمدان کوچک برای سه نفرمان برداریم و تو نیمی از این چمدان را به گذاشتن کتاب های من اختصاص دادی، و یا سال ها کار شبانه ات و پرستاری از بیماران در خانه هایشان و کارهای دیگری که برای امرار معاش و کسب درآمدی برای خانواده ما می کردی؟ از کدام بگویم؟.

مادرم! سال 62 را به دنبال خبری از پدر به زندان های گوهردشت و اوین می رفتی و بخشی از آن سال را هم در پی مصادره اموال با بی خانمانی گذراندی تا در فروردین 63 که پیکر پدر را در خاوران آرمیده یافتی.

مادر، پس از گذشت سی سال، تمامی سال گذشته، سال 92 را برای دیدار با یکی از عروس هایت به اوین رفته ای و برای دیدن من و برادر به گوهردشت کرج آمده ای و بر سر مزار عروس دیگرت فرشته به خاوران می روی و باز برای نگهداری دو نوه ات خانه را رها می کنی.

مادر! یک جمله ساده می گویی که یک شنبه ها باید با عروسم در اوین ملاقات کنم؛ چهارشنبه ها با نوه ها به ملاقات پسرانم در زندان گوهردشت برنامه داریم؛ دایم بین این زندان ها «هروله» می کنی.

وقتی با نوه هایت به ملاقات ما می آیی و با تلفن در کابین ها با یکدیگر از پشت تیغه شیشه ای کمی صحبت می کنیم، تو می ایستی و ما را نگاه می کنی. می دانم چه در دلت می گذرد.

مادر! تو از سال 62 تا 92 برای احقاق حقت بارها به شورای عالی قضایی تا دادستانی و ریاست مجلس و معاونت ریاست جمهوری مراجعه کرده ای...و از هیچکدام نتیجه نگرفته ای.

مادر!  تو این راه سی ساله را با ایمانت و برای اعتقادت به دیانت بهایی پیمودی و اگر قرار شود در پایان این سی سال، مثل بازنشستگی با ملاک این دنیایی، به شرایط تو رسیدگی شود، حداقل کاری که دولتمردان ایران می توانند انجام دهند این است که با اعطای کامل حقوق شهروندی، بدون هیچ استثناء و اگر و مگر، به تو و همه ایرانیان با هر دین و مذهبی و با هر قومیتی، مرهمی شوند برای همه کاستی هایت.

مادر! به نشان احترام برای تمام این سی سال تنهایی و محرومیت و این حمایت و مهرِ بی کرانت، هیچ کاری نمی توانم بکنم مگر نوشتن همین یادداشت از زندان رجایی شهر (یا همان گوهردشت کرج)، که بگویمت: سپاس مادر رنج کشیده بهایی ایرانی.

کامران رحیمیان زندانی بهایی

چهاردهم فروردین 1393
زندان رجایی شهر کرج


محمد نوری زاد فعال حقوق بشر که خود از مدافعان نظام بود اما حال از رژیم برگشته
بر پای فرزند خانواده رحیمیان که پدربزرگش را رژیم بخاطر دیانت بهایی اعدام کرد
و هم پدر و هم مادرش در زندان رژیم هستند، بوسه می زند.
(عکس سال گذشته از وبسایت آقای نوری زاد درتهران برگرفته شده است)

 

                                 پادکست رادیو اسرائیل (فایل صوتی برنامه)

  در جستجو ( Search) در ابتدا پادکست را پیاده کنید سپس App Store در بخش جستجوی پادکست، عبارتRadio Israel in Persian      یا    Radio Israel یا کلمه ساده Radis  و یا به فارسی «رادیو» یا «رادیو اسرائیل » را جستجو کنید.

  جوانان عزیز، پادکست برنامه های روزانه رادیو اسرائیل را به دوستان خود در هر جای جهان توصیه کنید.

  آسان ترین، با کیفیت ترین و بی دغدغه ترین راه برای شنیدن برنامه رادیو اسرائیل، که در خدمت شماست.

- امکانی جدید برای شنیدن برنامه رادیو اسرائیل: اگر از دستگاه GLWIZ در هر جای جهان، و یا از اپلکیشین آن و یا برنامه نرم افزاری آن در کامپیوتر استفاده می کنید، به بخش Radio در GLWIZ رفته و «رادیو جهانی» را انتخاب کنید که چهار بار، در شبانه روز (از جمله از ساعت 18:30 شامگاه به وقت ایران) برنامه رادیو اسرائیل را پخش می کند.

Share

اشتراک گذاری:

چاپ   بالای صفحه


© Radio Israel

نقل اخبار رادیو اسرائیل، با ذکر منبع و بدون تحریف و سانسور مجاز است